پیروزی اوباما، خوب برای امریکا، خوب برای ما؟


طوفان سندی به اوج گیری محبوبیت میت رامنی پایان و اوباما توانست با ژست فرمانده مهربان نتیجه انتخابات را بسود خود تغییر دهد. در کشورهای دمکراتیک این قشر متوسط است که برای یک کاندید، تعیین کننده میباشد. فاکتور تعیین کننده دیگر این بود که رامنی با سخنرانی خود مبنی بر انتخاب اوباما توسط 47 درصد مردم امریکا، پیشاپیش آن را به وی هدیه کرده بود. از سوی دیگر برنامه رامنی برای ترمیم ساختار خراب اقتصادی امریکا، نسخه ایی بود که نمیتوانست پیروز باشد. ایالات متحده، دیگر قدرت برتر نبوده و دیگر نمیتوان به نسخه دهه پنجاه میلادی بازگشت.

در مجموع، رامنی نتوانست در برابر رئیس جمهوری با بیلان بسیار ضعیف  در همه زمینه ها، پیروز شود. چرا که او بیشتر گوش به مشاورانی داد که از وی، شخصیتی ساختند که با واقعیت تشابهی نداشت. وی از برنامه بیمه اجتماعی همگانی اش برای ایالت تحت فرمان خویش، با همکاری دمکراتها اجرا کرد، در نبرد انتخاباتی فاصله گرفته و هیچ سخنی در آن رابطه بیان نکرده که هیچ، برنامه بیمه اجتماعی همگانی اوباما که به پختگی برنامه او نبود، بخاطر مخالفت کلی با چنین برنامه ایی را رد کرد. و اما آقای رئیس جمهور قدیمی و تازه امریکا اوباما، که طی تنها چهار سال 6 بیلیون دلار بدهی خارجی اضافه به این کشور تحمیل ، بلکه طی زمان ریاست جمهوری وی، کشور با بحران کاری، بحران مسکن، شقه شدن جامعه ( بخاطر عدم توانمندی وی در یافت توافق با دگر اندیشان، چه در کنگره و سنای امریکا و چه در جامعه ) مواجه و بیلان سیاست خارجی اش، با سکوت درباره سرکوب و کشتار پس از انتصاب مجدد احمدی نژاد در ایران، پایان دادن به حکومت مبارک در مصر و جایگزینی آن با اخوان المسلمین، حمایت از رئیس جمهور وابسته به خامنه ایی در عراق، نوری المالکی، کنار آمدن با سرکوب ملت سوریه توسط متحد حکومت ایران، حافظ اسد و ساکن ماندن جریان صلح اعراب و اسراییل…. بسیار ضعیف است.

با اینهمه میتواند انتخاب اوباما برای ما ایرانیان بهتر از پیروزی رامنی باشد. چرا که اوباما همه تلاش اش را برای کنار آمدن با فاشیزم دینی در ایران انجام داده و شکست خورد. دست دراز کرده اوباما بسوی خامنه ایی آنقدر در هوای مسموم سرکوب در ایران ایستاد تا گندید. سلسه گفتگوهای اتمی اش با رژیم آنقدر بی نتیجه ادامه یافت تا حتی خبرنگاران وابسته دولتی را خسته کرد. این تجربه ها در کنار تن دادن به حکم دادگاه عالی امریکا در راستای حذف نام اصلی ترین گروه اپوزیسیون ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، از لیست سیاه امریکا که داد رژیم و خامنه ایی را در آورد را میتوان نخستین گام امریکا در این سی و چند ساله بسوی ملت ایران که خواستار برپایی حکومتی دمکراتیک و سکولار در ایران و همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای منطقه و جهان است، دانست. نکته سوم مثبت، آزادی عمل رئیس جمهوری است که دیگر نگران انتخابات مجدد نیست و میتواند دست باز، هر آنچه در چنته سیاسی دارد برای حل مشکلات سیاسی خرج کند.

دست آخر ولی سخنی با خودمان. ایالات متحده دیگر تنها ابرقدرت جهانی نیست. با درک این موضوع باید که براندازان ایران به گفتگو و تلاش برای کسب حمایت سیاسی کشورهای چین و روسیه اقدام کند. تنها دلیل حمایت این دوکشور از رژیم ایران، مخالفت ایندو با برپایی حکومت دست نشانده امریکا در میهن ما است. اپوزیسیون ایران، در این سی ساله ثابت کرده که مستقل است. این امر پایه خوبی برای آغاز گفتگوهاست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s