سخنرانی مریم رجوی درباره حذف لیست گذاری امریکا


سلام و تهنیت به همه شماو از این جا گرم‌ترین درودها و تبریک‌ها به ملت ایران، تبریک به پدران و مادران شهیدان، تبریک به زندانیان سیاسی،تبریک به جوانان قیام آفرین،تبریک به شما اشرف نشان‌ها،به مجاهدان آزادی در اشرف و لیبرتی،به شورای ملی مقاومت ایران ،
و تبریک به مسعود سازنده و خالق پیروزیها.
این، پیروزی عدالت و قانون است بر بی‌عدالتی و شیطان‌سازی.این پیروزی متعلق به تمام ایرانیان است.
این یک پیروزی و سرفرازی بزرگ تاریخی برای ایران و ایرانی، و بزرگترین شکست رژیم ولایت فقیه در رویارویی سیاسی و بین‌المللی با مقاومت ایران در سه دهه اخیر است. باشد که تاریخ ایران را به سوی دوران تازه‌یی ورق بزنیم و طرحی نو دراندازیم؛ طرح یک ایران آزاد، آباد و بدون تبعیض و نابرابرای و بردگی دینی.

به نامِ خدا
به نام ایران، به نام آزادی
به نامِ قهرمانانی که بر چوبه دار بوسه زدند، شکنجه شدند و زجر کشیدند و بهای درهم شکستن‌ِ بزرگترین مانعِ تغییر در ایران را جانانه نثار کردند.
خواستند نور خدا را خاموش کنند، خواستند فروغ آزادی را منکوبِ تاریکی کنند؛ اما رو در روی دشمنان آزادی، نور عدالت و حقیقت تابان شد.
شمیمِ آزادی جان‌ها و دل‌های سرکوب‌شدگان را فرا گرفت و ناقوسِ شکستِ رژیمِ ولایت فقیه به گوشِ جهان رسید.
این است بینه آشکارِ فلسفه انسانیِ می‌توان و باید، این است شکوفه خونِ جگرِ ملتی که در نبردِ آزادی تنها به رنج و پیکارِ خود استوار است و این است غزل غزل‌های مقاومتِ مردمِ ایران.

هموطنان‌ِ عزیز!
نبرد با این نامگذاری، از نظرِ زمانی ۱۵ سال طول کشید؛ اما از نظرِ رنج و شکنجِ نهفته در آن به اندازه یک عمر به درازا کشید.
در حقیقت این تاریخِ به خون نوشته ملتی است که بارها قیام کرد و به کسبِ آزادی نزدیک شد؛ اما هر بار راهش را سد کردند و عمرِ فاشیسمِ دینی را طولانی و طولانی‌تر کردند.
۱۵ سالِ پیش، این لیست‌گذاری در ظاهر یک ممنوعیتِ مالی و حقوقی بود. اما به‌سرعت، انهدام تمام عیارِ جنبشِ مقاومت را پیشاروی خود گذاشت: ابتدا با بمباران‌ِ پایگاه‌های مجاهدین، سپس با طرح‌های متعدد برای تلاشیِ نرمِ سازمان‌ِ مجاهدین و دستِ آخر با درخواستِ علنی برای انحلالِ آن.
بر اثر این نام‌گذاری، بسا خونها که از پیکرِ ملتِ ایران بر زمین ریخت، صدیقه‌ها و نداها در آتشِ توطئه ۱۷ ژوئن به شهادت رسیدند، در اشرف دو رشته قتل عام صورت گرفت و چه بسیار فرزندان‌ِ مردمِ ایران که در اوین و گوهردشت، یا زاهدان و اهواز و سنندج و زندانهای دیگر بر سرِ دار رفتند. اما از هیچکس صدای اعتراضی برنخاست. گویا که این سرنوشتِ تغییرناپذیرِ ملتی است که حقِ مخالفت و مقاومت از آن سلب شده است.
این برچسب با هزار رشته پیدا و ناپیدا به اساسی‌ترین منافعِ حفظِ رژیم گره خورده بود: به منافعِ عظیم نفتی و تجاری، به مذاکره با آخوندها بر سرِ برنامه اتمی، به شانتاژ و تهدیدِ عملیاتِ تروریستیِ آنها و به‌خواستِ همیشگیِ رژیمِ ولایت فقیه در قضایای عراق پس از جنگ و اشغال.
به همین دلیل، دیوِ سخت جانی بود که شکستنِ شیشه عمرِ آن محال می‌نمود. به‌راستی، گره کوری در تاریخِ حرکتِ جامعه ایران به‌سوی آزادی بود؛ طلسمی که سرنوشتِ مردم را به بند کشیده بود و دینامیزمِ شومی برای کشتنِ امید به تغییر.
با این همه، مقاومت ملت ایران چگونه از این هفت خوان گذشت و چگونه رسالت تاریخی خود را به انجام رساند؟
از این پیشتر مسعود گفته بود که« نیروی وجدان و مقاومت ملت ایران سرانجام پیروز می‌شود».

عامل مهم این پیروزی، کارزارِ حقوقیِ دامنه‌دارِ جنبشِ مقاومت بود که بر اثرِ آن قضاییه آمریکا به ستم و بی‌عدالتی رواشده نسبت به این مقاومت، اذعان نمود. حکمِ دو سال پیشِ دادگاهِ استینافِ آمریکا وزارت خارجه را به بازبینی نام‌گذاری ملزم ساخت. سپس همین دادگاه در پاسخ به شکایت فوری در حکمِ اولِ ژوئنِ همین امسال و با تعیینِ یک ضرب‌الاجلِ ۴ ماهه، راه پس و پیش برای وزارت خارجه، باقی نگذاشت.
اما عاملِ دیگرِ درهم شکستنِ این برچسب، اشرفی‌ها و پایداریِ پرشکوهِ آنها است. چرا که لیست گذاری یورشی برای نابودیِ مقاومت بود، و اشرفی‌ها با پایداری خود مقاومت را نگاهبانی کردند.
لیست‌گذاری تلاشی برای تخطئه مبارزه و آزادی بود و اشرفیها با پایداری دهساله خود، مولد ارزشهای آزادیخواهانه و مبشر برابری و دموکراسی بودند. اشرف را با انواع روشها محاصره کردند اما از قلب همین محاصره بیرحمانه، اشرفیها توانستند محاصره جنبش آزادی ملت ایران را درهم بشکنند.
درود بر مجاهدان آزادی در اشرف و لیبرتی.

و سومین عامل این پیروزی، یک جنبشِ جهانی از شریف‌ترین مدافعانِ دمکراسی و ارزش‌های انسانی در جهان امروز است که در برابر این لیست‌گذاری ایستادند. جنبشی از قانون‌گذاران، سیاستمداران، حقوق‌دانان و مدافعانِ حقوق بشر در اروپا، کانادا، آمریکا، استرالیا، خاورمیانه و شمال آفریقا کسانی که راه حل ایران را تغییرِ دمکراتیک به دست مردم و مقاومت ایران می‌دانند، نه مماشات با دژخیمان‌ِ ‌‌حاکم بر ایران.
در این سالیان، آنها نیز هدف فشارهای بسیار قرار گرفته‌اند: بسا افترائات ، پرونده‌‌سازی‌ها و حملاتِ ننگین.
آنها زمانی به یاری ما آمدند که نزدیک شدن به یک جنبشِ متهم به تروریسم، بهای گزافی می‌طلبید. شماری از این دوستان‌ِ بزرگوار در اینجا حاضرند:
با تقدیر مجدد از همه آنها.
و اجازه بدهید که در اینجا از همه مسئولان و کادرهای ارزنده این جنبش که در این کارزار گسترده نقش پیشتاز داشتند، سپاسگزاری کنم: از خواهرم زهرا مریخی تا سرداران و سالارانی که بی‌نام و نشان در شرایطی بسیار سخت و به لحاظ سیاسی بی‌چشم‌انداز با کار و تلاش بی‌وقفه، همه ناباوریها را کنار زدند و با اراده و ایمان به آرمان و مسیر آزادی مردم ایران در تحقق این پیروزی نقش ویژه‌ای داشتند. و یکبار دیگر می‌توان و باید را اثبات کردند.
و این چنین بود که در این کشاکشِ سخت و طولانی، سرانجام حقِ مردمِ ایران برای تغییرِ حکومت به کرسی نشست.
آری، سیاوَش از میان‌ِ آتشِ تهمت‌ها گذشت و آرشِ کمانگیر دوباره پیروز شد.
حالا به رژیمِ ولایت فقیه بنگرید که چگونه از این تحول، احساسِ شکست می‌کند و چگونه با اعدام‌های جمعی پی‌درپی، تلاش می‌کند رعب و اختناق را در جامعه حفظ کند.
مقام‌های رژیم گفته‌اند که این ماجرا « برای به هم زدن وضعیت ایران و ایجاد ناامنی است».
این حرف کاملاً درست است. زیرا تمام مبارزه ما علیه لیست گذاری از روز اول این بوده و هست که وضعیت را به سود مردم ایران به هم بزنیم و تغییر بدهیم.
سردژخیم قضاییه آخوندها هم گفته است که حکومت ولایت فقیه، « هیچ‌گاه از حقی که در این باب دارد، دست نمی‌کشد».
بله، آخوندها این نام‌گذاری را حق ازلی و ابدی خود می‌دانند و از آن دست برنمی‌دارند. ما هم هرگز از حق مردم ایران یعنی سرنگونی رژیم ولایت فقیه دست برنمی‌داریم و آنرا قطعاً محقق خواهیم کرد.
حالا گوش کنید به ارزیابی یک شعبه سیاسیِ سپاهِ قدس در واشنگتن. آنها لغو نام‌گذاری را یک فاجعه توصیف کرده‌اند.
این هم ارزیابی درستی است. راستی که این فاجعه‌یی است برای همه کسانی که از ادامه استبداد مذهبی در ایران ارتزاق می‌کنند. به همین دلیل آنها در این ایام، به نحو هیستریکی به تصمیم خانم کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده حمله می‌کنند.
برای من پیشاپیش قابل درک بود که این تصمیم دشواری است و نیازمند شجاعت سیاسی است. خوشبختانه خانم وزیر به رغم مخالفت‌ پیروان سیاست مماشات، حکم دادگاه را به اجرا گذاشت و این به‌راستی شایان قدردانی است.
حالا بگذارید مشتریان‌ِ دائمیِ اباطیلِ وزارتِ اطلاعاتِ آخوندها، هم‌چنان دراین باره، دادِ سخن بدهند، بگذارید به سود آخوندها پی‌درپی مقاله و سرمقاله بنویسند که جنبشِ مقاومت یک فرقه است یا در داخلِ ایران پایگاهی ندارد و بگذارید بیش از پیش درون مایه خود را بیرون بریزند.
از نظر آنها احکامِ دست کم ۲۰ دادگاه در اروپا و آمریکا که نام‌گذاری مجاهدین را باطل دانسته‌اند، به کلی بی‌مقدار است.
در معابد آنها بتی تقدیس می‌شود که از معامله آغشته به خون با آخوندها ساخته شده است.
حالا این معابد به لرزه افتاده است و حالا شریعت مماشات گران به رسوایی کشیده شده است. زیرا یک اپوزیسیون دمکراتیک و مستقل توانسته است زنجیرها را از دست و پای خود باز کند.
آنها به شدت واهمه دارند. و ما علت آن را می‌دانیم. آنها به‌درستی از این می‌ترسند که از این پس شیطان‌سازیِ این مقاومت، دیگر تکیه‌گاهی پیدا نمی‌کند.
از این پس مردمِ جهان و بخصوص مردمِ آمریکا درمی‌یابند که جنبشِ ما برخلافِ اطلاعاتِ گمراه کننده فاشیسمِ دینی، از این اتهامات بسیار فاصله دارد و تنها برای آزادی و دمکراسی در ایران مبارزه می‌کند.
بله تروریست نامیدن‌ِ مقاومتِ مشروع در مقابل یک فاشیسم دینی ، در حقیقت جنگ با ارزش‌های انسانی بود.
این ممنوعه کردن کلمه مقاومت بود، این تخطئه فداکاری برای آزادی بود و این همان روزگاری بود که انجیل پیش بینی کرده بود که « قحطیِ کلامِ خدا پدید خواهد آمد».
پس خوشا مقاومتِ ایران و همه یاری‌کنندگانش که با درهم شکستنِ این لیست، کلمات حقیقی را احیا می‌کنند و فروغِ آزادی را فروزان و فروزان‌تر می‌سازند.
باید تصریح کنم که من نیامده‌ام تا آنچه را دولتِ آمریکا و دولتهای اروپایی در این سالها نسبت به جنبشِ مقاومتِ ایران انجام دادند، سرزنش کنم؛ بلکه می‌خواهم یک تجربه تلخِ تاریخی را بازگو کنم.
می‌خواهم بگویم تروریست نامیدن‌ِ مجاهدین، تصمیمی نبود که فقط بطورِ خاص مردم ایران را هدف قراردهد؛ بلکه فراتر از آن، انحرافِ عظیمی در سیاستِ جامعه بین‌المللی ایجاد کرد:
وقتی که مهم‌ترین جنبشِ ضدتروریستی و ضدبنیادگرایی جهان، تروریست نامیده شد، نتیجه‌اش آن شد که تهدیدِ پدرخوانده تروریسم و بنیادگرایی فراموش شد؛ این واقعیت که سلطه‌جوییِ همین رژیم در عراق و لبنان و افغانستان مانعِ اصلیِ صلح و دمکراسی در این کشورهاست، نادیده گرفته شد و حتی این واقعیت که آخوندها به‌سرعت در حالِ ساختنِ تسلیحاتِ کشتار جمعی هستند، از اهمیت افتاد. در نتیجه، غولِ بنیادگرایی و تروریسم، سربلند کرد و صلح و امنیتِ جهان را گروگان خود ساخت.
با این همه اکنون، لغوِ این لیست‌گذاری، موقعیتی برای جامعه جهانی فراهم کرده است که سیاستِ به‌بن‌بست رسیده خود در قبالِ ایران را تغییر دهد.
بله، سیاست کنار آمدن با حکومت چوبه‌های دار، دیگر نباید ادامه پیدا کند.آنچه آخوندها را در قتل عامِ مردمِ سوریه جری کرده است، دیگر جایی برای ادامه یافتن ندارد.
اما فوری‌ترین قدم برای تغییرِ سیاست، باید در قبالِ ساکنان اشرف و لیبرتی برداشته شود. دولتِ عراق بر اساسِ فرامینِ ولایت فقیه، لیبرتی را به زندان تبدیل کرده است. حالا پس از لغوِ لیست گذاری، دیگر هیچ محذوری برای تأمینِ حقوقِ ضایع شده مجاهدانِ آزادی وجود ندارد. عراق باید هر گونه محدودیت در آزادیِ تردد، دسترسی به وکیل و همچنین محدودیت در تصرف اموال منقول و غیرمنقول مجاهدانِ آزادی را از میان بردارد. و ایالات متحده و سازمان ملل باید خواستارِ نامگذاریِ لیبرتی به‌عنوان‌ِ کمپِ پناهندگی شوند.
در این موقعیت، هم‌چنین باید بر خواست مردم و مقاومت ایران تأکید کنم:
خواست اصلی، هدف اصلی و موضوعِ اصلی مبارزه مردم ایران تغییر رژیم است.
ما جامعه جهانی را فرا می‌خوانیم که خواست مردم ایران برای تغییر رژیم را محترم بشمارند و سیاست خود را با آن منطبق کنند. و ما جامعه جهانی را فرا می‌خوانیم که مقاومت مردم ایران برای آزادی و دمکراسی را به رسمیت بشناسند. زیرا به نفع خودشان است.

هموطنان‌ِ عزیز!
مهم‌ترین پیامِ فرو ریختنِ اتهامِ تروریسم، این‌است که:
برای مسأله ایران پاسخ آماده و شایسته‌یی هست؛ برای احیا اعتماد و همبستگیِ ملی، مظهر و تکیه‌گاهِ استواری هست. بله، جنبشی هست که دارایی بزرگِ ملتِ ایران برای پیشروی و آزادی است.
این دارایی، قبل از چیز، انسان‌های از خودگذشته، متعهد و پیشتاز است. از این نظر، مجاهدان‌ِ آزادی در اشرف و لیبرتی، سرمایه بزرگِ مردمِ ایران برای کسب آزادی‌اند.
دارایی این جنبش هم‌چنین، سازمان‌یافتگی و برخورداری از سازمان و تشکیلات استوار است:
از یکطرف، شبکه‌ اعضا و حامیان‌ِ فداکارش در داخلِ ایران که خود را در قیام‌ها و در تأمینِ نیازهای گسترده این جنبش و در افشای مهم‌ترین پروژه‌های اتمی و تروریستی این رژیم نشان داده‌اند.
از طرف دیگر، شبکه گسترده‌یی از اعضا و حامیان از خودگذشته در خارج کشور. یعنی شما هموطنان و یاران‌ِ مقاومت که در تمامِ فراز و نشیب‌ها و در تمامِ روزهای سخت، از این مقاومت جانانه دفاع کرده‌اید. و شما که بزرگترین تحصن‌ها و اعتصاب‌های تاریخِ جهان‌ِ امروز را در ژنو و واشنگتن، و سایر کشورها برپا نمودید.
آنچه شما در این سالیان کردید، در تاریخ مقاومت‌ها بی نظیر است؛ زیرا نه سرما شناختید، نه گرما؛ نه از راه دور خسته شدید، نه از چشم‌اندازهای نامعلوم. ایستادید و ایستادید و جهانی را از ایمان و استواری خود شگفت‌زده کردید.
تک تک شما مایه افتخار من و جنبش مقاومت، و مایه احترام مردم ایران هستید. درود بر همه شما.
جنبشِ آزادیِ ملتِ ایران، هم‌چنین از دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران برخودار است؛ یعنی شورای ملی مقاومت که پایه گذار همبستگی ملت ایران است و در تلاطمهای مهیب سه دهه گذشته، بر مرزبندی‌های سیاسی خود پای فشرده و این چنین در صحنه سیاسی ایران می‌درخشد. درود بر همه شما.
و سرانجام باید بگویم سرمایه اصلی این جنبش، رهبری مسعود است؛ یعنی چکید‌ه پنج دهه رزم و مجاهدتِ این جنبش در برابرِ دو دیکتاتوری، هدایت کننده این مقاومت در بغرنج‌ترین شرائط و سخت‌ترین ابتلائات، و تضمین کننده آن در برابرِ انواعِ کجی‌ها و انحرافات.
هرکس که دستی در آتشِ مبارزه و پیکار برای آزادی داشته باشد، درک می‌کند که جنبشی که توانسته است از یک رهبری ذیصلاح و پاکباز برخوردار شود، به چه مداری از توانمندی و تکامل و پیشرفت دست یافته است.
پس با تبریک مجدد به مسعود و تقدیر از همه تلاش‌ها و مجاهدت‌هایش برای رساندن مقاومت ایران به این نقطه از اعتلا و سرفرازی و تربیت نسلهای متعهد به آرمان آزادی مردم ایران. درود بر او.

هموطنان عزیز!
مقاومت ایران همچنین پاسخِ عمیق‌ترین تضادهای فکری و فرهنگی رودرروی ارتجاعِ حاکم است. این پاسخ را در چهار جنبه اساسی می‌توان مشاهده کرد:
نخست اینکه، مقاومتِ ایران، آنتی‌تزِ بنیادگرایی و ارتجاع، تحتِ نامِ اسلام است. یعنی به اعتبار وجودِ مجاهدین در محورِ این جنبش، پرچمِ اسلامِ دمکراتیک را در برابرِ ارتجاعِ مذهبی برافراشته و مسببِ شکستِ فرهنگی و ایدئولوژیکیِ این رژیم است.
از این نظر، ایران تنها کشوری در منطقه است که اگر یک انتخابات آزاد در آن برگزار شود، ارتجاع و بنیادگرایی هیچ سهمی در آن به دست نخواهند آورد.
دوم اینکه، این مقاومت در برابرِ زن ستیزیِ این رژیم، مبشرِ برابریِ زنان در همه پهنه‌ها، از جمله رهبریِ سیاسی است. ارمغان‌ِ این مقاومت برای تاریخ و جامعه ایران، نسلی از زنانِ پیشتاز است که نوید‌بخشِ یک جامعه بسامان، آزاد و دمکراتیک در ایران فردا هستند.
سوم اینکه؛ این مقاومت پاسخِ صدماتِ تلخ و عظیمی است که رژیمِ ولایت فقیه به اعتمادِ مردم و پیوندها و همبستگیِ اجتماعی وارد کرده است. زیرا برای خود چیزی نمی‌خواهد، در پی کسبِ قدرت نیست و خواست‌های مشترکِ مردمِ ایران را نمایندگی می‌کند.
و سرانجام اینکه؛ این مقاومت یک برنامه دمکراتیک ارائه کرده است؛ برنامه‌یی برای ایران‌ِ آزادِ فردا، در برگیرنده مهم‌ترین آمالِ دمکراتیکِ مردمِ ایران که اکثریتِ آنها در آن، اشتراک نظر دارند:
یک جمهوری بر اساسِ رأی و انتخابِ آزادانه مردم،
جدایی دین و دولت،
برابری زن و مرد،
لغو حکمِ اعدام،
کثرت‌گرایی،
اعاده حقوقِ ملیت‌های تحت ستم،
فرصت‌های برابرِ اقتصادی،
یک قضاییه مستقل و عادلانه،
و یک ایران‌ِ غیر اتمی.
این‌است دردِ مشترک و حرفِ مشترکِ ما.
اما عزمِ مشترکِ ما، به زیر‌کشیدنِ رژیمِ ولایت فقیه است و چنین خواهد شد.
بله، پیام این تحول در یک کلام این است:
ملتی که زنجیر اتهام تروریسم را درهمشکست، بی‌تردید، زنجیر دیکتاتوری و حکومت ولایت فقیه را نیز درهم خواهد شکست و آزادی را به دست خواهد آورد.
حذف این نام‌گذاری از نظر سیاسی توازن سیاسی را علیه رژیم ولایت فقیه به هم می‌زند و نویدگر تحول تازه‌یی در آرایش منطقه‌یی و بین‌المللی و داخلی است.
گفته بودیم که دورانِ جدیدی در حالِ طلوع است: دورانِ تغییر و تغییرِ دوران!
حالا دوران‌ِ پیشروی آغاز می‌شود: پیشروی به سوی فتحِ همه سنگر‌هایی که آخوندها در پناهِ سیاستِ مماشات اشغال کرده‌اند.
و پیشروی برای سرنگونی دشمنِ ایران و ایرانی.
بله، حالا زمانِ برخاستن است.
همه شما یاران‌ِ مقاومت، جوانان‌ِ دلیر و زنان بجان‌آمده، بویژه دختران و پسرانم در سراسرِ ایران، بله همه شما را به گسترشِ مقاومت و اعتراض فرا می‌خوانم، با همان خواسته و شعار خودتان که هر روز بر دیوارها می‌نویسید: یعنی مرگ بر اصل ولایت فقیه، زنده باد ارتش آزادی
سلام بر مردمِ ایران!
سلام بر آزادی.

برگرفته از سایت مریم رجوی

……………………………………………………………….

مجاهدين: برای شروع بهار ايرانی آماده می شويم
روزنامه الشرق الأوسط گزارشی از مراسم جشن اورسور اواز درج کرد و نوشت:
15سال پس از قرار دادنش در ليست سازمانهای تروريستی وزارت خارجه آمريکا، و به دنبال يک کارزار قضايی که سالها ادامه يافت، هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا مبادرت به خارج کردن نام سازمان مجاهدين خلق ايران_ اپوزيسيون، از ليست مذکور کرد.
يک عضو کميسيون خارجه شورای ملی مقاومت ايران به «الشرق الأوسط» گفت، اين تحول ”امکان تحرک گسترده برای سازمان را فراهم می کند ”، و «فعاليت آن را در خود آمريکا و در هر جا که در آن مهاجران ايرانی باشند، و همچنين در داخل ايران تقويت خواهد کرد».

موسی افشار «پيروزيی» را که «مجاهدين خلق» محقق کردند، از يک طرف، «نتيجه کارزار قضايی» در آمريکا توصيف کرد، چرا که دادگاه عالی به دولت يک مهلت چهارماهه برای تصميم گيری داد، که وزارت خارجه به حکم دادگاه گردن گذاشت و از طرف ديگر، اين سازمان، که با رژيم حاکم در ايران از آغاز شکل گيريش مخالف است، خروج نامش از ليست آمريکا را به دلايل سياسی به دنبال تنش در رابطه بين غرب و ايران به خاطر پرونده اتمی ايران و حمايت تهران از رژيم سوريه می داند.
به گفته افشار، در سال۱۹۹۷ غرب- آمريکا و اروپا- خواستند پيام نزديکی به محمد خاتمی ر ئيس جمهور رژيم ايران -که نامگذاری «مجاهدين خلق» به عنوان يک سازمان تروريستی را برای غرب شرط تعيين کرده بود- بفرستند، و امروز غرب با حذف «مجاهدين خلق» از ليست آمريکا، يک پيام معکوس می فرستد.
در هر صورت، به نظر «مجاهدين خلق»، تحول جديد به اين سازمان «ديناميزم جديدی» خواهد داد، کما اين که فعاليتش را تقويت خواهد نمود، و به او برای فعاليت بهتر ياری می نمايد. به گفته مقام ياد شده، هدف مستقيمی که آنان برای آن تلاش می کنند «تأمين نيازهای مينيمم برادرانمان در کمپ ليبرتی (در عراق) است که تعدادشان بالغ بر ۳۳۰۰تن می باشد؛ مانند آزادی حرکت و کار، و تأمين ارتباط با خارج، و فراهم کردن کشورهايی که ميزبانی آنان را قبول کنند».

در عرصه سياسی، «مجاهدين خلق» می خواهند از طريق تجديد سازماندهی صفوفشان در داخل، که سالهاست در معرض پيگرد و سرکوب از طرف مقامات ايرانی می باشند، بر موج جديد «آغاز بهار ايرانی»، سوار شوند. در سال ۲۰۰۹، افراد سازمان در ميان اولين کسانی بودند که به خيابانها ريختند، و بسياری از آنان اعدام شدند.

سازمان چرخش غرب را به خاطر نقشی که در افشای جزييات برنامه هسته يی ايران و تأمين تصاوير و اطلاعات از داخل داشت کسب کرد، امری که اجازه داد اين پرونده به آژانس بين المللی انرژی هسته يی و بعد از آن به شورای امنيت برود.
سازمان مجاهدين روز شنبه اين «پيروزی» جديد را، در اورسوراواز واقع در شمال پاريس جشن گرفت. مريم رجوی، پرزيدنت شورای ملی مقاومت ايران، تصميم آمريکا را «عادلانه و شجاعانه و سخت» توصيف کرد. اين سازمان در بيانيه اش اشاره کرد که «ما اميدواريم که خود و اهدافمان را هر چه بيشتر و بهتر» به جامعه جهانی و مردم آمريکا بشناسانيم. سازمان گفت که تصميم آمريکا «سخت بوده و نياز به شجاعت سياسی داشته است»، و اميدهايش را به اين که تصميم آمريکا در تسهيل يافتن کشورهايی برای ميزبانی اعضای متمايل اين سازمان برای خروج از عراق کمک کند ابراز داشت.
موسی افشار گفت برچسب تروريستی «فعاليت مقاومت ايران در آمريکا و اروپا را محدود کرده بود»، لذا حذف آن «نتايج زيادی خواهد داشت»، همان طورکه «حرکت و فعاليت اين سازمان را تسهيل خواهد کرد».
«مجاهدين خلق» ولايت فقيه که خمينی آن را در ايران برپا داشته است رد کردند، و خواهان بازگرداندن حاکميت به مردم از طريق انتخاباتی آزاد و شفاف، مطابق با آنچه اسناد و تبليغات سياسی آنان تأکيد می کنند هستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s