ا.ن در باب خشونت


جاهلان تهران، دست جمعی به دعوا با یک تن میرفتند. نخست یکی از آنها به وی یورش و او را کتک میزد. هنگامی که فرد کتک خورده، در دفاع از خود، قصد پاسخگویی به حملات جاهل را داشت، همراهان ضارب، او را دوره کرده و در باب زشتی خشونت سخن میراندند و مانع دفاع آن شخص از خود میشدند.

داستان سرایی درباره زشتی خشونت، هنگامی انزجار آدمی را بیشتر برمی انگیزاند که ملت گلوله خورده، کتک خورده، تجاوز شده، به این نقطه میرسد که باید از خود دفاع کند، جمعی سبز شده در زباله دان عظما، از یک سو، در جهان اینترنت شروع به تئوری نویسی علیه خشونت میکنند و از سوی دیگر در هنگام تظاهرات ، و در صحنه عمل، زمانی که ملت به مزدوران مسلح خامنه ایی یورش میبرند، از سرکوب کنندگان حفاظت میکنند. همانگونه که یکی از محافظان پاسدار هزار تیر، احمدی نژاد، در یکی از تظاهراتها عمل کرد. جالب اینست که همان جانور محافظ، یکی از لباس شخصیها و چماق دار رژیم است.
خشونت امری است، زشت. ولی دفاع از شرف انسانی و حقوق پایه شهروندی، نه تنها شایسته بلکه ضروری است.

Advertisements

آروزی من …


دلم میخواد پرواز کنم؛ آتیش بشم، گُر بگیرم، سینه دشمنو بشکافم، ملتمو آزاد کنم.

از ما فرزندان خویش دلشاد باش ای ایران!

نخارد پشت من جز ناخن انگشت من


کجاست قطعنامه شورای امنیت علیه خامنه ایی جلاد؟ با سرعت و شدتی که چنین قطعنامه ایی علیه لیبی صادر شد. کجاست محکومیت جهانی علیه خامنه ایی پلید؟ به گسترده گی محکومیتی که علیه مبارک وجود داشت.

ما ایرانیان، در نبردمان علیه ضحاک، بمانند همیشه، بر توان خویش متکی هستیم و اینبار نیز، یکبار برای همیشه، بساط شیادی و دیکتاتوری را برمیچینیم. نمیگذاریم دگر بار، انقلابمان را بدزدند. و دوباره سرمشقی خواهیم شد برای دیگران.

آباد باش ای ایران، آزاد باش ای ایران!

ما جاودانه ایم …


در کتیبه کورش، در کمان آرش، در پیام حلاج، در رستاخیز مزدک، در برافکندن پرچمهای سپید تبریز از سوی ستارخان و باقرخان، در شجاعت میرزا، در استقلال مصدق،…. در ندا و سهراب، عزم جزم کرده ایم که با مجید و اسانلو و…بساط شیادی دیکتاتوری آخوندی که بخشی از تفاله های تاریخ این سرزمینند،  برای همیشه از خاک پاکمان بزداییم.

به آنهایی که نه گفتند …


به آنهایی که در برابر نخستین موج سرکوب توسط حکومت آخوندی؛ پیام آزادگی در خیابانهای میهن شدند. به آنهایی که در برابر اولین گلوله های کژاندیشی و کهنه پرستی سینه سپر کردند. به زنانی که حجاب پس ماندگی ارتجاع را آتش زدند. به پدر و مادرانی که فرزندان خویش را در باغچه خانه شان دفن کردند، ولی تسلیم نشدند. به آنهایی که در سیاهچال جهل، نور امید ملت شدند. به پایمردان و کوه زنانی که با خروش مرگ بر خامنه ایی و مرگ بر حکومت آخوندی شرف ملتی را پایدار نگه داشتند … جان من نثار خاک پایتان.

پاسداشت روز هشتم مارس، روز جهانی زن


روز هشتم مارس ۱۹۰۸ کارگران زن کارخانه «Cotton» در نیویورک برای بهتر شدن شرایط زندگی و کاری اعتصاب کردند. صاحب کارخانه و نگهبانان آن، زنان را در کارخانه حبس کردند تا از تماس آنها و همبستگی دیگر کارگران با آنها جلوگیری کنند. ناگهان آتشی شعله ور شد و ۱۲۹ زن جان باختند.
نخستین همایش روز جهانی زن به ابتکار کلارا زتکین، در روز ۱۹ مارس ۱۹۱۱ برگزار شد. میلیونها زن در دانمارک، آلمان، اتریش، سوئیس و امریکا در آن شرکت کردند. این روز به این خاطر انتخاب شد که روز ۱۸ مارس، روز یادبود کشته شدگان انقلاب ۱۸۴۸ در برلین بود. هدف این بود که بر ویژگی انقلابی این روز تاکید شود.
خواسته های اصلی این روز:
– نبرد با جنگ
– حق شرکت در انتخابات و کاندید شدن زنان
– اصلاح قوانین کار
– حمایت از زنانی که فرزند داشتند
– محدود کردن ساعت کار به هشت ساعت
– برابری زنان با مردان در مزد
– تعیین حداقل دستمزد.
برگزیدن هشت مارس برای روز جهانی زن، به اعتصاب کارگران زن در پترسبورگ بازمیگردد. این اعتصاب همگانی شد و منجر به «انقلاب فوریه» در روسیه گردید.
خمینی با شعار یا روسری یا توسری، در همان اوان انقلاب تلاش کرد تا زنان ایرانی را سرکوب کند. روز هشتم مارس، روز جهانی زن، نبرد با افکار ارتجاعی است. با فریاد مرگ بر خامنه ایی، مرگ بر حکومت آخوندی، آنرا پاس بداریم.