در حال و هوای گذشته و حال


دوستانی که در زمان اتحاد جماهیر شوروی از برلین غربی و از مرز «چک پوینت چارلی» به برلین شرقی رفته اند، حتما این صحنه را تجربه کرده اند. شهر برلین غربی پر از پوسترهای تبلیغاتی و رنگارنگ بود. بهنگام ورود به آلمان شرقی انگار فیلم سیاه و سپید شده. خیابانهای تاریک ، مردم غمناک و گردن آویخته.
همین تجربه را هم نسلهای من داشتند. دوران دهه هفتاد میلادی در ایران، لباسهای رنگارنگ، خیابانهای شاد و پاک، صدای قهقه خنده، بوی ادکلنهای گوناگون در دیدارهای جمعی. تنها چند روز پس از انقلاب شهر تهران دگرگون شده بود. انگار که حتی کوچه ها و خیابانها هم تنگ تر شده اند. لباسهای نظامی چرکین، بوی گند عرق، ریشهای دراز، آت و آشغال در همه جا، بی بندوباری عمومی. تک و توک، میشد قیافه های خندان و شاد دید. آنهم نه در چهره قورت دادگان انقلاب بلکه در چهره آنهایی که آن را آنطوری که بود تصور نمیکردند و نمیخواستند.
بتازگی یک جایی در وب، فیلمی از شهر تهران دیدم. انگار که خاکستر مرگ بر روی شهر پاشیده اند. خیابانهای تاریک، مردم غمناک و گردن آویخته. حتی زحمت مرمت ساختمانهای عهد بوق هم به خود نداده اند. تنها برج میلاد بمانند، آلت مردی که به آسمان تهران تجاوز کرده، افتخار فاشیزم دینی است.
ایکاش شاه نصیحت مصدق را میپذیرفت و سلطنت میکرد و نه حکومت. ایکاش بجای مدل برداری از جنگ سرد و کشورهای غربی، دشمن خویش را نه در چپ! بلکه در راست ارتجاعی میدید. ایکاش دگراندیشان را سرکوب و اعدام نمیکرد. ایکاش اجازه بلوغ سیاسی به ملت میداد. تا که این جانور خونخوار را در ماه نبینند. ایکاش بتوانیم با حداقل آگاهی سیاسی کنونی، پس از سرنگونی حکومت آخوندی، میهنمان را مهد آزادی و آبادی کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s