پیام مقام معظم به دولت انگلیس


یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال

Advertisements

همکاری اکبر گنجی با نایاک برای قطع کمک آمریکا به اپوزیسیون


طبق اسناد داخلی نایاک، در حالیکه این سازمان صدها هزار دلار از کنگره آمریکا کمک مالی میگرفت، برای قطع کمک به سازمانهای مدنی و حقوق بشری مستقل و مخالف رژیم ایران لابی میکرد. به توصیه نایاک، اکبر گنجی مقاله ای بر علیه کمک مالی آمریکا به این سازمان ها منتشر کرد. در یک ایمیل، نایاک قطع کمک آمریکا به گروههای مخالف را یک ژست حسن نیت به رژیم ایران در جهت سازش بین دو کشور خوانده بود

——————————————————————————————————

از سال 2006 ببعد، سازمان نایاک یک لابی گسترده برای آشتی آمریکا با رژیم ایران آغاز کرد و در این مسیر، انجام چند ژست حسن نیت از طرف آمریکا بسوی تهران در دستور کار قرار گرفت. یکی از این اقدامات، حذف کمک های مالی دولت آمریکا به سازمانهای مدنی و حقوق بشری مخالف رژیم ایران مثل «مرکز اسناد حقوق بشر » بود.

در همین راستا، سازمان نایاک لابی گسترده ای در کنگره برای قطع این کمک های مالی براه انداخت که چند نمونه از اسناد مربوطه را میتوانید در این آدرس مشاهده کنید. در سال 2007 که نایاک و لابی مماشات مشغول زمینه سازی برای مذاکرات پنهان بین آمریکا و رژیم ایران بود، این لابی به اوج خود رسید. (همچنین نگاه کنید به مقاله « کارزار نایاک و هادی قائمی برای بدنام و منزوی کردن بنیاد برومند و مرکز اسناد حقوق بشر«)

در اکتبر 2007، اکبر عطری از دانشجویان تبعیدی، مقاله ای در روزنامه وال استریت به چاپ رساند و از ادامه کمک های آمریکا به سازمانهای اپوزیسیون و گروههای مدنی دفاع کرد. همانطور که در یکی از ایمیل تریتا پارسی مشاهده میشود، چند روز پس از چاپ مقاله عطری، دخی فصیحیان، مدیر اجرائی نایاک با اکبر گنجی گفتگو کرده است و گنجی نیز با پیشنهاد وی موافقت نمود تا یک مقاله جدید بر علیه کمک مالی آمریکا به گروههای مخالف رژیم منتشر نماید.

با مطالعه اسناد داخلی نایاک معلوم میشود که این سازمان صدها هزار دلار از بودجه های رسمی آمریکا را دریافت میکرد و این پولها را برای پروژه هائی خرج میکرد که وزارت خارجه رژیم و بقیه نهادهای دولتی بررسی کرده و با آن موافقت کرده بودند.

در حقیقت، نایاک با کمک مالی آمریکا مشکلی نداشت بلکه مخالف کمک به گروههای مستقلی بود که رژیم ایران کنترلی روی آنان نداشت.  یک سند داخلی نایاک نشان میدهد که یکی از اعضای مدیریت این سازمان در تهران با مسئولان وزارت خارجه رژیم دیدار کرده است تا هماهنگی لازم برای پیشبرد پروژه هائیکه پول آنرا آمریکا پرداخت میکند انجام شود. در همین راستا، هادی قائمی عضو دیگر هیئت مدیره نایاک، با محمد جواد ظریف سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل ملاقات کرد تا نحوه انجام پروژه مشترک بین نایاک با یک سازمان ایرانی که توسط خود رژیم راه اندازی شده بود، بخوبی پیش برده شود.

من اسناد داخلی نایاک و دهها ایمیل مربوط به کمک مالی کنگره به نایاک و همچنین هماهنگی نایاک با دولت ایران برای خرج این پولها را در این آدرس قرار داه ام.

در دو ایمیل که بین «پاتریک دیسنی» مسئول لابی نایاک و شخص دیگری رد و بدل شده، دیسنی تاکید میکد که قطع کمک مالی به گروههای مخالف، یک اقدام حسن نیت از طرف آمریکا به رژیم ایران است و زمینه های تفاهم بین دو کشور برای سازش نهائی را فراهم مینماید. (ایمیل اول، ایمیل دوم)

از طرف دیگر، سازمان CATO که نیم میلیون دلار به اکبر گنجی داد، یکی از موسساتی است که بهمراه نایاک برای سازش بین آمریکا و رژیم ایران لابی میکرد. (اسناد لابی مشترک نایاک با کیتو سری اول –  کیتو سری دوم – کیتو سری سوم کیتو سری چهارم)

شگفت آور اینکه، یکی از اعضای کمیته 7 نفره ای که تصمیم به پرداخت نیم میلیون دلار از طرف سازمان کیتو به اکبر گنجی گرفت،  رئیس کمپانی بزرگ » Koch» میباشد  که هم اکنون بخاطر معاملات شیرین اقتصادی با رژیم ایران مورد غضب کنگره آمریکا قرار گرفته است.

با مطالعه اسناد داخلی نایاک و مقایسه آن با اظهارات علنی پارسی و گنجی معلوم میشود که دریافت پول از دولت، کنگره و کمپانی های بزرگ آمریکا برای بعضی ها کاملا حلال و پسندیده است اما وقتی همین پولها به دیگران پرداخت شود، در اینصورت کاملا حرام و ناپسند خواهد بود.

از وبسایت فووروم ایرانیان

کشتار مهاجرین در آلمان توسط فاشیزم و حمایت رژیم آخوندی از آنان


میان سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ ، هشت مهاجر توسط فاشیزمهای آلمانی به قتل رسیده اند. ارتباط این قتلها با یکدیگر و سیاسی بودن انگیزه آنان تاکنون پنهان مانده بود. بنا به اخبار منتشر شده یک مامور سازمان امنیت آلمان در هنگام وقوع یکی از قتلها درمحل حضورداشته و یک جاسوس این سازمان، که در سالهای گذشته عضو یک گروه فاشیستی در این کشور بوده و بعدها به استخدام سازمان امنیت آلمان درآمده، درگیر این رسوایی سیاسی برای دولت آلمان هستند. امروز پارلمان آلمان از خانواده های قربانیان پوزش طلبید. تا جاییکه این کشتار به رژیم آلمان و رابطه اش با آنها مربوط میشود باید اشاره کرده که رژیم آخوندی با ایدئولوژی فاشیزم دینی از نئو فاشیزمهای آلمانی، که این قتلها توسط آنان صورت گرفته است، حمایت میکند.

درباره حمایت و نزدیکی ایدئولوژیک رژیم آخوندی و فاشیزمهای آلمانی همین بس که طبق دستور اداره امنیت داخلی آلمان در هشتم فوریه 2008، حزب فاشیستی ان. پی. دی، از پوشیدن تی شرتهای احمدی نژاد با تیتر، «دوست من یک خارجی است» همراه با عکس مموتی، ممنوع شد.


خامنه‌ای به سوراخ موش سلام کن


سوراخ سنبه ها و غارهايي كه آسيد علي روضه خون يا علي گداي يه دست براي آينده اش تهيه ديده ولي ما اگه ايشون تو كانال فاضلاب هم قايم بشه ميگيرمش و ميذاريمش جلو دادگاه خلق.

راز موفقیت یک جوان ایرانی در آمریکا


یک روز پس از انتشار گزارش آژانس اتمی در باره ایران، روزنامه مهم نیویورک تایمز مقاله ای ای از یک جوان ایرانی بنام رضا مرعشی به چاپ رساند. جوانی که تا چند ماه پیش کمتر کسی نامش را شنیده بود و هیچ مقاله و نوشته ای از وی حتی در وبسایت های درجه سوم هم چاپ نشده بود، اما خیلی سریع مدارج ترقی را طی کرده و اکنون، نیویورک تایمز و دیگر رسانه های معتبر آمریکا مقالات وی را بدون معطلی چاپ میکنند.
رضا مرعشی، مقاله نویس نیویورک تایمز، قبلا در تهران برای دلالان نفتی رژیم کارمیکرد، بعد به آمریکا آمد و تحلیل گر وزارت دفاع شد، بعد به میز ایران در وزارت خارجه رفت تا زمینه های سازش بین آمریکا و ایران را فراهم کند. اکنون نیز به استخدام نایاک در آمده تا برای برداشتن تحریم و بازشدن بازار نفت به روی کمپانی های بزرگ لابی کند.
مرعشی تا سال 2006 در تهران برای شرکت آتیه بهار که دلال نفتی است کار میکرد. در همین سال، تریتا پارسی با کمک سیامک نمازی، که مدیر عامل همین شرکت آتیه بهار است، یک لابی گسترده در آمریکا براه انداخت تا تحریم و فشار از روی جمهوری اسلامی برداشته شود. (قابل ذکر است که خود تریتا پارسی نیز برای کمپانی آتیه بهار کار میکرد)

با شروع لابی نایاک، رضا مرعشی از تهران به آمریکا آمد و به استخدام «انستیتوی مطالعات استراتژیک ملی » در واشنگتن در آمد. این انستیتو برای وزارت دفاع آمریکا کار میکند. مدت کوتاهی بعد، مرعشی به استخدام وزارت خارجه درآمد و در بخش ایران، برای فراهم آوردن زمینه های دوستی بین آمریکا با رژیم ایران مشغول بکار شد.

چهار سال پس از فعالیت در وزارت خارجه، رضا مرعشی به استخدام نایاک در آمد و از سال گذشته تاکنون، برای برداشتن تحریم از روی جمهوری اسلامی لابی میکند.

راز موفقیت سریع و برق آسای مرعشی را میتوان با نگاهی به مقاله های پی در پی او و بخصوص مقاله اخیرش در نیویورک تایمز پیدا کرد. مرعشی به آمریکا نصیحت میکند که با جمهوری اسلامی به سازش برسد و رابطه دوستانه ای با ملایان تهران برقرار کند. در شرائطی که رژیم ایران از همه طرف تحت فشار است و زمینه برای تحریم های سفت و سخت فراهم تر میشود، این نوع نوشتارها، برای کمپانی های بزرگ آمریکا و لابی مماشات، از نان شب نیز واجب تر است. کمپانی های بزرگ برای پیشبرد لابی خود، ترجیح میدهند که مخالفت با تحریم و تبلیغ برای دوستی با ملایان، از زبان یک ایرانی گفته شود تا مشروعیت بیشتری داشته باشد. اما زمانی که این ایرانی، کارمند نایاک باشد و نایاک نیز خودش را بعنوان نماینده جامعه ایرانی در آمریکا معرفی کند، در اینصورت، قیمت این گونه مقالات صد برابر میشود.