شکست ۳۴ ساله فاشیزم دینی در همه جبهه های ممکن


revolution

خمینی، آنهنگام که زیر درخت سیب فرانسوی، سرمست از توافقهای گسترده با از ما بهتران غربی و حمایتهای بی چون و چرای شرقی، سفره غارت انقلاب ملت ایران را پهن کرده بود؛ خطاب به آنهایی که در همان زمان در کوچه و خیابانهای ایران در برابر گلوله های ستم شاهی سینه سپر کرده بودند؛ با دجالگری وعده هایی داد که تنها چند روز پس از به قدرت خزیدنش پس گرفت.

او به دروغ ادعا میکرد: نه میل و رغبت من و نه سن من و نه موقعیت من اجازه نمی‌دهد که شخصاً نقشی در حکومت جدید برعهده بگیرم (مصاحبه باآسوشیتدپرس/ ۱۶آبان ۱۳۵۷
سرفه میکرد که: در جمهوری اسلامی مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند (با روزنامه ایتالیایی پائزه‌سرا/ ۱۱آبان ۱۳۵۷)
ولی چند روز پس از پوشیدن عبای امامگریش عربده کشید که: این ملت برای اسلام جنگیده نه آزادی (مصاحبه با اوریانا فالاچی/ دوم مهر ۱۳۵۸ ـ قم)
به آنهایی که از دموکراسی حرف می‌زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می‌خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم آنهایی را که صحبت ملی و دموکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم (سخنرانی ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ ـ قم)

اینها تنها چند نمونه از شیادگری سیاسی اش بود. اوج دجالگری و دروغین بودن سیستم ضدملی، ضداسلامی،ضدانقلابی، ضدانسانی، فاشیزم دینی، شکنجه و قتل کارگر تهدیدستی وبلاگ نویس است. به گفته مادر ستار بهشتی، آنقدر بر سر حقوق خود میایستد تا ستارکشی در ایران پایان یابد. بلی مادرم، در ایران از دیرباز رسم است که ستاران را بکشند تا شغالان بچاپند. لیکن، هیچگاه ایران زمین از وجود ستاران بی بهره نبوده است. بلی مادرم، این رژیم ستارکش بر خون آنانی سوار شد،‌که ستار وار در برابر شاه و برای برپایی جمهوری دمکراتیک، مستقل و مبتنی بر آرای مردم ایستادند. 
با نگاهی به بیلان جمهوری اسلامی اش؛ روشن میشود که این رژیم در همه زمینه های ممکن! شکست خورده است.
قرار بود کوخ نشینان جای کاخ نشینان را بگیرند. امروزه نه تنها کارگران و کارکنان دولت (بخش دستگاه غیر سرکوب) از حقوق پایه ایی برخوردار نیستند؛ بلکه از دریافت حقوق ماهیانه خویش، محرومند.
اقتصاد کشور، علیرغم فروش بی سابقه  بیش از چندین هزار میلیارد دلار نفت در حد کشورهای جهان چهارم هم نیست. اشتباه است اگر گمان کنیم وضعیت کنونی اقتصادی همه و همه بخاطر وضع تحریمهای بین المللی علیه این رژیم است. سرآمدان و کارگزاران رژیم احمق تر، نادان تر و ابله تر از آنند که بتوانند حتی یک شرکت کوچک بازرگانی را اداره کنند چه برسد به یک کشور پهناور و ثروتمندی بمانند میهن مان ایران. همانگونه که بارها از سوی اپوزیسیون ایران اعلام شده؛ این رژیم بحران زی و بحران زاست. جنگ عراق با خمینی؛ واقعا همانطور که جلاد قرن هم گفت، نعمتی الهی بود. خمینی و باند انقلابی شده پس از انقلاب، اصولا نه فهمی از اقتصاد داشتند و نه اجازه دادند که اقتصاددانی وارد چرخه حکومتشان شود. اقتصاد جنگی تنها اقتصادی است که آخوندها توان آن را دارند. یعنی حل کردن روزانه مشکلات کشور، بدون برنامه ریزی و با علم به آنکه امروز میتواند آخرین روز حکومتشان باشد. اقتصاد کشور اکنون بطور کامل فلج شده و حتی اقتصاد جنگی نیز دیگر کارآمدی ندارد. ارزش پول کشور در حالت سقوط آزاد بسر میبرد. از طرفی حتی نفت قاچاق رژیم به چین با کالای بی ارزش این کشور مبادله میشود. فروش کلیه، تن فروشی، خود کشی بخاطر فقر، گرسنگی اکثریت مردم، بی خانمانی ملی، از نتایج اقتصاد مبتنی بر ایدئولوژی آخوندی است. یعنی چپاول کشور و واریز آن به حسابهای خارجی سران رژیم. آش آنقدر شور شده که ۴۳ راس الاغ اجیر شده ایی اقتصادی رژیم نیز با نامه ایی به گماشته بریده ولی فقیه ارتجاع، احمدی نژاد نسبت به وخامت وضعیت اقتصادی شکوه کردند. البته که بمانند همه کارگزاران رژیم، علت این نامه نگاری نه وضع بد زندگی ملت، بلکه هراس آنان از هجوم سیل بزرگ گرسنگان به ارکان رژیم و نابودی آن است.
در بخش فرهنگی نیز، وضعیت بهمین گونه است. فاشیزم دینی، علیرغم تبلیغ ۲۴ ساعته و خرج بیکران برای ترویج فرهنگ منحط خویش، شکست خورده است. آخوندها در نمایشهای رو حوضی خود، اینجا و آنجا به تنفر ملت از خود اعتراف میکنند. اقدام به جمع آوری آنتنهای ماهواره ایی و راه انداختن گشتهای سرکوب حجاب، دو نیز دو نمونه گویا از رد این فرهنگ از سوی ملت ایران دارد.
فاشیزم دینی که با شعار صدور انقلاب با توسل به ترور روشنفکران دگر اندیش و سیاستمداران غیر فاشیست، بدنبال برپایی حکومتهایی نظیر خود در منطقه بود، اکنون با تظاهرات در نزدیکترین کشورهای متحد خود، سوریه و عراق، علیه خویش مواجه است. جایی که پرچم عقرب نشان اش و تصاویر منحوس خمینی و خامنه اش را آتش زده و به ادرا خویش مزین میسازند. سرنگونی بشار اسد دیگر برای خود رژیم نیز مسجل شده و دولت مالکی نیز در آستانه سرنگونی قرار دارد. مردم کشورهای عربی و اسلامی غیر عربی نیز دیگر تمایلی به رژیم نداشته و مدل حکومت خمینی را در تمامیت آن رد میکنند.
رژیم، علیرغم سرکوب بی امان ۳۴ ساله –  یاد پیام آوران آزادی در شبهای نخستین زمستان  حکومت ضدانقلابی خمینی همواره یاد باد. چهره های زیبایشان را بخاطر دارم – با برپایی چوبکهای اعدام در سراسر کشور، ساختن صدها زندان مخفی و غیر مخفی و اجیر کردن هزاران جاسوس و شکنجه گر، ماندگاری دادگاههای انقلاب! نتوانست به تثبیت سیاسی در درون و برسمیت شناختن اش در بیرون، دست یابد. این حکومت، هنوز که هنوز است دم از فتنه نفاق میزند و گله هایش را برای سرکوب به خیابانها گسیل میدارد. در صحنه بین المللی بزرگترین خواستش محدود کردن و لیست سازی از اپوزیسیون واقعی است. اعتراضها و اعتصابهای موضعی در داخل، دستگیرها و بویژه اعدامهای گسترده در امسال، از سوی دیگر سگ دعواهای لجام گسیخته درون چادر جلاد ناتوان اش، در کنار حذف برچسب تروریستی از مقاومت ایران، اجرای تحریمهای بیسابقه بین المللی، نمونه های درونی و بیرونی، نشانه های آشکار بی ثباتی سیاسی حکومت آخوندی میباشند.
باید که با تشکیل یکانهای ارتش آزادی، همانگونه که شورای سرافراز ملی مقاومت ایران و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران، آقای مسعود رجوی به آن فراخوان داده اند، با حمایت از شیرزنان و کوه مردان ارتش آزادی ستان ایران زمین، در هرجای دنیا که هستند و با یورش همه جانبه به فاشیزم دینی، آخرین گلوله به پیکر لرزان فاشیزم دینی شلیک کرده و آن را به زباله دان تاریخ بیسپاریم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s