بخشی از لابی رژیم در دولت اوباما


چند روز پیش، سایت صدای اسراییل، در لابلای گفتار خود، به معرفی چند تن پرداخت. یکی از  این افراد، حسن نمازی است. وی در ارتباط با  شورای ایرانیان آمریکا، لابی رژیم در امریکاست. در زیر، از سایت صدای اسراییل میخوانیم:

سوزان نمازی و همسرش پیتر وست ماکوت سفیر انگلیس در آمریکا

همسر ایرانی سفیر انگلیس در واشینگتن: همین تازگی ها بود که رسانه های آمریکا خبر دادند سفیر بریتانیا در واشینگتن در مقاله ای خواهان آن شده بود که از تشدید تحریم ها علیه ایران خودداری شود و همیشه برای کاربرد دیپلماسی تلاش زیادی کرده است. سفیر حکومت سلطنتی ملکه الیزابت در آمریکا آقای پیتر وست ماکوت است که همسر ایرانی او خانم سوزان نمازی است. سفیر بریتانیا در واشینگتن آقای پیتر وست ماکوت همسر خانم سوزی نمازی در مقاله خود در رسانه های غربی تاکید کرده بود که ایران باید فرصتی برای نشان دادن به دیپلماسی داشته باشد.

حسن نمازی

خانم سوزی نمازی خواهر آقای حسن نمازی دیپلمات مشهور آمریکایی ایرانی الاصل است که همواره حامی حزب دموکرات آمریکا بوده است. البته ماجرای کمک بزرگ مالی اش به حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری مسایل زیادی را هم برای وی بوجود آورد. گرفتن یک وام کلان از یک بانک آمریکایی موجب گشوده شدن یک پرونده قضایی علیه این چهره مشهور ایرانی الاصل شده بود. از رقمی بین 74 میلیون تا 290 میلیون دلار در این ماجرای حقوقی و بانکی، در گزارشهای رسانه های آمریکا و انگلیس، سخن به میان آمده بود.
آقای حسن نمازی ابتدا با بیل کلینتون رییس جمهوری پیشین آمریکا دوستی نزدیکی داشت و گفته شد که قرار بود پرزیدنت کلینتون آقای نمازی را به عنوان سفیر آمریکا در یکی از کشورهای آمریکای لاتین برگزیند. کلینتون تا به امروز حامی مهم اوباما است و هر گاه که اوباما با سختی های زیادی روبرو می شود، این نفوذ و محبوبیت کلینتون، دوست نزدیک حسن نمازی است که به داد اوباما می رسد.
برخی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران حسن نمازی را با شورای ایرانیان آمریکا در ارتباط دانسته و می گویند این شورا به منزله پلی برای بهبود مناسبات ایران و آمریکا عمل کرده و از واقعیات در ایران غافل شده است اما اعضای این شورا نظرات خاص خود را داشته و دارند و حال نیز از توافق هسته ای بدست آمده با ایران حمایت می کنند.

  والری بومن جارت

دوست شیرازی اوباما: از زمانی که باراک اوباما در نوامبر سال 2007 به ریاست جمهوری برگزیده شد و او دوست قدیمی سیاهپوست خود خانم والری بومن جارت را به عنوان مشاور انتخاب کرد، محلی که این خانم فعال سیاسی و اجتماعی مشهور در آن زاده شده است، مورد توجه قرار گرفت. این خانم آمریکاییِ اکنون 57 ساله بدلیل کار والدینش در اواخر دهه سی خورشیدی در شیراز بدنیا آمده بود زیرا پدرش دکتر جیمز بومن از اولین پزشکان در بیمارستان نمازی شیراز بود. همان بیمارستانی که بزرگ خاندان نمازی، یعنی پدر حسن و سوزان نمازی به شهر زادگاه خود هدیه کرد.
دکتر جیمز بومن با همسر خود به ایران رفته بود که والری در آنجا زاده شد. والری خود در آمریکا به تحصیل روانشناسی در دانشگاه استنفورد پرداخت و در سال 1981 نیز از دانشگاه میشیگان دکترای حقوق گرفت.
خانم والری بومن جارت از سالها قبل از انتخاب اوباما به ریاست جمهوری، در حلقه دوستان نزدیک او بود و هر دو در شمار چهره های بانفوذ در میان سیاه پوستان آمریکا درآمدند.
اعطای مقام مشاورت به والری بومن جارت که یکی از اولین انتصابهای اوباما بود این گمانه زنی ها را تقویت کرد که او در نزدیک کردن دیدگاههای اوباما با ایران می تواند ایفای نقش کند..

Advertisements

بازندگان توافق موقت هسته ای



نخستین بازنده توافق موقت اتمی کشورهای پنج بعلاوه یک ،  فاشیزم دینی است. ترجمه «نرمش قهرمانانه» خامنه ایی، همان «عقب نشینی خفت بار» رژیم است. این واپستمرگیدگی (واژه از مسعود رجوی) نه تنها در زمین توقف غنی سازی با غلظت بالا، بلکه عقب نشینی از شعار «مرگ بر امریکا» ست. گفتگو، مذاکره دوجانبه، توافق با شیطان بزرگ، عقب نشینی خفت بار از شعارهای داده شده در این سی وچند سال است. هرچند که این شعار، نه علیه امریکا، بلکه برای سربریدن انقلاب 57 خلق شد، ابلهان بسیجی آن را جدی گرفتند. زین پس باید رژیم، برنامه اتمی اش را آشکار سازد. بازرسی سرزده به همه تاسیسات اتمی رژیم، بخشی از توافقنامه امضاء شده است. تا جایی که همین توافقنامه، موجب درگیری در میان باندهای هار آخوندی شده است. رفسنجانی آن را چماق کرده بر سر خامنه ایی کوفته است. پاتک خامنه ایی احتمالا دیری نخواهد پایید.(گزیده ایی از توافقنامه در پایان این نوشته). در برابر این عقب نشینی خفت بار، رژیم حدود هشت میلیارد دلار بدست میاورد!.
 دومین بازنده توافقنامه موقت ملت ایران است. در گام نخست، این توافق، حمایت این کشورها از رژیم را برای ششماه تضمین کرد. این توافق که به گفته ارگان خامنه ایی، ورق پاره کیهان، تنها یکساعت دوام آورد، نمیتواند بسود ملت ایران باشد. تنها یکساعت پس از امضای توافق، فاشیزم دینی دبه درآورد که حق غنی سازی را همچنان داراست. حسن روحانی  روز یکشنبه اعلام کرد که رژیم به غنی سازی ادامه خواهد داد.  دستیازی رژیم به حدود هفت و نیم میلیارد دلار، نه در جیب ملت بلکه در آخور آخوند گم خواهد شد. در هشت سال گماشتگی احمدی نژاد، دولتش حدود هزار میلیارد دلار منابع مالی حاصل از فروش نفت، گاز و اموال دولتی درآمد داشت. چه بر سر میلیاردها دلار از این درآمد آمد، هرگز مشخص نشد. این توافقنامه موقت، به رژیم فرصت ادامه تلاش مخفیانه برای دستیابی به بمب اتمی و بازی موش و گربه با آژانس را خواهد داد. بر همگان پوشیده نیست که کسب بمب کثیف آخوندی، معادل تثبیت نسبی حکومت جلادان هست.
دومین بازندگان توافق موقت اتمی، کشورهای حاشیه خلیج پارس و شاخ آفریقا هستند. زین پس صدور تروریزم به این کشورها و تهدید امنیت ها، افسارگسیخته تر از سابق، شدت خواهد یافت. چرا که آنها اهرم فشار غرب بر رژیم را از دست داده و در برابر تروریزم رژیم، تنها مانده اند. بمب اتمی آخوندی، امنیت شکننده منطقه را نابود و تروریزم و بمب گذاری و خونریزی و صدور طناب اعدام را در این کشورها بیش از پیش گسترش خواهد داد. بیخود نیست «عبدالله العسکر»، رئیس کمیته روابط خارجی شورای مشورتی عربستان سعودی ضمن، با ابراز نگرانی از توافق مرحله ای اخیر، اعلام کرد که رژیم ایران به تدریج اثبات کرد که برنامه نامطلوبی در منطقه دارد و از همین روی از اکنون هیچ کس در منطقه نمی خوابد.
سومین بازنده توافق موقت اتمی، ایالات متحده امریکاست. دولت آقای اوباما که در بحبوحه قیام سال 88 سکوت پیشه کرده بود، با ابقای مالکی و عدم اجرای تعهد مکتوب حفاظت از جان مجاهدین مستقر در عراق در برابر خلع سلاح، عملا در جنایتهای مرتکب شده از سوی دولت مزدور مالکی علیه مجاهدین و کشتار آنها سهیم  است. هر رئیس جمهور دیگر بجای وی بود، میتوانست با حمایت از مبارزه ملت ایران در آن سال، به ترمیم تاریخ خونبار کودتای مرداد 32 پرداخته و آینده ایی بهتری در روابط دو کشور رقم زند. آقای اوباما، نه تنها عراق را نیز به آخوندها بخشید بلکه در برابر کشتار ملت سوریه نیز، با عدم موضعگیری محکم، آنها را در برابر پاسداران جهل و تباهی و مزدوران اعزامی حزب الله و جانیان حرفه ایی خریداری شده روسی، تنها گذاشت. مبارزان سوری اعلام کردند که معامله انقلاب سوریه با انرژی هسته ایران را نمی پذیرند. نیروهای پیشرو و سکولار عراق و همچنین اقلیتهای دینی این کشور، وضعیت بدتری نسبت به سوریه دارند. عراقی که به گفته اوباما قرار بود نمونه دمکراسی برای منطقه باشد.
دولت اوباما اکنون به دنبال راست آزمایی توافق انجام شده با آخوندهای متقلب است. خنده دارتر از این؟ براستی عطش اوباما برای کنار آمدن با رژیم، به بهای کشتار ایرانیان، عراقیان، ملت سوریه و منطقه از کجا ناشی میشود؟ تاریخ حقیقت را به ما خواهد گفت.
آنچه اکنون مشخص است، به گزارش آسوشيتدپرس، گفتگوها میان رژیم و امریکا، هميشه در سطح بالا و بطور مستقيم بين مقام های دو دولت بوده و تنها چند تن از اعضای دو دولت از اين گفتگوها آگاه بوده اند. ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا و جیک سولیوان، مشاور سیاست خارجی جو بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا، در این مذاکرات شرکت داشتند.
روزنامه فرانسوی »فیگارو»  در یادداشتی در پایگاه خبری خبر داد که  درباره موضوع هسته ای، ایرانی ها و آمریکایی ها پیش از این بر سر »توافق موقت» هماهنگ شده . »فیگارو» به نقل از یک منبع افزوده است این مذاکرات حول ۴ محور افغانستان، عراق، سوریه و روابط تجاری دوجانبه صورت گرفته است.  »گاردین» خبر داد که در این مذاکرات محرمانه آمریکایی‌ها از ایران خواسته‌اند در خروج نیروهای خود از افغانستان از سال ۲۰۱۴ به آنها کمک کنند و در این باره مواضع دو کشور اختلاف زیادی وجود نداشته است. درباره عراق نیز، آمریکایی‌ها و ایرانی ها از تقویت دولت حاکم و ممانعت از تضعیف و فروپاشی آن حمایت کرده اند. بنا بر این گزارش، گفت وگوها درباره سوریه اما بسیار سخت بوده است چرا که سوریه برگ برنده ایران است و تنها در آخرین لحظه آن را رو خواهد کرد. همچنین ایران تا زمانی که جایگزینی برای دولت حاکم در سوریه پیدا نشود حاضر به مصالحه در این باره نیست. از سرگیری روابط تجاری و اقتصادی با آمریکا نیز چهارمین موضوع مورد بحث بین این افراد بنا بر ادعای گزارش روزنامه فرانسوی بوده است. در این زمینه مسائل می تواند با افتتاح یک دفتر تجاری مشترک آمریکایی- رژیمی از سوی یکی از افرادی که سالهای طولانی در خارج از ایران بوده است در تهران سریع تر حل و فصل شود. به ادعای منبع آگاه، رژیم قول تجارت یکصد میلیارد دلاری به شرکت های آمریکایی داده است. از جمله شرکت هواپیمایی بوئینگ و نیز شرکت خودرو سازی جنرال موتورز در راس این مبادلات قرار می‌گیرند.
چهارمین بازندگان توافق موقت اتمی، کشورهای اروپایی امضاء کننده و جامعه جهانی است. بمب اتمی آخوندی، غنی شده با ایدئولوژی تنفر از هر آنچه غیر آخوندیست، تهدیدی در همسایگی و در دسترس موشکهای دوربرد آنهاست. این توافقنامه موقت، نقض قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، که کشورهای پنج بعلاوه یک آورندگان و امضاء کنندگان آن بودند، هست. دست آخر اینکه دستیابی فاشیزم خونریز دینی حاکم بر میهنمان، خطری برای امنیت و صلح و ثبات دنیاست.   

بخشی از توافقنامه:

– در این دوره ی شش ماهه، می پذیرد اورانیوم را در سطح بالاتر از پنج درصد غنی نکند.

– متعهد می شود که ماده هگزافلورایدِ تازه تولید شده با غنای 5 درصد را نیز در این شش ماه به اکسید مبدل کند.

– فعالیت ها در تاسیسات غنی سازی در نطنز، فردو و همچنین در رآکتور اراک، بیش از این گسترش نمی یابد.

– پذیرفت که اصولاً محل های جدیدی برای تاسیسات غنی سازی ایجاد نکند.

– قبول دارد توانایی «باز فرآوری» یا تاسیسات دیگری برای «فرآوری مجدد» نداشته باشد.

– می پذیرد  در مورد همه تاسیسات هسته ای خود اطلاعات بسیار دقیقی را (در اختیار آژانس) بگذارد؛ همه ساختمانها در هر یکی از سایت های هسته ای، معدن ها و دستگاههای مرتبط با تخلیص اورانیوم و نیز سایر اطلاعات دیگر را دراختیار عوامل ذیربط بگذارد.

– می پذیرد که پرسشنامه جدید فنی رآکتور اراک را پر کند.

– قبول می کند بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، به طور روزانه به سایت های فردو و نطنز بروند تا هر روز فایل های ضبط شده دوربین های آژانس در این سایتها را بررسی کنند (که معلوم شود ایران از تعهدات تخطی نمی کند.

بازرسان آژانس می توانند به همه کارگاههای مونتاژ سانتریفیوژ، تولید موتورهای سانتریفیوژ و محل نگاهداری آنها بروند و همچنین بازرسان آژانس این حق را گرفته اند که به همه معادن اورانیوم و امکان استخراج و تخلیص اورانیوم سرکشی منظم بنمایند.

فاشیزم دینی، آخر خط سرنگونی


آخرین دور گفتگوهای فاشیزم دینی با قدرتهای جهانی برای ادامه کج دار و مریض تا دستیابی به بمب اتمی ادامه دارد. این بازی که بیش از ده سال، به طور غیرمتناوب، انجام میپذیرد، به سوی تعیین تکلیف گام برداشته است. امروز خبرگزاری فرانسه، محتاتانه خبر از شکست مذاکرات داد. شکستی که اعتراف به آن برای غرب بسیار دشوار خواهد بود. چرا که باید به پیامدهای آن تن دهد. این درحالیست که در چند سال اخیر، غرب مهمترین درخواست فاشیزم دینی، مبنی بر محدود کردن و شرکت غیرفعال در سرکوب مجاهدین خلق ایران، را اجرا کرد.
از سوی دیگر، شورای ملی مقاومت ایران، دگر بار، با یک افشاگری دیگ مماشات را چپ کرد. به گفته افشين علوی عضو کميسيون خارجه شورا، اين افشاگری فقط افشای يک سايت ديگر اتمی رژيم که از چشم مردم ايران و از چشم جهانيان مخفی کرده بود، نبود؛ بلکه پرده از يک واقعيتی برداشت و آن وجود يک ساختار موازی دستگاه اتمی نظامی رژيم است.
آنسوی دریا، رئیس جمهور ایالات متحده، آقای اوباما با گشاده دستی یک مهلت ششماه برای رسیدن به نتیجه تعیین کرد.
اوباما در همایشی که از سوی نشریه «وال استریت ژورنال» برگزار شد، گفت: «من نمی‌دانم که آیا می‌توانیم در این هفته یا هفته‌ی آینده به توافق برسیم.»
به گمان بنده، آقای اوباما بدش نمیاد تا پایان دوران ریاست جمهوری اش مذاکره ها ادامه یابد. امری که بی شک به تلاش برای دستیابی سیاهترین و وحشی ترین نوع دیکتاتوری به بمب اتمی یاری میرساند.
در ایران تحت ستم، خامنه ایی در تلاش از فروپاشی سیستم سرکوب حکومتی، اوباش اش را جمع کرد ولی نتوانست راه حلی برای برون رفت از سلسه بحرانهای فراگیر نظام نشان دهد. ولی تا بخواهید اوج بهم ریختگی خویش را با بهره وری از واژه های : «سگ»٬ «نحس»٬ «نجس»٬ «هار»٬ «حرامزاده»٬ «نامشروع»٬ «اشغالگر»٬ «غاصب»٬ «متجاوز» و «مستکبر» و «دروغگو» آشکار ساخت. این در حالیست که رسانه های حکومتی فاشیزم دینی، از امریکا، یعنی آقای اوباما خواستار «اعتماد به نفس» (روزنامه اعتماد) در رابطه با توافق اتمی با رژیم شدند.
حقیریقین دارد که رژیم، بخاطر تحریمهای کمرشکن بین المللی، عدم مشروعیت خامنه ایی در جامعه، چندپارگی نظام، اقتصادی در حال سقوط آزاد و جنبشی آماده قیام، ظرفیت حتی یک قطره از جام زهر را نداشته و نخواهد داشت. هدف کش دادن گفتگوها برای دستیابی به بمب اتمی است. امری که بی شک با وجود بحرانهای درونی و بیرونی اش، غیر ممکن خواهد بود.
بدین رو، رژیم نه میتواند از بمب اتمی کوتاه بیاید و نه توان رسیدن به سرمنزل بمب اتمی را خواهد داشت. این بن بست، ضرب در مبارزان آزادی ستان ایران زمین، پایان حکومت فاشیزم دینی در ایران را رقم میزند.
اگر که غرب خواستار جنگ نظامی با رژیم نیست، باید که بسوی برسمیت شناختن حق ملت ایران برای برپایی حکومتی دمکراتیک، گام بردارد. شکستن سکوت ارگانهای ذيربط بين المللی، نظير کميساری عالی پناهندگان و يونامی، دو ارگان وابسته به سازمان ملل متحد، در رابطه با هفت گروگان ربوده شده مجاهدین و تاکید آنها بر مسئولیت دولت مزدور مالکی، آنهم پس از 82 روز اعتصاب غذا و تحصن جهانی توسط ایرانیان، نخستین گام درست در این راستاست.

اين «گروهک» که خون به دل نظام می کند! ـ احمدرضا هاشمی


اين «گروهک» که خون به دل نظام می کند! ـ احمدرضا هاشمی

«گروهک» کذا و کذا، بالاخره وجود دارد؟ وجود ندارد؟ وزنی دارد؟ وزنی ندارد؟ يا «آن چنان وزنی ندارد؟» قبلاً که به کلی از بين رفته بود؟ دوباره چطور پيدا شد و رفت جزو قدرتهای بين المللی و کشورهای منطقه يی و شد «ضلع کامل کننده مثلث» ؟! 

گزارش خبريی که «سايت شبکه خبر سيما» ی نظام به تاريخ ۳۰/۸/۹۲تنظيم کرده در نوع خودش «شاهکار» است. اين گزارش با هدف خالی کردن دق دل «مقام عظمای ولايت» از کنفرانس افشاگری اتمی اخير «گروهک» درست در آستانهٴ مذاکرات ژنو3تنظيم شده، با اين مرز سرخ که «گروهک» خيلی گنده نشود! نويسندهٴ گزارش هم به اين منظور، اول رويتر بيچاره را دراز کرده و برای اين که دشمنی رويتر نسبت به نظام را ثابت کند، گشته گشته، يک گزارش ويديويی اين خبرگزاری در سال 2012، يعنی يک سال پيش! را پيدا کرده و ضمن آه و نالة بسيار از آن، يک آه و ناله مبسوط ديگر از يک گزارش چند روز پيش رويتر درباره ثروت ناقابل 95ميليارد دلاری «مقام معظم رهبری» را هم ضميمه آن کرده و… تازه همهٴ اينها را به عنوان مقدمه آورده، تا برسد به اصل مطلب که واکنش در قبال افشاگری هسته يی اخير «گروهک» است و بعد آن را هم به حساب رويتر بيچاره که فقط آن افشاگری را منعکس کرده، گذاشته. عبارات خود گزارش «سايت شبکهٴ خبر» گوياتر از هر توضيحی است. ملاحظه بفرماييد: 
«… جالب اين جاست دقيقاً پيش از آن که مذاکرات هسته يی بين ايران و ۶ قدرت جهان آغاز شود، رويترز با هدف مخدوش کردن چهره ايران و بی نتيجه گذاشتن اين مذاکرات، دست به اقدام ناجوانمردانه و حقيرانه ديگری زد. اين خبرگزاری با انتشار گزارشی به نقل از ”يک گروه تبعيدی مخالف ايران“ نوشت ”اين گروه در مورد يک سايت هسته يی زيرزمينی که در ايران در حال ساخته شدن است اطلاعاتی در دست دارد و اين سايت يکی از چند سايت محرمانه ايران در مورد برنامه ساخت بمب اتمی است“. 

اين گروه مستقر در پاريس، موسوم به ”شورای ملی مقاومت ايران“ در حال حاضر تحت رياست مريم رجوی قرار دارد. … سازمانی که از حمايت مالی برخی از جنگ طلب های آمريکايی مانند نيوت گينگريچ، رودی جوليانی، هاوارد دين و جان بولتون برخوردار است. 

… با همه اين تفاسير، رويترز اولين رسانه يی بود که اين دروغ به شدت ساخته و پرداخته شده را مورد نظر قرار داد تا آن را به خورد باقی جهان دهد. 

در گزارش مذکور که عاری از هر گونه اعتبار و سنديت است، آمده «تأسيسات جديد در داخل يک مجموعه زيرزمينی به طول ۶۰۰ متر زير رشته های کوههايی در شهر مبارکه در کيلومتر ۱۰ بزرگراه اصفهان و شيراز و در داخل مجموعه صنايع نظامی کنونی ۷ تير ساخته شده است». 

محور و پايه کل اين گزارش روايتی جعلی از سوی يک جامعه ستيز ايرانی به نام مهدی ابريشمچی است که البته ناگفته پيداست وی از افراد وابسته به گروه تروريستی منافقين است». 

اين «صنعت» گزارش نويسی درباره «گروهک»، منحصر به «سايت شبکهٴ خبر سيما» نيست. به نظر می رسد اين يک «مکتب» است و يک سبک جديد است و در ساير رسانه های اين نظام مقدس هم ساری و جاری است و در اين مورد، اين باند و آن باند هم ندارد. از جمله روزنامه جمهوری اسلامی که عصای دست رفسنجانی است، يک مقاله نوشته به چه بزرگی، در مورد همين کار کوچک «گروهک». روزنامه ابتکار، يکی ديگر از روزنامه های همين جناح، روی دست او بلند شده و سرمقاله يی بزرگتر نوشته با عنوان «مثلث شوم عليه توافق هسته يی» منظور از اين مثلث هم اين است که ضلع اول آن «لابيستهاي صهيونيست» هستند که همان کنگرة آمريکا باشد، ضلع دوم «کشورهای منطقه يی رقيب جمهوری اسلامی» هستند و «ضلع کامل کننده ديگر اين مثلث» نيز همان «گروهک» است! البته روزنامه مزبور به خوبی بعد توضيح می دهد که: «گرچه اين گروه که هيچ جايگاه مردمی را برای خود متصور نيست آن چنان وزنی ندارد که تحرکاتش کمترين تأثيری در تخريب رابطه ميان ايران و غرب داشته باشد اما در کنار تحرکات دو ضلع ديگر می تواند حامی رسانه يی خوبی برای جبهه مخالف ايران باشد». 

به شما حق می دهم اگر مثل حقير در ميان اين ضد و نقيضها پاک گيج شده باشيد و بپرسيد که آن «گروهک» کذا و کذا، بالاخره وجود دارد؟ وجود ندارد؟ وزنی دارد؟ وزنی ندارد؟ يا «آن چنان وزنی ندارد؟» قبلاً که به کلی از بين رفته بود؟ دوباره چطور پيدا شد و رفت جزو قدرتهای بين المللی و کشورهای منطقه يی و شد «ضلع کامل کننده مثلث» ؟! و بعد اگر «تحرکاتش کمترين تأثيری ندارد»، چرا ديگر اين همه خونتان را به خاطرش کثيف می کنيد؟ 

يادمان هست که وقتی احمدی نژاد به عراق رفته بود و پای هواپيما از او راجع به «گروهک» پرسيدند، جواب داد مگر اينها هنوز هستند؟! اما حالا می شنويم که «گروهک» هست، بدجوری هم هست! همين طور ما نفهميديم اين گروهک اين همه اطلاعات از جيک و بوک نظام، از هسته يی و غيرهسته يی و غيره که به دست می آورد و بی رحمانه در همهٴ دنيا پخش می کند، از کجا می آورد؟ «جای ترديد نيست» که اين اطلاعات را از خود «استکبار و صهيونيسم و قدرتهای اهريمنی» می گيرد و بعد به خودشان می دهد؟ همين طور باز ما نفهميديم که «گروهک» اين لشکر پشتيبان از کنگره و سنای آمريکا تا پارلمان انگليس و آلمان و ايتاليا و پارلمان اروپا و کجا و کجا را از کجا آورده و آنها را چقدر خريده است؟ «البته مسلم است» که گروهک «از حمايت مالی برخی از جنگ طلبهای آمريکايی» برخوردار است و همچنين «جای ترديد نيست» که اين مقامات از حمايت مالی گروهک برخوردارند. بنابراين نتيجه می گيريم که گروهک» اين پولها را به طور «دست گردان» از آنها می گيرد؟ و بعد به خودشان برمی گرداند! لابد اطلاعات را هم به همين شيوه «دست گردان» از خودشان می گيرد و به خودشان می دهد! 

اين وسط، فقط يک چيزی را ما خوب فهميديم و آن اين که اين «گروهک» خيلی حرص اين «نظام مقدس» را در می آورد، خيلی خون به دل «مقام عظمای ولايت» می کنند؛ آن قدر که ما نگرانيم که نکند يک وقت پس بيفتند. اما با همهٴ تلاشی که ما برای فهم اين ابهامها کرديم، جای يک ابهام هنوز درد می کند و آن اين که با توجه به اين که «ترديدی نيست» که گزارشهای «گروهک» تماماً «عاری از هر گونه اعتبار و سنديت است» چرا «مقام ولايت» به جای اين همه حرص و جوش خوردن، نمی کند بازرسان آژانس يا چند تا خبرنگار بی طرف را بردارد ببرد همان جاهايی که «گروهک» ادعاهای کذب در مورد آنها کرده و آدرس دروغ داده، نشانشان بدهد تا آنها به چشم خودشان ببينند که آنجا به جز «فعاليتهای صلح آميز هسته يی» هيچ خبر ديگری نيست و به اين ترتيب برای هميشه اين اعتباری که «گروهک» برای خودش کسب کرده، از بين برود؟!

برگرفته از سایت مجاهد

لگدمالی خودمانی


در گشت و گذار خبر روز، طبق معمول سری به ایران پرس نیوز زدم. جوانی بخاطر اعتراض به اینکه آخوند جعمه بازار بابل زیر چتر بوده در حالیکه «امت سرکار بر صحنه» زیر باران پارک شده بودند، کتک خورد. این «حاشیه» درباره ماهیت و جوهره فاشیزم دینی و آنچه در این سی و چند سال سیاه بر سر ما رفته، بسیار گویاست.  در ضمن، توی فاشیزم دینی، افشاگری یعنی «حاشیه سازی».

سفیرنیوز: برگزاری نماز ظهر عاشورا در شهرستان بابل با حاشیه‌هایی همراه بود.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی امید، مراسم نماز ظهر عاشورا در شهرستان بابل که زیر بارش شدید باران به امامت امام جمعه بابل، حجت الاسلام حسن روحانی برگزار شد با ضرب و شتم یک جوان معترض به امام جمعه توسط نزدیکان وی حاشیه ساز شد.  این جوان نسبت به استفاده از چتر برای امام جمعه بابل توسط اطرافیان وی در حالی که دیگر مردم این شهر زیر باران نماز اقامه کردند انتقاد کرد که این انتقاد وی با ضرب و شتم این جوان توسط نزدیکان امام جمعه همراه شد که حتی خواستار بازداشت وی به دلیل این انتقاد بودند .(لانسه کردن خبر به سبک آخوند:) در نهایت با نقش آفرینی موثر فرمانده سپاه بابل (طرف با یک من ریش و چنگال خونین و شکم ورقلمبیده میشه فردین) این جوان از ضربات مشت و لگد نزدیکان امام جمعه نجات یافت.

 

از چمبرلین تا اوباما


Obama_Chamberlain

زنجیره مذاکراهای جهانی درباره بمب اتمی آخوندی بار دگر شکست خورد و قرار است ادامه یابد. اگر به گزارشهای منتشره در این رابطه اعتماد کنیم، دولت فرانسه و بخشی از دولت امریکا، با طرح مقدماتی توافقنامه موافق نبودند. در حالیکه دول انگلیس و آلمان از پیشرفت در مذاکره خبر داده بودند.

چند سال است که دول غرب، همواره پس از شکست دور دیگری از مذاکره، که بیش از ده سال است ادامه دارد، همواره از عدم «باز مانده پنجره دیپلماسی» سخن میرانند. این در حالی است سیاست «هویج و چماق»، یعنی اهدای هویج به رژیم و زدن چماق بر سر اپوزیسیون ایران، برای غرب کارساز نبوده است. اپوزیسیونی که در مقابل هیولای فاشیزم دینی ایستاده است، چماق غرب، او را از حرکت بازنخواهد داشت.

از دید حقیر، نفس «ادامه مذاکره» خیانتی است به جامعه جهانی و بیش از آن بر ملت ایران. باید که یک چارچوب زمانی برای مذاکره مشخص شده و در عین حال، از کوبیدن چماق بر سر ایرانیان آزاده و خواستار دمکراسی، جدا خودداری شود. اگر آقای اوباما، نمیخواهد لکه سیاهی در تاریخ سیاسی روابط ایران و امریکا شود، باید که علیه شکنجه روحی و کشتار و زندانی کردن، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران درزندانی لیبرتی توسط مزدور پلید آخوندی، مالکی بی شرف! اقدام کرده و حق خیزش و قیام ایرانیان برای ایرانی آباد، آزاد و دمکراتیک را برسمیت بشناسد. والا چمبرلینی بیش نخواهد ماند.