ضرورت حفاظت از جان بازماندگان آخرین کشتار لیبرتی



انا‌لله و انا الیه راجعون، این را سخنگوی پارسی زبان وزارتخارجه «شیطان بزرگ»، آلن ایر در صفحه «حرامی» فیسبوک خودش برای درگذشت محمد جواد ظریف مادر مرده خوانده. آلن ایر، این «ضایعه بزرگ» را تسلیت عرض کرده و از خداوند برای ایشان «طلب مغفرت» مسئلت کرده. بیچاره نمیداند که نفسش از دید آخوند حرام است، دعا، آنهم به عربی و از قرآن! پیشکش. یادم هست که مدل انگلیسی و پدر معنوی ایشان، جک استراو، وزیر سابق خارجه استعمار پیر هم همواره در دیدار با آخوندها تسبیح اش را از جیب درمیاورد و چند واژه عربی بلغور میکرد. پول نفت و منابع ملی ما قورباغه را به ابوعطا وامیداره و زنان اروپایی را به سر کردن لچک و دولا شدن دربرابر هیولایی زیر عبا.

از همین زوایه کشتار مجاهدین در اشرف و لیبرتی اکنون به یک روال تبدیل شده. هر از چند گاهی، مزدور مالکی به فرمان سرکرده فاشیزم دینی و تروریسم بین الملل خامنه ایی جلاد، تا آنجا که بتواند از ایرانیان زندانی در کمپ لیبرتی عراق میکشد و برخی از دولتها به محکوم کردن جنایت تازه رخ داده میپردازند. هرچند که همین محکوم ساختن، حاصل سالیان کار توضیحی و فعالیت سیاسی خود این مجاهدین میباشد.
همانگونه که روشن شده، تنها محکوم کردن چنین جنایتی، مالکی و سرکرده فاشیزم دینی حاکم بر میهنمان، خامنه ایی و رژیم ضد انسانی اش را از ارتکاب دوباره چنین حملاتی در آینده، باز نمیدارد. چرا که این رژیم از آبرو و مشروعیت، چه در بعد جهان و چه در داخل برخوردار نیست. رژیمی که از روز سیاه برپایی اش، خود را به اجرای حداقلهای نرمهای بین المللی حقوق بشر ملزم ندانسته است.
باید امروز و نه فردا، همانگونه که مجاهدین خواستار آنند، پرونده کشتار مبارزان ایرانی در عراق را به شورای امنیت برد و همین حالا باید حفاظت مجاهدین در لیبرتی از عراق سلب و به ارگانهای ذیرربط بین المللی از جمله سازمان ملل متحد سپارده شود. چرا که دولت مزدور و گوش به فرمان آخوندی مالکی نه تنها حافظ جان آنان نبوده و نیست بلکه قاتلشان است. مگر میشود حفاظت جان افرادی که او قصد کشتار جملگی آنان را دارد به او سپارده شود؟ مگر این عمل، همکاری و همیاری دولت اوباما با قاتلین نیست؟
هرکدام از مجاهدین به قتل رسیده و زخمی در اشرف و لیبرتی،‌ چکیده مبارزه تاریخی ایرانیان برای نیل به آزادی و دمکراسی در میهن دیکتاتور زده مان میباشند. از اینرو، آنها سرمایه ملی ما هستند. قتل هرکدام از آنان، نابودی یک نسل سرافراز و خودکفاء و آزاد ایران آینده است. حفاظت از جان آنان، بیمه کردن آینده دمکراتیک ایران است. چه درست شناخت مسعود رجوی، خمینی کفن پاره پلید و این رژیم، نابود کننده حرث و نسل و همه دارایهایی ملی ما را. آنچه اکنون بر دوش ماست، در برابر کشتار ایرانیان مبارز زندانی در عراق، نباید سکوت پیشه، بخشید و یا فراموش کرد.

پینوشت

خواننده این ترانه، تصور کن، جان لنون، که درباره دنیایی تهی از استعمار و استثمار و بردگی فاشیزم دینی و شووینیزم ملی میخواند هم در ۸ دسامبر ۱۹۸۰ به قتل رسید. گمان میکنم، جهان آرمانی جان، از دنیای مجاهدین زیاد دور نباشد. آورندگان خورشید به جهانی تاریک شده از ستم. (سمبلیک آن را در ویديو میبینیم) نبردی که در همه ادیان و اندیشه ها آمده است. تنها چگونگی آن دگرگون شده ولی ساختار دو دستگاهش، همان است که بود.

از ویکی‌پدیا: «لنون این ترانه را ترانه‌ای «ضد مذهبی، ضد میهن‌پرستانه، ضد رسم و رسوم عرفی، ضد سرمایه‌داری» معرفی می‌کند که «به دلیل ظاهر زیبا و غلط انداز پذیرفته و محبوب شده‌است». در این ترانه لنون از ما می‌خواهد که تصویری آرمانگرایانه‌ای را در ذهن تصور کنیم که در آن «بهشت و جهنم وجود ندارد»، «هیچ کشوری وجود ندارد»، «هیچ دینی نیست»، «تملک وجود ندارد» و «چیزی ارزش کشتن و مردن را ندارد». افراد در این جهانِ آرمانی «به صلح و صفا زندگی می‌گذرانند» و «در همهٔ دنیا با هم سهیم‌اند».

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s