چپ نه چوله


در لغت نامه دهخدا آمده است:
چوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) جانوری است که خارهای دو رنگ دارد و چون قصد او کنند خود را جمع کند وحرکت دهد. آن خارها مانند تیر پران شوند و بهرجا رسند فروروند و مجروح کنند..

این چند خط را برای ایرانیانی مینویسم که به اقتضای سن، از موضع گیری برخی چوله های وطنی در رابطه با کشتار مجاهدین در عراق، بویژه پس از آخرین آن، توسط تروریستهای اعزامی رژیم، متعجب شدند.
یادم هست پس از نخستین سلسله عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران، چوله های بریده از میدان مبارزه با فاشیزم دینی، پس از استفاده بهینه توسط خمینی از آنان در جاسوسی و لو دادن مبارزین، به پیتزاریاها و کافه تریاهای دانشگاههای فرنگ تف شده بودند، در خفه خوان مطلق قرار داشتند و بطور کل آچمز شده بودند.
همین ها پس از عملیات فروغ جاویدان از آنجا که محسور قوانین قدرت سیاسی مادی هستند و توان دیدن یک قدم پیشتر از بینی خود ندارند، در نهان و در جمع خودی، با تحلیلهای آبکی خوشحالی خود را از ماندگاری و عقب نشینی ارتش آزادیبخش که توانسته بود با تجهیزات محدود تا درواز کرمانشاه بتازد، ابراز میکردند.
لکن! این نیز دیری نپایید و رژه ارتش آزادیبخش ملی ایران دوباره حالت خلسه را به ایشان بازگردانده و در لاک خویش دوباره در انتظار رخصتی دیگر برای عرض اندام بر روی خون انقلابیون سلاخی شده، خوابیدند.
اشک تمساح این جانوران و سلسله حرکات ناموزن و مسخره شان برای دلیران لیبرتی و اشرف و حمله به رهبری مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران و مقصر دانستن آن نه از موضع دلسوزی بلکه بخاطر اینست که تا انقلابی واقعی درخاک پاک ایران زمین هست، هیچ تنی، اینان را نه تنها انقلابی بلکه از آدمیان هم به حساب نمیاورد.
چرا که تنها در برابر اصل است که فرع شناخته میشود. زوزه های این اخته شدگان سیاسی همراه و همگام با وزارت بدنام فاشیزم دینی، براستی که هر انسانی را آزرده میسازد. اینها هیچگاه چپ نبوده بلکه چوله هایی هستند که تنها بهنگام احساس خطر برای وجود تن لششان بحرکت درمیایند. راستی، فدا برای مردم و میهن را نمیشناسند و تنها اصلی که به آن معتقدند تعادل قواست. هر تیر زهرآگینی هم که در خود دارند، برای خوش آمد قدرت، بسوی ستمدیده و آنکه بر آن شوریده پرتاب میکنند. اینها شیفته قدرت مطلقه هستند. از آنجا که توان آن را در خود نمیابند، همواره مجانی خود را مجاب به خدمت آن میدانند چرا که نیک میدانند که وجودشان بسته به وجود پلیدی مطلق است.
مرگ فاشیزم دینی، آزادی، دمکراسی و پلورالیسم سیاسی، مرگ اینان و خون انقلابیون محیط زیست شان است.
با سرنگونی فاشیزم دینی، نسل این جانوران زهرآگین هم از خاک میهن منقرض خواهد شد.
به امید آن روز

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s