«سید احمد صدر حاج سید جوادی» رفت


گویند پشت سر مرده نباید حرف بد زد. حرف درستی نیست چرا که مرده پرستی از فرهنگ آخوندی مرگ پرور نشئات میگیرد. من که پیش از مرگ خمینی هر چی توهین بود نثارش میکردم، پس از مرکش حتی هنگامی که پایم ناخودآگاه به یخچال خانه میخورد،  کلی حرفهای شایسته نثار قبرش میکنم.
«سید احمد صدر حاج سید جوادی» رفت ولی رژیمی که او به گفته خودش در پدیدآمدن و ثباتش نقش داشت، هنوز هست. اگر که مجاهدین و فداییان تا روزهای آخر شاه در زندان بودند، ایشان و یزدی بی همه چیز و دیگران زیر بغل خمینی را گرفتند و این هیولای قرن و نه مرد سال  را به حمایت دولت فخیمه و بی بی سی و تایمز بر تخت قدرت نشاندند. در این گمان که بتوانند او را کنار زده و خود بر مسند قدرت بشنینند. اینان از یاران بختیار بودند. همانی که در فرانسه ترور شد، هنگامی که آنان زیر بغل جلاد به زندگی ننگین سیاسی خود ادامه میدادند. بختیاری که با آمدن رفسنجانی بدرستی گفت که اصلاحات و اعتدال در نظام جمهوری اسلامی بنا بر نص قانون اساسی اش امکان پذیر نیست.
جاه طلبی، شیفتگی قدرت، خصلت ذاتی این گروه ورشکسته نهضت آزادیست. چرا که پس از کنار زدنشان از قدرت، هنگامی که تیربارانهای خیابانی را در دهه شصت دیدند نه تنها سکوت کردند بلکه حتی پس از طردشان از سوی خمینی ، چوب بغلی فرسوده و نابکار، تکیه داده بر دیوار فاشیزم دینی حاکم بر ایران شدند. بازرگان چه خوب این حالت را حیات خفیف خائنانه نامید. ولی باز هنگامی که به خارج آمد و مسعود رجوی به وی نامه نوشت، حاضر نشد در خارج به شرف پناهندگی سیاسی تن دهد و زیستن در مرداب فاشیزم دینی را بر آن برتری داد. به امید تکه استخوانی از سوی جلاد مرگ بی عزت را دچار شدند.
«سید احمد صدر حاج سید جوادی» رفت ولی پیش از رفتنش در آخرین نامه اش به خامنه ایی در اردیبهشت 90، نقش خویش و شرکاء را به روشن ترین صورت یادآوری میکند که : » حذف آشکار … کسانی که بهترین سال‌های جوانی خود را برای برپایی انقلاب و تثبیت نظام هزینه کرده‌اند، با کدام توجیه می‌تواند در راستای تقویت نظام و آرمان‌های انقلاب ارزیابی شود» 
وی با آگاهی از اینکه کشتار 88 از سوی خامنه ایی سازماندهی شده بود و اصولا قاتل و جلاد اصلی خود رهبری فاشیزم دینی است میافزاید:
«به خاک و خون کشیدن مردم و کشتن فرزندان و عزیزان این مملکت و آن‌گاه شانه خالی کردن از زیر بار مسوولیت و متوجه ساختن تمام تقصیرات به عهده‌ی رهبری و مدیریت کل سی سال گذشته از جمله پیامدهای حکومت آقای احمدی‌نژاد بوده است».
در آخر درخواست میکند:
«و ضمن صدور دستور آزادی تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه رفع حصر از آقایان مهندس میر حسین موسوی و حجه الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و اعلام آشتی ملی، زمینه‌ی بازگشت به نظم و آرامش را فراهم نمایید».
درخواست آشتی ملی از رهبری فاشیزم دینی و آن را منوط دانستن به رفع حصر این و آن، آنهم پس از اینهمه جنایت که زبان از بیان همه آن قاصر است. کدام نظم؟ کدام آرامش؟ برای که؟  واقعا که در بهترین حالت نشان از حماقت سیاسی دارد. آیا ایشان از سوی من وکالت داشته که از سرکرده فاشیزم درخواست آشتی ملی میکند؟ منی که معتقدم  میبایستی گلوله به استقبال خمینی در فرودگاه مهرآباد میرفت؟
از نقاط روشن زندگی، حمایت سیاسی از انقلابیون تا سرکوب خونین تظاهرات خرداد 60 در ایران و عذرخواهی اش در بهمن 90 از ملت ایران بخاطر تاسیس و مدیریت نظام بود.
«اگر ما پس از پیروزی انقلاب، همچنان شانه به شانه ایستاده و دست در دست هم، استبداد را نشانه گرفته بودیم و مشكلات را در سقوط شاه خلاصه نمی‌دیدیم، امكان بازتولید استبداد و فروافتادن از استبداد سیاسی به استبداد دینی به این سان راحت و كم‌هزینه صورت نمی‌پذیرفت. از این رو اینجانب به عنوان فردی كه بیش از شصت سال در عرصه‌ی سیاست و اجتماع ایران حضور داشته‌ام در شرایطی كه درد و رنج جانكاه ناشی از كهولت و بیماری‌های جسمانی به شدت رنجورم می‌دارد و حتی گرفتن قلم بر دست را نیز دشوار می‌سازد و تنها لقای محبوب، مانع تداوم این رنج خواهد شد، در این نوشتار پایانی كه گزارشی از یك عمر تلاش صادقانه بود به ملت شریف ایران، اعلام می‌دارد كه ضمن اعتقاد كامل به اصالت انقلاب مردمی ۱۳۵۷ و آرمان‌های آن و دفاع از عملكرد خویش و یارانمان در نهضت آزادی ایران در خلال پیروزی انقلاب و پس از آن، از كوتاهی، قصور و یا ناتوانی خود به عنوان احدی از اعضای شورای انقلاب و دولت موقت در راستای ممانعت از عدول حاكمیت از آرمان‌های تاریخی ملت ایران و انحرافاتی كه از همان هفته‌های آغازین ایجاد شد و آشكارا به چشم می‌خورد، عذر خواسته و از ملت ایران به جهت سختی‌ها و عسرت‌هایی كه به نام حكومت جمهوری اسلامی ایران بر آنان روا شد، پوزش طلبیده و از خداوند منان طلب آمرزش دارم».

البته بیانیه ایشان بمانند زندگی سیاسی همه آنهایی که در راه برپایی و تثبیت نظام فاشیزم دینی از همه چیز خود مایه گذاشتند، سراسر تناقض است. از یک سو نه تنها آنهایی که از همان روزهای نخست علیه دیکتاتوری سیاه قیام کردند، مقصر سرکوب خونین میداند بلکه با آگاهی و شرکت خودش در مذاکرات و توافقهای نوفل لوشاتوی غرب و قدرتهای جهانی با خمینی، آنان را مقصر بازشدن پای بیگانه در این کشور میداند: «دیگر یا از سر ِ ناآگاهی و بی‌تجربگی و یا از روی ارزیابی نادرست از شرایط و نیروهای اجتماعی و حاكمیت، بر تنور اختلافات می‌دمیدند.» همانهایی که « آگاهانه و متناسب با مسوولیتی كه بر عهده داشتند، عمل نكردند و بر اثر بی‌تجربگی و احیاناً اشتباهات عمدی و غیرعمدی، زمینه‌ی ظهور و قدرت‌گیری بلامنازع سنت‌گرایان بر تحول‌خواهان فراهم و حتی منجر به نفوذ مجدد قدرت‌های خارجی در مدیریت نوپای نظام جدید شد و موجبات انحراف گسترده از اصول و آرمان‌های انقلاب پدید آمد». اگر همینها، آنهایی که قیام کردند نبودند، خمینی و رژیم اش در یک کلام هنوز در ماه تشریف داشت. نه اینکه نه تنها در ایران بلکه اکنون در کشورهای عربی اسلامی  و اسلامی غیر عربی هم طرد شود. البته بهایی بس گران لازم داشت که آقایان با تجربه و آگاه! از پرداخت آن عاجز بودند. در ثانی، اگر آنها نتوانستند، بخاطر دلایلی که آقای صدر برشمرد، رژیم را سرنگون سازند، حداقل به وظیفه ملی، میهنی، انقلابی خود عمل کردند و در پیشگاه ملت و آینده روسپید ماندند. در مقابل دیگران عذرخواهی، هرچند نیمبند، کردند. همه ورشکستگان اصلاح فاشیزم دینی، حتی در اعتراف به اشتباههای خویش از صداقت لازم سیاسی برخوردار نبوده و نیستند.

تقصیر وجود تناقضها در بیانیه سید احمد حاج سید جوادی، بر عهده وی نیست. این پشم فاشیزم دینی است که با هزارتن سریشم به واژه های تمدن، برابری، آزادی، دمکراسی، بردباری سیاسی و… نمیچسبد.

«سید احمد صدر حاج سید جوادی» رفت ولی نسل من و نسلهای پس از من، وی و شرکایش، از جمله یزدی جنایتکار و دیگران را شریک جرم همه جنایتهای انجام شده در سیاهترین دوره تاریخ ایران خواهد دانست. آیا میتوان در هنگامه مرگ خواستار بخشایش از ملت شد؟
دوست داشتم در هنگام مرگش بر بالین اش بودم و سئوالی که در هواپیما از خمینی پرسیده شد، اندکی تکمیل تر، سئوال میکردم: حال که حکومت شما اینهمه خون بی گناهان را بر زمین ریخت، خاک ایران را به توبره کشید، مهیب ترین نوع فاشیزم را برپا نهاد و اینگونه مورد نفرت ملت ایران و جهان و اکنون شقه شقه شده و به لرزه سرنگونی دچار است، چه احساسی دارید؟

…….
پی نوشت
بیست متر!
بنا به گزارش خبرگزاری هرانا، امروز قرار بود مراسم تشییع از بیمارستان آبان تهران برگزار گردد که با دخالت نیروهای امنیتی، پیکر مرحوم صدر حاج سید جوادی تنها بیست متر تشییع! و به آمبولانس منتقل شد.

Advertisements

یاد نخستین اسکناسهای رژیم بخیر


نخستین اسکناس جم حوری اسلامیه خمینی که باهاش خیلی حال کردم، تصویر منحوس مدرس بود که طراح کلی حیوان توی ریشش جاگذاری کرده بود. من حداقل هفت هشت تا توش پیدا کردم، اکثرا موش صحرایی بودند. بزرگترینشان روباه بود. یادش بخیر. دست طراحش درد نکند.
اسکناس جمهوری اسلامی

ابوعطا


rafsanjani

عکس خانوادگی رفسنجانی‌ در زمان استکبار جهانی‌
عفت اون خیکیه وسطیه

بدون شرح

من عفت مرعشی، همسر عالم مجاهد، روحانی وارسته، سیاستمدار نامی ایران زمین، تربیت‌یافته مکتب اهل بیت(ع)، انسان شریف و بزرگوار حضرت آیت‌الله آشیخ اکبر هاشمی رفسنجانی هستم.

معرفی خانم مرعشی از زبان خودش

 

نیویورک تایمز | بر ایران و سوریه متمرکز شوید


نیویورک تایمز 

بهنگام سفر رئیس جمهور امریکا اوباما، بخش بزرگی از رسانه ها توجه خود را بر پروسه صلح اسراییل و فلسطین منعطف کردند. با اینکه تلاشهای وزیر خارجه، جان کری متوجه مذاکرات صلح اسراییل و فلسطین متمرکز شده، چالشهای اضطراری از سوی ایران و سوریه خود را تحمیل میکنند که توجه وزیر خارجه را میطلبد. مسئله سوریه، نخستین سفر کری به خاورمیانه را تحت شعاع خود قرار داد. چالش اتمی رژیم ایران، یکی از مهمترین الویتهای دولت اوباما میباشد. رئیس جمهور اوباما و نتانیاهو در دیدارشان هر دو بر تهدید (رژیم ایران) در دیدارشان تاکید کردند. این دو سیاستمدار بر حق آزادی عمل اسراییل بهنگام خطر علیه موجودیت اش تاکید بعمل آوردند. با اینکه این موضعگیری میتواند چراغ سبز امریکا برای عملیات نظامی اسراییل تلقی شود، هدف ولی تلاش برای فشار بین المللی بیشتر علیه حکومت ایران برای عقب نشینی و توافق درباره برنامه اتمی اش است.
تحریمها احتمالا مسیر انتخاب شده از سوی حکومت ایران را تغییر نخواهند داد. ایالات متحده نیز باید با تهدید جدی مبنی بر استفاده از قدرت نظامی علیه حکومت ایران بهره جوید اگر که این رژیم به سیاست وقت کشی خود ادامه دهد. اتفاقی نبود که حکومت ایران در سال 2003 برنامه اتمی اش را هنگامی متوقف کرد که دولت جرج بوش دست به عملیات نظامی در عراق و افغانستان زد. فشار بر روی حکومت ایران برای تغییر سیاست اش، مهمترین چالش بین المللی است که دولت اوباما در دوره دوم خود با آن مواجه است.

چپ نه چوله


در لغت نامه دهخدا آمده است:
چوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) جانوری است که خارهای دو رنگ دارد و چون قصد او کنند خود را جمع کند وحرکت دهد. آن خارها مانند تیر پران شوند و بهرجا رسند فروروند و مجروح کنند..

این چند خط را برای ایرانیانی مینویسم که به اقتضای سن، از موضع گیری برخی چوله های وطنی در رابطه با کشتار مجاهدین در عراق، بویژه پس از آخرین آن، توسط تروریستهای اعزامی رژیم، متعجب شدند.
یادم هست پس از نخستین سلسله عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران، چوله های بریده از میدان مبارزه با فاشیزم دینی، پس از استفاده بهینه توسط خمینی از آنان در جاسوسی و لو دادن مبارزین، به پیتزاریاها و کافه تریاهای دانشگاههای فرنگ تف شده بودند، در خفه خوان مطلق قرار داشتند و بطور کل آچمز شده بودند.
همین ها پس از عملیات فروغ جاویدان از آنجا که محسور قوانین قدرت سیاسی مادی هستند و توان دیدن یک قدم پیشتر از بینی خود ندارند، در نهان و در جمع خودی، با تحلیلهای آبکی خوشحالی خود را از ماندگاری و عقب نشینی ارتش آزادیبخش که توانسته بود با تجهیزات محدود تا درواز کرمانشاه بتازد، ابراز میکردند.
لکن! این نیز دیری نپایید و رژه ارتش آزادیبخش ملی ایران دوباره حالت خلسه را به ایشان بازگردانده و در لاک خویش دوباره در انتظار رخصتی دیگر برای عرض اندام بر روی خون انقلابیون سلاخی شده، خوابیدند.
اشک تمساح این جانوران و سلسله حرکات ناموزن و مسخره شان برای دلیران لیبرتی و اشرف و حمله به رهبری مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران و مقصر دانستن آن نه از موضع دلسوزی بلکه بخاطر اینست که تا انقلابی واقعی درخاک پاک ایران زمین هست، هیچ تنی، اینان را نه تنها انقلابی بلکه از آدمیان هم به حساب نمیاورد.
چرا که تنها در برابر اصل است که فرع شناخته میشود. زوزه های این اخته شدگان سیاسی همراه و همگام با وزارت بدنام فاشیزم دینی، براستی که هر انسانی را آزرده میسازد. اینها هیچگاه چپ نبوده بلکه چوله هایی هستند که تنها بهنگام احساس خطر برای وجود تن لششان بحرکت درمیایند. راستی، فدا برای مردم و میهن را نمیشناسند و تنها اصلی که به آن معتقدند تعادل قواست. هر تیر زهرآگینی هم که در خود دارند، برای خوش آمد قدرت، بسوی ستمدیده و آنکه بر آن شوریده پرتاب میکنند. اینها شیفته قدرت مطلقه هستند. از آنجا که توان آن را در خود نمیابند، همواره مجانی خود را مجاب به خدمت آن میدانند چرا که نیک میدانند که وجودشان بسته به وجود پلیدی مطلق است.
مرگ فاشیزم دینی، آزادی، دمکراسی و پلورالیسم سیاسی، مرگ اینان و خون انقلابیون محیط زیست شان است.
با سرنگونی فاشیزم دینی، نسل این جانوران زهرآگین هم از خاک میهن منقرض خواهد شد.
به امید آن روز

شپیگل | افزایش قاچاق سلاحهای آلمانی به ایران


شپیگل. آلمان | اداره گمرک آلمان افزایش قاچاق سلاح از آلمان به ایران را هشدار دهنده میداند. بویژه این مسئله که رژیم ایران بطور سرسختانه ایی بدنبال کسب سلاح با کاربرد هسته ایی است.
به گزارش اداره گمرک آلمان قاچاق سلاح از آلمان به کشورهای بحرانی بمانند ایران در سال گذشته افزایش داشته اند. در سال گذشته 136 مورد پیگیری قضایی بخاطر نقض قانون کنترل سلاحهای جنگی و صادرات خارجی این کشور انجام شده که نشان از رشد 35 مورد نسبت به گذشته دارد. یک چهارم این موارد مربوط به رژیم ایران میشود. قاچاق سلاح، همه تکنیکهای کلیدی برای تولید بمب اتمی، بیولوژیک، شیمی و سیستمهای حامل موشکی را شامل میشود. از سوی دیگر شرکت های پوششی ایرانی بدنبال کسب کالاها با مصرف دوگانه، یعنی هم برای مصرف نظامی و هم غیرنظامی هستند.
در حال حاضر به گزارش اداره گمرک ایالت هامبورگ، علیه مسئولین یک شرکت ثبت شد در هامبورگ اقامه جرم کرده که 26 مورد تحریمها علیه رژیم ایران را نقض کرده است. این شرکت از طریق سوئیس اقدام به خرید لوله های آلومینیومی و ارسال آن به یک شرکت ایرانی کرده که یک شرکت پوششی تهیه کننده کالا برای برنامه جنجال برانگیز اتمی تهران است.
افزایش قاچاق سلاح از آلمان شامل بخش سلاح متعارف هم نیز هست. در یک مورد 1و55 میلیون گلوله طی سال 2012 یعنی دوبرابر سال پیش از آن، در بندر هامبورگ کشف و ضبط شده اند.

آلمان | ردپای قاچاق مواد هسته ایی از مسیر ترکیه به ایران


ورلد تریبون | دولت آلمان کشف کرده است که حکومت ایران از چند مسیر از جمله ترکیه ، بدنبال قاچاق تجهیزات برای تکمیل برنامه اتمی اش میباشد.
اداره جنایی آلمان فدرال موفق به کشف مسیر خرید و حمل کالاهای با استفاده دوگانه از اروپا و هندوستان به ترکیه و از آنجا به ایران شده است. منبع ترکی گفت که اداره های آلمانی دولت ترکیه را از آن مطلع ساخته اند. از جمله در 12 مارس گذشته، حمل ونقل 941 کالاهای دوگانه که توسط شرکتهای پوششی ایرانی ثبت شده در استامبول میباشد. این کالاها میتوانند در تاسیسات هسته ایی بکار گرفته شوند.
پلیس آلمان کشف کرد که این کالاها توسط شرکت که تحت تحریمهای ایالات متحده و اروپا قرار گرفته سفارش داده شده که از مسیر ترکیه و یک شرکت مابینی به ریاست حسین تنیده به ایران ارسال شده است. تنیده ژانویه امسال در استامبول دستگیر شد. یکی دیگر از همکاران وی مسوت آتاسوی نیز دستگیر شده است. منابع دولتی ترکیه میگویند که دستگیری ایندو بنا به حکم جلب اینترپول صورت گرفته است.