حکومت ایران بازنده انتخابات امریکا


در ابتدا باید یادآوری کنم که بیش از ۵۰ درصد سرمایه جهانی در اختیار یک درصد جمعیت آن است. انتخابات امریکا، بیش از هر چیز تابع منابع مالی کاندیدای انتخاباتی است. هر کاندیدایی که از سرمایه بیشتر انتخاباتی برخوردار باشد، شانس بیشتری در پیروزی دارد. قانون امریکا تا چند سال پیش، حمایت سرمایه داران از کاندید انتخاباتی را محدود میکرد. تا اینکه بالاترین مرجع قضایی ایالات متحده، طی حکمی، آنرا آزاد اعلام کرد. در انتخابات آتی امریکا، بیش از گذشته، سرنوشت آن توسط وال ستریت تعیین میشود تا صندوق رای.
میت رامنی، از حمایت گسترده تر سرمایه داران برخوردار است. میتوان طرح بیمه اجتماعی اوباما و مالیات بیشتر برای سرمایه داران، دو دلیل عمده حمایت آنان از رامنی را دانست.
تا جاییکه به ما ایرانیان برمیگردد، تفاوت اوباما با رامنی، یکی امید به کنار آمدن با رژیم و یا فروپاشی آن از سوی اوباما، و حمایت از اسراییل و تز جنگ رامنی میباشد.
باراک اوباما، در سیاست خاورمیانه ایی و شاخ آفریقایی خود شکست خورد. بهار عربی و جنبش سرنگونی طلب ایران از حمایت شایسته اوباما برخوردار نشد. بهار عربی میرود به زمستان ارتجاع مبدل شود و جنبش سرنگونی طلب ایرانی، با سکوت اوباما در بحبوحه تظاهراتهای پس از انتخابات و دراز کردن دست او بسوی ارتجاع در دیدار از مصرش و یا نادیده گرفتن و همراهی با کشتار سازمانیافته ترین بخش اپوزیسیون ایران، مجاهدین خلق در عراق، از بزرگترین اشتباههای اوباماست. او به همان راهی رفت که جیمی کارتر با روی کار آوردن خمینی در ایران و ریگان با کلت و کیک و سلاح اسراییلی برای آن رفته و شکست خورده بودند. جای تعجب دارد که چنین کشوری با برترین قدرت در سطح جهان اینگونه ساده لوحانه عمل کند.
آبشخور فکری کنارآمدن با فاشیزم دینی در نژادپرستی غربیان نهفته است. بیش از ۹۰ درصد مردم کشورهای غربی، (در کشورهای بلوک شرق سابق هم چنین است، روسیه هم بهمین منوال) گمان میکنند که ملت ایران و کشورهای عربی و شاخ آفریقا، عقب مانده تر از آنند که شایسته دمکراسی بوده و آن را خواسته و درک کنند. باید که از درگیریهای درونی، تا جاییکه منافع آنان بخطر نیافتاده، خود را دورنگه داشته و تا میتوان آنها را چاپید. در اینجاست که مشخص میشود چرا غرب علیرغم دمکراتیک بودن خود، با یک رژیم خون آشامی، بمانند فاشیزم دینی حاکم بر ایران، اینگونه رفتار میکند.
خمینی و جهموری اسلامی اش نیز این دیدگاه را قوت بخشیده اند. یعنی بهترین راه همان است که انگلیس در آن تجربه بسیاری دارد. باید که سیاستمداران این کشورها را خرید و در برابر سرکوب مردمشان سکوت و بدتر از آن، بقول رژیم، واقعیت جمهوری اعدام را قبول کرد.
در گفتگو با دوستان بیگانه ام، به آنها تاریخ تمدن ایرانی را یادآور شده و همواره میگویم که بدون ما رنسانس دینی و در پی آن انقلاب صنعتی غرب هیچگاه امکان پذیر نبود.
من که امیدوار بودم اوباما انتخابات گذشته را ببازد، اینبار در این گمانم که پیروزی او در انتخابات آتی شاید بیشتر بسود ما باشد. چرا که اوباما تجربه شکست گفتگو با رژیم را کسب کرده و با حذف نام مجاهدین از لیست سیاه امریکا، آن را عملا ثابت کرد. پیروزی رامنی میتواند راه حل ایرانی، سرنگونی فاشیزم دینی بدست توانای ملت ایران را کمرنگ تر کند.
آنچه که هم اکنون مشخص است اینست که چه رامنی و چه اوباما در انتخابات پیروز شوند، رژیم بجا مانده از خمینی جلاد روزهای سختی در سطح بین المللی در پیش دارد. سرنگونی آن، خواسته ملت ایران، اکنون به یک خواست جهانی مبدل شده. رژیم ملایان در ایران را میتوان بازنده انتخابات امریکا دانست. مبارک است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s