با عاشقان آزادی, همگام، هم پیمان


بازتاب این ویدئو

http://www.firstpost.com/topic/place/iran-azady-free-iran-video-hkN4h52yQ6Q-32-8.html

Advertisements

فاحشه خانه ایی بنام بهشت


بهشتی که آخوندها جوانان ناآگاه را با آن به گمراهی میکشانند، باید جایی باشد مثل دربار هارون الرشید. فاحشه خانه ایی که برای مردان رزرو شده. در اینجا خداوند آخوندها هم مکان و هم بها و هم انتخاب فاحشه های بهشتی را به گردن دارد.
جایی که حداقل ۷۲ حوری – متاسفانه مشخصات آنها بطور دقیق اعلام نشده، مثلا وزن، قیافه و اینجور چیزهای مهم. تنها خیلی گرد گفته شده که این حوریان سپید اندام (نژادهای تیره و زرد شانس آوردند) وسپید چشم! که از خاک و سرشت بهشت تولید شده اند – شبانه روز در اختیار تنها یک مرد هستند. مهمترین برتری این زنان اینست که نیاز به ازدواج با آنان نیست. اینکه یک مرد نمیتواند شبانه روز، گذشته از اینکه در چه سنی باشد، به ارضای جنسی مشغول باشد، صرفنظر از اینکه مگر کاری، باری، مشغله فکری دیگری نداشته و نخواهد داشت، را آخوندها فکر اش را کرده اند: او میتواند هر طور! و هر قدر که بخواهد!

اینکه این بهشت نمیتواند جای ضعیفان مومنه باشد، از پیش مشخص است. شاید هم بهمین خاطر است که حملات انتحاری ارتجاعی بجز یکی دو مورد، تنها توسط مردانی که تشنه این بهشتند و حوصله صبر بیشتری ندارند، اجرا میشود. بگذریم.
پس از نفله شدن آیت اله دستغیب (، از بس که فقط درباره مسایل جنسی نوشت) جک شده بود که از پیکرش فقط آلت اش مانده بود که اونهم گذاشتند توی تابوت و در شهر گرداندند و شعار دادند: این گل پرپر ماست هدیه به رهبر ما، خمینی، است . این نفله از جمله نوشته بود که :  حوری بهشتی ؛ مغز استخوان ساق پايش نمايان است و کبدش بمنزله آينه ای است که مومن صورت خودش را در آن می بيند . و خلخال پايش به انواع نغمه ها آواز می خواند !! ” ( نگاه کنيد به کتاب هزار سئوال – صفحه 86 -) آخوند شجونی در یادواره شهدای روحانی استان همدان گفته که:  روحانیت بوی بهشت میدهد.

من یکی از آنهایی هستم که به آخوند شجونی حق میدم. آخوندها بوی فاحشگی میدن.

 

تهدید اسد به استقاده سلاح شیمیایی علیه ملت بپا خاسته سوریه


در حالیکه نبرد آخرین در سوریه جریان دارد، بشار اسد تهدید به استفاده از سلاح شیمیایی کرد. در دو شهر حلب و دمشق  ارتش آزاد سوریه و ارتش این کشور درگیر شدیدترین نبرد هستند. در شهر حلب اکثر مناطق شهر بدست ارتش آزاد سوریه افتاده ودر دمشق بیش از یک سوم شهر در دست انقلابیون است.

اسد هراسان از سرنگونی و احتمالا با مشاورت  خامنه ایی،  تهدید کرد که به «حمله خارجی» با سلاح شیمیایی پاسخ خواهد داد. نکته نگران کننده اینست که رژیم اسد، بمانند حکومت فاشیزم دینی حاکم بر میهنمان و همه دیکتاتورها، قیام ملت علیه خویش را تاکنون به دخالت و حمایت نیروهای خارجی دانسته اند.
امروز اتحادیه اروپا  انزجار خود را از بیانیه وزارت خارجه سوریه مبنی بر استفاده از سلاح شیمیایی را اعلام کرد. این اتحادیه نه تنها تهدید رژیم شیمیایی بشار اسد را محکوم کرد بلکه از آن خواست به کشتار مردم و محاصره شهرها پایان و راه را برای یک روند مسالمت آمیز باز کند. اتحادیه عرب نیز طی بیانیه ایی از اسد خواست هرچه سریعتر از قدرت کنارگیری کند.  تاکنون صدها هزار سوری بخاطر خشونت رژیم به کشورهای ترکیه، لبنان، اردن و عراق پناه آورده اند. حدود ۶۰۰.۰۰۰ تن دیگر در کشور آواره شده اند. کشورهای غربی در حال خارج کردن اطباع باقیمانده خود در این کشور هستند.
حکومت سوریه با یاری اتحاد جماهیر شوروی در دهه هفتاد و هشتاد، برای تهدید علیه اسراییل به تولید سلاح شیمیایی دست یازید. به گزارش موسسه سی اس آی اس امریکا، در سال ۲۰۰۸ سوریه از کمک رژیم ایران برای تولید بمب شیمیایی برخوردار شد. موسسه بروکینگز در واشنگتن معتقد است که سوریه دارای یک برنامه پیشرفته سلاح شیمیایی، شامل گاز خردل، گاز سارین و گاز کشنده عصب وی ایکس میباشد. این سلاحهای شیمیایی در شهرهای دمشق، حلب و حماء تولید میشوند.

زوزه های وحشت رژیمی لرزان


رژیم که با سرنگونی حتمی بشار اسد به وحشتی بی پایان دچار شده مرتبا خبر از «گروهکی» میدهد که لرزه به جانش انداخته، گوش کنید:

بنا به گزارش شورای ملی مقاومت ایران، (نقل از خبرگزاری حکومتی ایسنا)، «عضو هيأت رئيسه کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس، حضورمجاهدین در عراق را با وجود تجهيزات گسترده جنگی و لجستيکی، بزرگ ترين عامل ناامنی و بحران در عراق و منطقه خواند.»

از سوی دیگر همین خبرگزاری اعلام کرد که  «الهام علی اف، رئيس جمهوری آذربايجان برای استقرار مجاهدین در اين کشور موافقت کرده است. موافقتی که به دنبال آن، گفته می شد دو پايگاه در شهرهای «داش کسن» و «مينگه چوير» برای استقرار ۸۰۰ نفر از اعضای رده پايين مجاهدین آماده شده و آنها از مسير اقليم کردستان و با هماهنگی دستگاه امنيتی اين اقليم و سازمان امنيت ترکيه از خاک ترکيه وارد گرجستان و سپس آذربايجان شدند.»

این خبرگزاری به این بسنده نکرده و ادامه داد که «در همين رابطه شايعاتی از يمن نيز به گوش رسيد و اعلام شد مقصدی که برای مجاهدین در نظر گرفته شده است، منطقه يی است به نام صعده در يمن که با هزينه سعوديها آماده سازی شده است و مجهزترين امکانات آموزشی، در اختيار آنها قرار گرفته است.»

البته که ایسنا فراتر از اینها رفته و خبر میدهد که « يکی ديگر از کشورهايی که از آن به عنوان مقصد بعدی مجاهدین پس از اخراج نام برده می شود، پاکستان است. البته در اين خصوص بايد اعلام کرد با وجود اين که دولت و ملت پاکستان به خاطر روابط خوب و برادرانه با ايران اجازه فعاليتهای نظامی و يا تبليغی را به اين فرقه نخواهند داد، دور از انتظار نيست که با فشار آمريکا و اسراییل ، دولت پاکستان مجبور به پذيرش اعضای اين سازمان شود. »

تازه این همه خبر نیست، چرا که در ادامه آمده است که «واقعيت اين است که انتقال به اردن برای مجاهدین چند امتياز دارد؛ امتياز اول اين که سران اين کشور کاملاً با آمريکا و اسراييل هماهنگ هستند و مجاهدین می توانند اطمينان کامل داشته باشند در صورت استقرار در اردن، هيچ گاه مورد حملات تلافی جويانه جمهوری اسلامی ايران قرار نخواهند گرفت زيرا در حال حاضر ارتباط ايران و اردن نيز چندان گرم نيست. نکته ديگر اين که مجاهدین قبلاً در اردن تشکيلاتی داشته و در حال حاضر هم دفتر رسمی دارند.»

پای عربستان هم به این ماجرا کشانده میشود آنجایی که ایسنا میگوید که «در ابتدای زمانی که زمزمه های اخراج مجاهدین مطرح شد، اولين کشوری که برای پذيرش اين افراد ابراز تمايل کرد، عربستان سعودی بود. مدتهاست که دستگاههای امنيتی رژيم حاکم بر عربستان بر مبنای راهبردی تهاجمی تلاش دامنه داری را برای نزديک تر شدن به جريانهای مخالف و برانداز جمهوری اسلامی با هدف برنامه ريزی مشترک برای تخريب چهره و فشار و تضعيف پايه های اقتدار و امنيت ملی ايران آغاز کرده اند. »

تا برسیم به بحرین که خبرگزاری حکومتی این کشور را هم بی نصیب نمیگذارد وقتی خبر میدهد که « وقتی بحران زده ها شعار حمايت از تروريست ها سر می دهند! چندی پيش برخی اعضای پارلمان [بحرين] در بيانيه يی مداخله جويانه، جانبداری کم سابقه ای را از مجاهدین به عمل آورده بودند. در قسمت هايی از اين بيانيه آمده است: «مجلس نمايندگان بحرين محکوميت شديد خود را در رابطه با نقض خطرناک حقوق بشر توسط رژيم عراق در کمپ اشرف و ليبرتی که تحت فشار و دخالتهای آشکار رژيم ايران صورت می گيرد، ابراز می دارد. اين مجلس معتقد است انتقال ساکنان کمپ اشرف به قرارگاه ليبرتی هيچ پايه قانونی ندارد و نقض عرفهای جهانی است».

وه که چه «گروهکی»

شمارش معکوس برای بشار، اسد در جستجوی سوراخ موش


رژیم ایران هر آنچه از ابزار سرکوب و تجربه شکنجه و کشتار مردمی بپا خواسته و دلارهای نفتی برای چرب کردن سبیل روسیه و چین برای حمایت ازحکومت سوریه داشت، برای ماندگاری بشار اسد خرج  کرد. ولی اکنون دمشق، پایتخت سوریه در آستانه آزادیست. نه وتوی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط دو کشور روسیه و چین  و نه سلاحها و جلادان اعزامی رژیم به آن کشور، نتوانستند و نه خواهند توانست، سدی شوند برای ملتی که اراده کرده آزاد باشد.
کشته شدن وزیر دفاع داود راجحه و  آصف شوکت، معاون وی و همسر خواهر اسد، آنهم در قلب پایتخت و در نزدیکی کاخ بشار اسد ناقوس مرگ رژیم اسد را چنان به صدا در آورد که طبق گزارش  خبرگزاریهای بین المللی، وی مجبور شده به زادگاه اجداد خود به لاتاکیا بگریزد.
بنا به گزارش  ارتش آزاد سوریه تنها در یک روز طی حمله نیروهای بشار ۲۰۰تن کشته شدند. رژیم درمانده  ایران نیز به روش همیشگی دست یازید و انتقام شکست دخالت اش در سرکوب ملت سوریه را از توریستهای اسراییلی در بلغارستان گرفت. این حمله تروریستی هفت کشته و ۳۷ زخمی بجا گذاشت.
شمارش معکوس برای حکومت بشار، ناقوس سرنگونی سید علی است. برای همین باید که روز سرنگونی اسد را به جشنی علیه فاشیزم دینی حاکم بر ایران تبدیل کنیم و مرهمی باشیم برای ملت سوریه که با یاری رژیم حاکم بر ما، خونش بر کف خیابانها جاری شد.

آری بپا خیزیم و بسوی سرنگونی تام و تمام حکومت گام برداریم.
چرا که اگر نوبتی هم باشد دیر وقتی  است که نوبت ماست.

از مرزبندی با رژیم ضدبشری تا هماغوشی با سید علی


در اینکه میتوان و باید حق داشت از هر شخص، گروه، سازمان سیاسی در اپوزیسیون و یا در کنار آن انتقاد کرد، شکی نیست. از آقایان موسوی و کروبی گرفته تا آقایان رضا پهلوی و مسعود رجوی تا خانم مریم رجوی و مهدی سامع و دیگر مبارزان. هیچ پندار و کرداری آنقدر مقدس نیست که نتوان آنرا به چالش کشید.
تا آنجا که به شورای ملی مقاومت ایران که در سی تیر 1360 در تهران تاسیس شد، باید که به بیانیه ملی ایرانیان که پس از انتصاب آقای محمد خاتمی منتشر شد؛ مراجعه کرد. | حقیر از جمله امضاء کنندگان آن بودم | در این بیانیه که ضمن نامشروع شناختن رژيم و همه باندهای درونی آن، آمده است  :« هر کس حق دارد مخالف شورای ملی مقاومت ايران يا سازمان مجاهدين خلق باشد و انتقاداتش را آزادانه ابراز کند. اما بهانه کردن اين مخالفت برای مخدوش کردن مرزبندی با رژيم يا مشروعيت بخشيدن به يکی از جناحهای درونی آن را خيانت به مصالح ملت می دانيم.
دفاع از اين رژيم و هر يک از جناح های آن و برقرار کردن رابطه با آنها، پايمال کردن خون شهيدان و دشمنی با آزادی و حاکميت مردم ايران است. عبور از اين خط قرمز که حصار حياتی و مرزبندی ملی ايرانيان در برابر حاکميت آخوندی است، هر فرد يا جريان سياسی را، هرچند سابقه يا داعيه مخالفت با رژيم داشته باشد، از جرگه مخالفان رژيم، خارج، و به ورطه خيانت می کشاند.»
میتوان و باید که تاکتیک های این شورا و مجاهدین در نبرد با رژیم را به چالش کشید. ولی آیا تاریخ سی و سه ساله؛ بویژه سرکوب خونین جنبش سبز؛ نشان نداد که این رژیم اصلاح پذیر نبوده و باید که طرد و سرنگون شود؟ به این سیاق باید که اذغان کرد: استراتژی سرنگونی تام و تمام رژیم درست و تلاش برای بزک کردن و اصلاح آن محکوم به شکست بوده و خواهد بود. چرا که این حکومت در همه مدت حکومت اعدامهای طلایی اش؛ توان حتی کوچکترین سازش با ملت خود را نداشته و نخواهد داشت.
برای همین هست که همه آنهایی که به اپوزیسیون ایران میتازند؛ نه مزدور بلکه ناخواسته آب به آسیاب دشمن میریزند. این نه یک ادعا بلکه قانونمندی است که بر جهان حاکم است. هر چه از دیوار اپوزیسیون دور شویم ناخواسته به آغوش سید علی خواهیم شتافت. آنهم رژیمی که اکنون سراپا بحران است. تا جاییکه حتی گماشته ولی فقیه اش، تیر خلاص زدن رئیس جمهورش نه تنها از آن بریده بلکه قصد دارد سیاست را هم به کنار بگذارد.
دفاع از آقایان رضا پهلوی، مهدی سامع، خانم رجوی و دیگر مبارزان راه آزادی، دفاع از شرف ایرانی و ماندگاری در جبهه مردمی رودروی سید علی است.

آلمان فدرال و میهن دیکتاتور زده ما


شاید برای بسیاری از ما، روشن نباشد که چقدر سرنوشت میهن ما در صده اخیر شبیه کشور آلمان فدرال هست. از نزدیکی زبان،|پارسی را زبان هند و اروپایی و بعبارتی هند و آلمانی گویند| هر دو کشور تجربه تلخ فاشیزم داشته و از چند گونگی قومی و ایالتهای فقیر و غنی برخوردارند.

کشور آلمان بخاطر تجربه فاشیزم ملی اش میتواند الگوی خوبی برای میهن فاشیزم زده ما باشد.

حقوق بشر، ستون اصلی در قانون اساسی آلمان فدرال است. پارلمان فدرال دولت را تعیین و بر آن نظارت داشته و قوانین تصویب شده اش در کشور اجرا میشوند. پارلمان صدراعظم را انتخاب و یا عزل کند و وی برای هر تصمیم مهم نیاز به رای پارلمان دارد. پارلمان میتواند صدراعظم هر ایالتی قانون اساسی خود را دارد که در تضاد با قانون اساسی کشور نباید و نمیتواند در تضاد باشد. هر ایالتی دارای دولت و پارلمان و قوه قضاییه مستقل است. دعواهای قضایی میتوانند به دادگاه قانون اساسی کشوری آلمان ارجاع داده شوند. قوانین تصویب شده در پارلمان نیز نباید و نمیتوانند با قانون اساسی کشوری در تضاد باشند. ایالتهای غنی مالیات بیشتری پرداخت و اینگونه به رشد ایالتهای فقیر یاری میرسانند. به گمان من، مدل حکومتی آلمان میتواند نمونه خوبی برای سیستم دمکراتیک حکومتی آینده ایران پس از سرنگونی رژیم باشد.