تخلیه چاه


Khamenei

 خمینی نه تنها رسانه های عمومی را در اختبار خود گرفت، بلکه جریده غیروابسته به خود را ممنوع کرد. اینهمه باز عطش قدرت مطلقه وی را سیراب نساخت. جملات قصار بی بدیل وی، دیوارهای شهر را هم آلوده کرده بود. جمله های کفن پاره شهره عام و خاص و جوک شده بودند. مثلا این که «اتوبوس از مینی بوس بزرگتر است» امام خمینی. «خیار سبز است» امام خمینی. جالب آنکه آگهی تخلیه چاه، جا بجا کنار جملات قصار خمینی بودند که مسیر اتوبوس بسوی مدرسه را برای من دلپذیر و شیرین میساختند.
جانشینان امام دجالان و شهوترانان صدور بحران و اربابان جلاد «بلاد شام» بشار، اینبار، پس از شکست طرح قتل عام مجاهدین در اشرف، عمق شکست استراتژیک خویش را در کنفرانس ژنو ۲ تجربه کردند. اکنون، میرویم که فروکردن دشنه در عمق ماتحت نظام را در این کشور، بمانند آنچه در لیبی رخ داد، شاهد باشیم. تا درس دگری باشد هم برای انقلابیون و ضدانقلابیون منطقه. انقلاب، بدون رخصت ینگه دنیا و دولت فخیمه، بمباران و کشتار اشرف و زندان لیبرتی و تبعید به کشور برادر مسلمان آلبانی؛ سرپیچی از خطوط ترسیم شده «جامعه جهانی»، دشنه «عذاب دنیوی» در پی دارد.
این چنین بود که محمد جواد ظریف، وزیر خارجه خامنه ایی در اقدامی هوشمندانه (ملت هوشمند. رفسنجانی) ، با شلیک مستقیم به «بیضه نظام»، خواستار خروج همه نیروهای خارجی – چشم برادر سرتروریست، قاسم سلیمانی و وزارت واجبی خوران بدنام روشن – منجمله حزب الله لبنان، از سوریه شد. پیشتر از این، در یک فقره خود زنی دیگر، روحانی رئیس جمهور خامنه ایی، چند صد هزار دلار در داووس پرداخت کرد تا اولا بر ناقوس حراج منابع ملی کوفته و اطمینان دهد که در هنوز بر همان پاشنه میچرخد؛ دوما از همه گنده گوییهای رژیم عقب نشینی کند؛ سوما بگوید در سوریه انتخابات آزاد باید، چهارما تروریستهای اونجا مثل تروریستهای اینجا! خودشان خودشان را شکنجه میکنند و میکشند و چقدر بد است این. رفسن جانی منور الفرار از کشور برادر سوریه  را با اعلام آمار کشته شدگان و بمباران شیمیایی ملت سوری توسط حکومت اسد را قبلا زده بود. وی بتازگی در گفتگو با تایمز مالی، ناتوانی رژیم از نگاهداشتن عروسک اسد بر اریکه قدرت را آشکار ساخته و با دراز کردن دستان بسوی جام دوم زهر برای عمود شکسته نظام کشف کرد که سرنوشت سوریه باید به دست مردم این کشور رقم بخورد. عجبا!
آنسوی بازار مکر آخوندی، «جنگ نرم» رژیم با افشای نقض حقوق ایرانیان در سطح جهانی، همچنان ادامه دارد. اوباش رژیم به روال گذشته و از زمان «اشغال لانه جاسوسی» به جای پاسخگویی به ملت ایران، به دستورالعمل امام دجال کفن پاره هندی شان، با دادن آدرس درست، همچنان «هرچه فریاد » و فغان وحشت از سرنگونی دارند بر سر اربابشان میکشند. محمد جواد لاری جانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه آخوندی، طی مراسمی با «رونمایی» از گزارش وضعیت حقوق بشر در امریکا! ، پته زیربنای فکری حکومت قداره بندان را روی آب روان کرده، مدافعان حقوق بشر را «آلوده» به تحرکات ترویستی دانسته و هر «تحرک» یک مدافع حقوق بشررا یک حرکت تروریستی نامید. وی ناخواسته پیش درآمد لیست سوخته تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا را رو کرد. سید محمد حسن ابوترابی (این بابا ایرانی است؟) در حالت نئشگی مطلق! در همین «نمایش» ادامه داد که (نبود) آزادی و دمکراسی بخاطر سیستم ولایت فقیه بوده و بدون «دین» آنهم از نوع آخوندیش، نمیتوان از حقوق بشر سخن راند. وی در بادی محکم، درک آخوندهای گونی به تن از حقوق بشر را به تصویر کشید  و دمکراسی را در امنیت همین ولی فقیه معنا کرد. خلاصه کنیم، حقوق بشر یعنی فراهم کردن امنیت برای ولایت فقیه و هرکه آن را خدشه کند، تروریست است و برای رفع زحمت از نظام، خودش خودش را میکشد و شکنجه میکند.
«مقوله حقوق بشر» لکن! میرود به سرنوشت «حق مسلم هسته ایی» دچار شود. بار اعلام علنی آن، اینبار نه بر عهده گماشته بریده، احمدی نژاد، بلکه روی پالان محمد جواد لاری جاری گذاشته شد. وی با دادن مختصات جغرافیایی به ارگان «امت نالان قمه بدست» خبرگزاری تسنیم؛ مژده داد که «حق» سنگسار، شکنجه، تجاوز، چشم درآوردن، دست بریدن.. که در قسمت چارپایه «نظام» قرار دارد، از حق مسلم هسته ایی «مسلم تر» است. اینجا باید فهمید که سر کشیدن جام زهر سوم و واپستمرگیدگی نظام اعدام از خط قرمز دوم، حقوق بشر، تضمینی و ششماه گارانتی دارد.
و اما میرسیم به موضوع اصلی این نوشته. رفسن جانی پیش از رسیدن هیئت عزاداران بین المللی به سرکردگی کوفی عنان، دبیرکل پیشین سازمان ملل، با هدف «تشویق» رژیم به «گشاد» کردن فرصتهای استراتژیک فاشیزم دینی با جهان سرمایه داری و درآوردن پنجه حمایت از آستین تروریستهای خود گسترده در منطقه، به «فرودگاه امام» ؛ خواستار پا پس کشیدن سپاه ستم از امور مالی نظام و واگذاری آن به بخش خصوصی شد. رفسن جانی قمپز در کرد که این «سبک» شکست خورده را قبول ندارد. انگار نه انگار که مثل تلاش برای دستیابی به بمب اتمی، کشیدن پای سپاه به فعالیتهای اقتصادی، به ابتکار خودش انجام شده بود. زرنگی رفسن جانی در این است که پس از برفروختن آتشی که بخاطر نادانی اش، خیمه خود نظام اعدام را هدف قرار میدهد، لباس آتش نشانی پوشیده و رل ناجی را بازی میکند. علی سعیدی با گنگی خاص آخوندی، برای گرگرفتن هر چه فزونتر گه گیجگی  «امت سرگردان در صحنه» از موافقت خامنه ایی با پایان فعالیت‌های اقتصادی سپاه ترور و محدود ساختن آن به «وظیفه ذاتی» اش، یعنی دفاع از حقوق مسلم ولایت فقیه، خبر داد. البته بیرونی کردن این مسئله پس از کشیدن پای اردوغان و خانواده و کل دولت ترکیه – مخالف ادامه حکومت بشار اسد – به فساد مالی، امکان پذیر شد. یک فقره از «فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی نظام برای دور زدن تحریمها» بابک زنجانی و نوچه دستگیر شده‌اش در همان ترکیه ، رضا ضراب بود. مانور رفسن جانی، که از اقتصاد به اندازه امام الاغش سررشته دارد، تنها رونمایی وجه دیگر نظام، یعنی دلبری خودفروشانه روسپی قداره بدست عمامه بسری استکه سابقه‌اش به پیش از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بازمیگردد.
شل شدن تحریمها، نه تنها بازگشت رفسن جانی، آتش نشان بدون طناب نظام، به حیطه فساد اقتصادی را ممکن، بلکه شریک قافله و دزد سرگردنه، سرکرده فاشیزم دینی را هم دست خالی نمیگذارد. پس از تعهدنامه کتبی هسته ایی رژیم به قدرتهای برتر جهانی، نوشته بودم که پوزه غنی شده سرکرده فاشیزم دینی پلمپ شد. امروز نماینده محفل آخوندی، حمید رسایی، در اعتراض به تسلیم نامه هسته ایی، ناله کرد که «اشکالی ندارد که دهان مرا پلمپ کنید». به ایشان میگویم آسیاب به نوبت.
مقام پلمپ شده عزما که بنا به خبر رویتر، با سرازیر شدن موهبت الهی یک هزار میلیونی کاهش تحریمهای «شیطان بزرگ» از طریق شرکتهای پتروشیمی مرجان و صدف عسلویه به جیب خود، نئشگی‌اش بالازده، از سوراخ مجازی، «امت بیکار در صحنه» را از رفتن به توالت تا زمانی اشیاء مقدس به چاه افکنده شده «پوسیده» نشده اند، منع کرد. لابد امتشان باید تا اطلاع ثانوی از همین سوراخ مجازی خامنه ایی برای تخلیه معده خود بهره برداری کنند. خامنه ایی با اعترافی ضمنی، دلیل خفان گرفتگی خود پس از افتضاح هسته ایی را آشکار و از گنگان و گیجان در صحنه «رفع تکلیف شرعی» کرده و از آنان خواست که بمانند وی تا زمان پوسیدگی کامل خفه خون بگیرند. لاشه متعفن رهبری که اکنون بجای رتق و فتق امور دنیوی، باری بر شانه های گرگهای نظام شده، «فتوا» داد که «براى آنان که نمى‌دانند، تکلیفى نیست» و » کسى که حرز را انداخته لازم نیست به دیگران بگوید و اگر عسر و حرج است (اینجوری قلمبه عربی بلغور میکنند که بگویند برای الفهم و الدرک القرآن ما کلا ضرورتیم) لازم نیست چاه را تخلیه کنند».

سورئالیسم آخوندی


khamenei

شتاب و گسترش اعدامها از هنگام نشاندن روحانی کلیدساز بر مصدر ریاست جمهوری فاشیزم دینی، همچنان بی‌دنده و ترمز به پیش میرود.  تنها امروز هفت زندانی در کرمانشاه بدار آویخته شدند. آش اعدامهای جنون آمیزآنقدر شورشده  که گزارشگران سازمان ملل بانکی مون را نیز مجبور به اتخاذ موضعگیری نمود. ساطور بندان جماران مسلک روزی نیست که در گوشه و کنار میهن به قتل ایرانیان مبادرت نکنند. آمار رسمی خود رژیم خبر از اعدام ۴۰ انسان در دو هفته نخست سال میلادی جاری بطور رسمی دارد.
هر که هم آنقدر شانس داشت که بهانه اعدام به دست رژیم ندهد، آنقدر خوش شانس نخواهد بود که از مسیر دیگر به قتل نرسد. پس از اعدامها میرسیم به کشتارهای غیرمستقیم که مسئولیتش بی‌واسطه بر عهده حکومت خون هست. روزانه گوشه ایی از ابعاد این نسل کشی، در روزنامه‌های حکومتی رژیم، آنهم نه به بعنوان اعتراض به وجود آن! بلکه در زرورق چماق بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی شریک دزد و قاتل بغل دستی، چاپ میشود.
ارگانهای رژیم، از جمله ابتکار، خود به وقوع هولوکاست در ایران معترفتند. باندهای وحشی حاکم اکنون معترفتند که از واردات داروهای حیاتی دریغ کرده و جلوی واردات بنزین استاندارد را گرفته، تا شهروندان ایرانی با استنشاق انواع آلاینده‌های سمی ترکیبی من درآوردی موسوم به بنزین پتروشیمی، بطور طبیعی به مرگ نزدیکتر شوند و اینگونه، بدون دردسرهای حقوق بشری از حکومت رفع زحمت کنند. مردم سالاری پازل مرگ به تصویر کشیده ابتکار را تکمیل تر کرده و مینویسد: «با واردات سرنگهای آلوده بهمراه چندین داروی مساله دار دیگر از چین، واردات برنجهای آرستیکی از هند، گوشتهای آلوده به اروانیوم از چرنوبیل اوکراین و دهها مورد دیگر که با نرخ نجومی سرطانهای رنگارنگ همراه شد، یک هولوکاست واقعی را ایجاد کرد».  یعنی واکسیناسیون فاشیزم دینی علیه سرنگونی.  این را بگذارید کنار مرگ و میرهای ترابری کشوری نشسته بر چاه نفت و بدون اتوبان وجاده‌های مناسب. جوری که جنازهای کشته شدگان حوادث قابل پیشگیری رانندگی بمانند ماهشهر، ۴ روز است  که ۳ جنازه در کانال انتقال آب آشامیدنی این شهر افتاده و کسی مسئول نیست. حرف آب آشامیدنی شد. شمار مسموم شدگان پردیس کرج به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر رسید. آنهم به دلیل نفوذ فاضلاب! به شبکه آب رسانی! این شهر. میرسیم به افزایش ۵۰۰ درصدی سرطان در خوزستان، بخاطر آلودگی هوا و  سونامی مرگ در این استان. نماینده خامنه ایی در محفل آخوندی (مجلس) به گوشه ایی از شرایط این استان اشاره کرده و میگوید:
«وجود ريزگردها، خشک شدن تالابهای هورالعظيم و شادگان، شوره زار شدن اراضی کشاورزی، افزايش شوری آب رودخانه ها، تخريب جنگلها و اراضی کشاورزی افزايش آلاينده‌های نفتی، صنعتی و نيشکری، عدم اجرای پروژه انتقال نمک و ماجرای غم انگير انتقال آب از کاروان، همه و همه از جمله عوامل اين سونامی وحشتناک در خوزستان هستند». لاهوتی، سینه سرخ دیگر نظام اعدام، بخش دیگری از فاجعه را اینبار در شمال کشور به تصویر کشیده و اعتراف میکند » ايران (تحت ستم) در مسايل محيط زيست به مرحله بحرانی رسيده است .. بر اساس آمارهای اخير، سالانه پنج هزار نفر در کشور ما جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست می دهند که دو هزار و ۷۰۰نفر از آنها ساکن تهران هستند». اجیرشده دیگری، متصدی، که پست معاون منابع انسانی محیط زیست رژیم را یدک میکشد، جمع بندی مختصری کرده و اعتراف میکند که تنها در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳، کشورمان در محیط زیست ۶۰ پله! سقوط آزاد کرد.
تنها در یکماه! گذشته:
«انفجار مخزن سوخت در پتروشيمی خرم آباد جان دو کارگر را گرفت» ؛ «مرگ کارگر ۲۱ ساله در تونل قطار شهری اهواز» ؛ «سقوط سه کارگر ساختمانی از ارتفاع ۳۵ متری در مشهد» ؛ «کارگر اداره برق روستايی در گيلان هنگام انجام کار کشته شد» ؛ «ريزش آوار يک کارگر را کشت و سه همکارش را مصدوم کرد» ؛ «هفت کارگر بر اثر فوران مواد مذاب سوختند» ؛ «کشته شدن  شدن دو کارگر زن بر اثر آتش سوزی در يک کارگاه توليدی» …
خبرگزاری کار رژیم، ایلنا، برای ماست مالی ابعاد کشتار کارگران  به جلع آن پرداخت و نوشت «بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی، روزانه ۵ کارگر در ايران بر اثر حوادث شغلی جان می بازند». تازه این بخش کوچکی از واقعیت است. مشکلات کار، عدم امنیت کاری، عدم پرداخت حقوق کارگران، عدم پرداخت حقوق مناسب به کارگران .. اموری هستند که رژیم نه قدرت حل آنها و نه موضوعی است که برای رژیم درآمد داشته باشد و قابل توجه. تازه  علی ربیعی وزیر کار، رفاه اجتماعی پیشکش، در تبیین وضعیت رژیم میگوید که ۱۰ میلیون بیکار در راه است!
در رابطه با وضع مالی ملت به سراغ خبرگزاری رسمی رژیم ایرنا برویم که از سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ محفل آخوندی (مجلس) بر اساس اسناد موجود اعتراف میکند که هشتاد درصد معوقات بانکی در اختیار ۳۰ نفر مثل بابک زنجانی قرار دارد. این رقم مربوط به پادوهای رژیم میشود و نه سر فاسد آن. خنده دار اینست که وی میگوید نه تنها در گذشته با این بدهکاران بانکی برخورد نشده بلکه هنوز هم این افراد از بازپرداخت بدهی خود سرباز میزنند.
حرف فساد شد، بوی رفسنجانی آمد. رفسنجانی برای خالی کردن زیر پای خامنه ایی بتازگی افشا کرده که: «ما که از دور نگاه می کنيم؛ می بينيم فسادهای زيادی در سالهای اخير در خيلی از زمينه ها؛ در بانکها، در وامها، در خريدها؛ در دور زدن تحريمها و بسياری از مسايلی که کم و بيش داريم؛ اتفاق افتاد. بعضی جاهايش را می بينيد که علنی می شود و چيزهايی هم هست که هنوز حالت سرّی دارد و رو نمی شود». گوشه ایی از این «حالت سری» را شهریار مشیری مدیر عامل کنونی منطقه آزاد قشم رو کرد. وی در گفتگو با رسانه باند خودش گفت که فرودگاه قدیمی قشم، متروکه اعلام شده تا به یک دهم ارزش به اقساط فروخته شود. این جانور اذعان میکند که : «اگر شما جایی در دنیا سراغ دارید که فرودگاه را فروخته باشند به من بگویید». خیر نه تنها خبرنگار بلکه هیچ احدی چنین کشوری و چنین حکومتی را سراغ نداشته و نخواهد داشت.
این «حالت سرّی» چپاولهای باندی فاشیزم دینی را به دیگر بخشها؛ سرکوب، اعدام و مرگ میر در حکومتی قرون وسطایی ناتوان و بی‌اعتنا به امنیت جان شهروندان گسترش دهیم، تا به یک تصویر جامع دست یابیم.  
اینها همه را در ذهن خود داشته باشید تا به سخنان امروز روحانی در داووس برسیم.
او در اجلاس اقتصادی داووس با دولا شدن در برابر شیاطین بزرگ و کوچک استکبار و جهان خواران کافر.. گفت: «دولت من آمادگی کامل دارد تا با همه کشورهای همسايه در طيفی از مسائل از محيط زيست، پروژه‌های مشترک اقتصادی، توسعه تجارت، احقاق حقوق مردم فلسطين، جلوگيری از فاجعه انسانی در سوريه، امنيت خليج فارس و مبارزه با تروريسم، افراطی گری وارد تعامل شده و به قاعده‌ها مشترک عملی و رژيمهای حقوقی پايدار دست يابد… من معتقدم صلح و امنيت در خاورميانه در گرو گسترش روابط اقتصادی، همکاريهای اجتماعی، فرهنگی، گردشگری و ارج نهادن به بخش خصوصی و همکاری نخبگان در سطح بين المللی است». نه که آخوندها همه این مسایل را در کشور حل کرده اند. رئیس جمهور ارتجاع در یک قمپز بین المللی باد بزرگ خبری بسمت رسانه های کفر در کرد و راه حل سوریه را در انتخابات آزاد دانست. لابد کاندیداهای چنین انتخابات آزادی! باید از فیلتر شورای نگهبان رد شده و التزام عملی خود به ولایت فقیه را در اوین و یا یکی از زندانهای دم دست به اثبات رسانده باشند. روحانی، در کنارش خواستار نوکری برای امریکا در رابطه با «امنيت، ثبات جهانی، توسعه اقتصادی، حراست از محيط زيست، مقابله با خشونت  و افراطی گری»  شد. البته امریکا پیشاپیش پاسخ این دریوزگی بیرون قلمرویی را داده و گفته حرف مهم نیست، شاخص عمل است. از حق نگذریم، امریکا گامهای عملی در این رابطه برداشته است. از یک سو امروز ارتش امریکا تحت فرماندهی باراک حسین اوباما، گذاشتن ریش و عمامه را برای امربران خویش آزاد کرد. به این میگویند وحدت شکل با محتوا. از سوی دیگر نگاه شود به بمباران ارتش آزادیبخش ملی ایران توسط همین ارتش با حمایت کشورهای دیگر محور منتفقین، گنجاندن نام سازمان مجاهدین خلق ایران و کل شورای ملی مقاومت ایران در لیست تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا و .. تا زندانی کردن آنها و وضعیت کنونی ملت عراق که آمار اعدام و کشتارش دست کمی از رژیم ندارد و توله مشترک دیگرشان بشار اسد.

اگر قبله خامنه ایی کاخ کرملین و درس حوزوی خویش را در کالج ک.گ.ب. خوانده  و سرکوب را با مدل روسی پیش میبره؛ (پوتین خیلی به جودوکار بودن خودش افتخار میکند) رفسنجانی «ظریف» کاره و  چهره وابستگی غربی رژیم را نمایندگی میکنه و با پنبه سر میبره.  برخلاف خامنه ایی که چاره را سرکوب مطلق و اختناق مطلق جستجو میکند، رفسنجانی، ولی فرار از بحران سرنگونی رژیم را مدل چینی-غربی، یعنی اقتصاد پویای دولتی، بازرگانی باز با غرب، سرکوب بی امان داخلی، ترور مخالفان در خارج از مرزها، میداند. راه حل سرکوب مطلق در سلسله تظاهرات سال ۸۸ رنگ باخت و شاخ غول بیابانی فقیه شکست. گزینه رفسنجانی به همان تظاهرات و فراگیر شدن شعار مرگ بر اصل فقیه منتهی شد و میرفت که شیرازه نظام چماق و چپاول را از هم بگسلد. تازه در آن سال رژیم خیلی پروارتر از حالا بود؛ چه از بعد سرکوب امنیتی و خزانه مالی و چه در رابطه با تروریستهای چاق و چله شده صادره شده به سطح بین المللی. نه مثل الان که قیام عمود خیمه نظام را دو نیمه کرده و از بعد اقتصادی موش از اونجاش بلغور میکشد. ولی، تا جایی که به ما ایرانیان برمیگردد، اگر همه عشوه‌های شتری روحانی که آنها را برای دلبری از ما بهتران روی صحن سوئیس ریخته – وزیر نفتش را هم بیخودی همراه خودش یدک نکشیده – را جدی بگیریم و جمع بزنیم؛ نامش میشود حکومت آخوندی و ولایت مطلقه فقیه. حل کردنش هم منطقا برداشتن گامهای عملی برای برچیدن سفره چپاول، کشتار، سرکوب و نابودی فاشیزم دینی حاکم بر میهن را در پی خواهد داشت. دست بر قضا  از آنجا که نه امریکا و چین رفسنجانی، نه روسیه خامنه ایی  و نه  هیچ کشور دیگری دلش برای ما قل نمیزند و جانوران رژیم داوطلبانه به اصطبل تاریخ نمیروند، مجبوریم که خودمان این رژیم را سرنگون کنیم. هر چه مسلحانه تر، سرنگونی زودتر و خارج از حیطه کنترل نیروی بیگانه ! رمز و راز بمباران ارتش آزادیبخش ملی ایران و پس از آن ادامه کشتار مجاهدین با همکاری غیرفعال بیگانه نیز در همین نکته نهفته است.

 

پلمپ پوزه غنی شده سرکرده فاشیزم دینی پس از توافق هسته ایی


Khamenei

باند رفسنجانی و روحانی که پیش از امضاء آن را به زبان عربی «فتح الفتوح» نامید،‌ هنوز بر این طبل میکوبد. روحانی در نمایشی «احمدی نژادی» (به گفته باندهای خود رژیم) در جنوب میهن، آن را «تسلیم قدرتهای بزرگ جهان» در مقابل رژیم نامید. یکسری هم تا دیدند روحانی «احمدی نژادی» شده، جوگیر شده فراخوان دادند و از او خواستند که توافقنامه را «ورق پاره» بخواند. حسن میلانی صادراتی رژیم به دانشگاه فلوریدای جنوبی، تعهدنامه هسته ایی را به طرح بیمه درمانی اوباما پیوند زد و برای موفقیت هر دو دستان را به آسمان دراز کرد. جلاد شریعتمداری، یک تحلیل بازاری بیرون داد و گفت لپ تاپ دادیم تی تاپ گرفتیم. فریدون عباسی، رئیس پیشین سازمان انرژی حکومت آخوندی، این تعهدنامه را ناشی از «انفعال» گروه مذاکره‌کنندگان خامنه ایی و آنها را «خوش خیال» (بخوانید احمق) و عجول دانسته و ادعای قهرمانی آنان را به سخره گرفت.
روحانی که در آغاز ادعا میکرد که درباره گفتگو بر سر بمب آخوندی اختیار تام دارد، هر جا که کم آورد خشتک خامنه ایی را پرچم کرد و با چوب آن بر سر بسیجیان گیج و سرخورده زد تا بخود بیایند و اگر توان درک «قهرمانی» باند او را ندارد، دستکم چون گذشته افسار خویش را بدست خامنه ایی بسپارند. خود خامنه ایی سرشکسته، با گذشت چند سال پس از قیام ۸۸ همه جا باید اعلام کند هنوز فقیه است، در گردآوری جانوران سر نظام اعدامش گفت، او که «فقیه» سه بار، بلی ۳ بار، متن را خوانده ولی هیچ جای آن حق غنی سازی برای رژیمش ندیده. در این میان، ۱۵۰ نماینده خامنه ایی در مجلس، خواستار داشتن یک عدد! کپی از متن تعهدنامه اتمی شدند. به گمانم، توی دستگاه رژیم چیزی بنام دستگاه کپی نیست. و گرنه یک دستگاه در خیمه نظام وصل میکردند تا از خود خامنه ایی یک کپی بگیرند و نه اینکه پس از مدتها التماس مجبور به طرح قانونی در اینباره شوند. قلم زن روزنامه «سیاست» رژیم که حتما باید چیزی حالیش باشه، با نگاه به امضای ذلت نامه و ششماه آینده، خودش میگوید که «خیلی گنگ» به «شهدای هسته ایی» رژیم نامه نوشته و پس از زوزه های فراوان، «دست به پاچه» با «دلی پر آشوب» از آنها میخواهد بداند که آیا نگران فردای رژیم باشد یا نه. تیم روحانی، ولی پرروتر از این حرفهاست. روحانی، به روال سی و پنج سال گذشته رژیم، خانواده های «شهدای هسته ایی»‌ را به گروگان گرفت و مجبورشان کرد پس از نشست خبری امضای تعهدنامه در دفترش به وراجیهای غنی شده رئیس جمهور خامنه ایی گوش فراداده و برایش «تجلیل» کف کنند. روحانی به این بسنده نکرده و بنا به گزارش بنگاههای خبرپراکنی رژیم، آرمیتا، فرزند داریوش رضایی‌نژاد، «شهید هسته‌ای» را مورد نوازش قرار داد. استغفراله بازهم افاقه نکرد و دکتر محسن صغیرا! عضوء سابق تیم بندی هسته ایی رژیم در خاتمه، « با قلبی آکنده از اندوه و چشمانی اشگ بار» «امضای این توافقنامه فضاحت بار» را «تبریک» گفته و «خامنه ایی» و «خدای متعال» «مولا و سرور عالم هستی حضرت صاحب الزمان عج» و « کلیه کسان سهیم» را مقصر دانست. پاسخ او را محمدعلی سبحانی، دیپلمات تروریست رژیم به جماران داد و ادعا کرد توافق نامه هسته ای دارای چارچوب متوازن بوده و از «افراطی ها» خواست به مرخصی تشریف ببرند.

خامنه ایی هم که از اول کار، آنجایی که گفت اینطور که شما میگویید در پاسخ به پیام تبریک روحانی، برای محکم کاری، توپ را به زمین او برگردانده بود. اینکار خامنه ایی مرا به یاد آزمایشی با میمون انداخت. قضیه به این قرار استکه میمون و بچه اش را در اتاقی میاندازند و کف اتاق را حرارت میدهند. پس از مدتی میمون بچه اش را روی زمین میگذارد و خودش میرود قلندوشش. حالا هم که پس از امضاء فک سرکرده فاشیزم دینی پلمپ شده و لام تا کام نمیگوید. احتمالا مصرف افیونش هم زده به سقف. خامنه ایی چنان فک خورده که توان بلند شدن و قلندوشی روی شانه ایی روحانی را هم دگر لکن! ندارد. احتمالا امروز بازرسان سازمان بین المللی آژانس نه تنها سایتهای رژیم، بلکه پوزه سرکرده فاشیزم دینی و تروریست بین المللی را هم پلمپ کردند.

این وضعیت رژیم از دید بیگانگان دور نمانده و کار به جایی رسیده که رسانه های امریکایی، حرفهای آخوند کلیدساز روحانی را به سخره گرفته اند. فاکس نیوز نوشت: ”روحانی در حالی توافق ژنو را تسلیم غرب در برابر ایران می داند که باید ذخایر اورانیوم غنی شده خود را از بین ببرد، سطح غنی سازی را تنزل دهد، و درهای سایت های هسته ای خود را به روی بازرسان سازمان انرژی اتمی باز کند تا در عوض آن، ایالات متحده در تحریم هایی که علیه ایران اعمال کرده تخفیف ایجاد کند!».  به این میگویند نرمش قهرمانانه! حالا که حرف امریکا شد، وضعیت رژیم آنقدر کمدی – درام است که میتوان دست کم یک فیلم هالییودی  برایش ساخت. شاید بتوان دوباره دست به دامان تیم سازنده آرگو شد و برای چنین فیلمی، مثل فیلم اصغر، اسکار گرفت.

در این بلبشو معصومه ابتکار معاون روحانی، دست به ابتکار شده و یک قلم به شهروندان تهرانی توصیه کرد که بخاطر آلودگی هوا! از تهران فرار کنند. آری همین روزهاست که همه آخوندها از تهران که هیچ از خاک پاک ایران فرار کنند. پفیوزها، تا حالا جایی که جلو میرفتند میگفتند اسلام، که اسم مستعار خودشان بود،‌ حالا که روزی نیست فکشان مورد نوازش قرار نگیرد، نام فک پلمپ شده خودشان را گذاشته اند: ایران.
پلمپ شدن فک غنی شده عمود خمیه نظام بر همه ایرانیان آزاده مبارک باد!

پلیس فتای رژیم پس از اجرای توافق اینترنتی با چین


China_Iran_Web

رئیس سازمان فناوری اطلاعات رژیم از توافق با چین در زمینه آغاز همکاری‌های اینترنتی در زمینه پیاده‌سازی شبکه ملی (آخوندی) اطلاعات در ایران خبر داد.

کارت تبریک رفسنجانی به خامنه ایی برای نخستین جام زهر اتمی


کارت تبریک رفسنجانی به خامنه ایی برای بلعیدن نخستین جام زهر هسته ایی

Rafsanjani-USA