سورئالیسم آخوندی


khamenei

شتاب و گسترش اعدامها از هنگام نشاندن روحانی کلیدساز بر مصدر ریاست جمهوری فاشیزم دینی، همچنان بی‌دنده و ترمز به پیش میرود.  تنها امروز هفت زندانی در کرمانشاه بدار آویخته شدند. آش اعدامهای جنون آمیزآنقدر شورشده  که گزارشگران سازمان ملل بانکی مون را نیز مجبور به اتخاذ موضعگیری نمود. ساطور بندان جماران مسلک روزی نیست که در گوشه و کنار میهن به قتل ایرانیان مبادرت نکنند. آمار رسمی خود رژیم خبر از اعدام ۴۰ انسان در دو هفته نخست سال میلادی جاری بطور رسمی دارد.
هر که هم آنقدر شانس داشت که بهانه اعدام به دست رژیم ندهد، آنقدر خوش شانس نخواهد بود که از مسیر دیگر به قتل نرسد. پس از اعدامها میرسیم به کشتارهای غیرمستقیم که مسئولیتش بی‌واسطه بر عهده حکومت خون هست. روزانه گوشه ایی از ابعاد این نسل کشی، در روزنامه‌های حکومتی رژیم، آنهم نه به بعنوان اعتراض به وجود آن! بلکه در زرورق چماق بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی شریک دزد و قاتل بغل دستی، چاپ میشود.
ارگانهای رژیم، از جمله ابتکار، خود به وقوع هولوکاست در ایران معترفتند. باندهای وحشی حاکم اکنون معترفتند که از واردات داروهای حیاتی دریغ کرده و جلوی واردات بنزین استاندارد را گرفته، تا شهروندان ایرانی با استنشاق انواع آلاینده‌های سمی ترکیبی من درآوردی موسوم به بنزین پتروشیمی، بطور طبیعی به مرگ نزدیکتر شوند و اینگونه، بدون دردسرهای حقوق بشری از حکومت رفع زحمت کنند. مردم سالاری پازل مرگ به تصویر کشیده ابتکار را تکمیل تر کرده و مینویسد: «با واردات سرنگهای آلوده بهمراه چندین داروی مساله دار دیگر از چین، واردات برنجهای آرستیکی از هند، گوشتهای آلوده به اروانیوم از چرنوبیل اوکراین و دهها مورد دیگر که با نرخ نجومی سرطانهای رنگارنگ همراه شد، یک هولوکاست واقعی را ایجاد کرد».  یعنی واکسیناسیون فاشیزم دینی علیه سرنگونی.  این را بگذارید کنار مرگ و میرهای ترابری کشوری نشسته بر چاه نفت و بدون اتوبان وجاده‌های مناسب. جوری که جنازهای کشته شدگان حوادث قابل پیشگیری رانندگی بمانند ماهشهر، ۴ روز است  که ۳ جنازه در کانال انتقال آب آشامیدنی این شهر افتاده و کسی مسئول نیست. حرف آب آشامیدنی شد. شمار مسموم شدگان پردیس کرج به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر رسید. آنهم به دلیل نفوذ فاضلاب! به شبکه آب رسانی! این شهر. میرسیم به افزایش ۵۰۰ درصدی سرطان در خوزستان، بخاطر آلودگی هوا و  سونامی مرگ در این استان. نماینده خامنه ایی در محفل آخوندی (مجلس) به گوشه ایی از شرایط این استان اشاره کرده و میگوید:
«وجود ريزگردها، خشک شدن تالابهای هورالعظيم و شادگان، شوره زار شدن اراضی کشاورزی، افزايش شوری آب رودخانه ها، تخريب جنگلها و اراضی کشاورزی افزايش آلاينده‌های نفتی، صنعتی و نيشکری، عدم اجرای پروژه انتقال نمک و ماجرای غم انگير انتقال آب از کاروان، همه و همه از جمله عوامل اين سونامی وحشتناک در خوزستان هستند». لاهوتی، سینه سرخ دیگر نظام اعدام، بخش دیگری از فاجعه را اینبار در شمال کشور به تصویر کشیده و اعتراف میکند » ايران (تحت ستم) در مسايل محيط زيست به مرحله بحرانی رسيده است .. بر اساس آمارهای اخير، سالانه پنج هزار نفر در کشور ما جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست می دهند که دو هزار و ۷۰۰نفر از آنها ساکن تهران هستند». اجیرشده دیگری، متصدی، که پست معاون منابع انسانی محیط زیست رژیم را یدک میکشد، جمع بندی مختصری کرده و اعتراف میکند که تنها در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳، کشورمان در محیط زیست ۶۰ پله! سقوط آزاد کرد.
تنها در یکماه! گذشته:
«انفجار مخزن سوخت در پتروشيمی خرم آباد جان دو کارگر را گرفت» ؛ «مرگ کارگر ۲۱ ساله در تونل قطار شهری اهواز» ؛ «سقوط سه کارگر ساختمانی از ارتفاع ۳۵ متری در مشهد» ؛ «کارگر اداره برق روستايی در گيلان هنگام انجام کار کشته شد» ؛ «ريزش آوار يک کارگر را کشت و سه همکارش را مصدوم کرد» ؛ «هفت کارگر بر اثر فوران مواد مذاب سوختند» ؛ «کشته شدن  شدن دو کارگر زن بر اثر آتش سوزی در يک کارگاه توليدی» …
خبرگزاری کار رژیم، ایلنا، برای ماست مالی ابعاد کشتار کارگران  به جلع آن پرداخت و نوشت «بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی، روزانه ۵ کارگر در ايران بر اثر حوادث شغلی جان می بازند». تازه این بخش کوچکی از واقعیت است. مشکلات کار، عدم امنیت کاری، عدم پرداخت حقوق کارگران، عدم پرداخت حقوق مناسب به کارگران .. اموری هستند که رژیم نه قدرت حل آنها و نه موضوعی است که برای رژیم درآمد داشته باشد و قابل توجه. تازه  علی ربیعی وزیر کار، رفاه اجتماعی پیشکش، در تبیین وضعیت رژیم میگوید که ۱۰ میلیون بیکار در راه است!
در رابطه با وضع مالی ملت به سراغ خبرگزاری رسمی رژیم ایرنا برویم که از سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ محفل آخوندی (مجلس) بر اساس اسناد موجود اعتراف میکند که هشتاد درصد معوقات بانکی در اختیار ۳۰ نفر مثل بابک زنجانی قرار دارد. این رقم مربوط به پادوهای رژیم میشود و نه سر فاسد آن. خنده دار اینست که وی میگوید نه تنها در گذشته با این بدهکاران بانکی برخورد نشده بلکه هنوز هم این افراد از بازپرداخت بدهی خود سرباز میزنند.
حرف فساد شد، بوی رفسنجانی آمد. رفسنجانی برای خالی کردن زیر پای خامنه ایی بتازگی افشا کرده که: «ما که از دور نگاه می کنيم؛ می بينيم فسادهای زيادی در سالهای اخير در خيلی از زمينه ها؛ در بانکها، در وامها، در خريدها؛ در دور زدن تحريمها و بسياری از مسايلی که کم و بيش داريم؛ اتفاق افتاد. بعضی جاهايش را می بينيد که علنی می شود و چيزهايی هم هست که هنوز حالت سرّی دارد و رو نمی شود». گوشه ایی از این «حالت سری» را شهریار مشیری مدیر عامل کنونی منطقه آزاد قشم رو کرد. وی در گفتگو با رسانه باند خودش گفت که فرودگاه قدیمی قشم، متروکه اعلام شده تا به یک دهم ارزش به اقساط فروخته شود. این جانور اذعان میکند که : «اگر شما جایی در دنیا سراغ دارید که فرودگاه را فروخته باشند به من بگویید». خیر نه تنها خبرنگار بلکه هیچ احدی چنین کشوری و چنین حکومتی را سراغ نداشته و نخواهد داشت.
این «حالت سرّی» چپاولهای باندی فاشیزم دینی را به دیگر بخشها؛ سرکوب، اعدام و مرگ میر در حکومتی قرون وسطایی ناتوان و بی‌اعتنا به امنیت جان شهروندان گسترش دهیم، تا به یک تصویر جامع دست یابیم.  
اینها همه را در ذهن خود داشته باشید تا به سخنان امروز روحانی در داووس برسیم.
او در اجلاس اقتصادی داووس با دولا شدن در برابر شیاطین بزرگ و کوچک استکبار و جهان خواران کافر.. گفت: «دولت من آمادگی کامل دارد تا با همه کشورهای همسايه در طيفی از مسائل از محيط زيست، پروژه‌های مشترک اقتصادی، توسعه تجارت، احقاق حقوق مردم فلسطين، جلوگيری از فاجعه انسانی در سوريه، امنيت خليج فارس و مبارزه با تروريسم، افراطی گری وارد تعامل شده و به قاعده‌ها مشترک عملی و رژيمهای حقوقی پايدار دست يابد… من معتقدم صلح و امنيت در خاورميانه در گرو گسترش روابط اقتصادی، همکاريهای اجتماعی، فرهنگی، گردشگری و ارج نهادن به بخش خصوصی و همکاری نخبگان در سطح بين المللی است». نه که آخوندها همه این مسایل را در کشور حل کرده اند. رئیس جمهور ارتجاع در یک قمپز بین المللی باد بزرگ خبری بسمت رسانه های کفر در کرد و راه حل سوریه را در انتخابات آزاد دانست. لابد کاندیداهای چنین انتخابات آزادی! باید از فیلتر شورای نگهبان رد شده و التزام عملی خود به ولایت فقیه را در اوین و یا یکی از زندانهای دم دست به اثبات رسانده باشند. روحانی، در کنارش خواستار نوکری برای امریکا در رابطه با «امنيت، ثبات جهانی، توسعه اقتصادی، حراست از محيط زيست، مقابله با خشونت  و افراطی گری»  شد. البته امریکا پیشاپیش پاسخ این دریوزگی بیرون قلمرویی را داده و گفته حرف مهم نیست، شاخص عمل است. از حق نگذریم، امریکا گامهای عملی در این رابطه برداشته است. از یک سو امروز ارتش امریکا تحت فرماندهی باراک حسین اوباما، گذاشتن ریش و عمامه را برای امربران خویش آزاد کرد. به این میگویند وحدت شکل با محتوا. از سوی دیگر نگاه شود به بمباران ارتش آزادیبخش ملی ایران توسط همین ارتش با حمایت کشورهای دیگر محور منتفقین، گنجاندن نام سازمان مجاهدین خلق ایران و کل شورای ملی مقاومت ایران در لیست تروریستی امریکا و اتحادیه اروپا و .. تا زندانی کردن آنها و وضعیت کنونی ملت عراق که آمار اعدام و کشتارش دست کمی از رژیم ندارد و توله مشترک دیگرشان بشار اسد.

اگر قبله خامنه ایی کاخ کرملین و درس حوزوی خویش را در کالج ک.گ.ب. خوانده  و سرکوب را با مدل روسی پیش میبره؛ (پوتین خیلی به جودوکار بودن خودش افتخار میکند) رفسنجانی «ظریف» کاره و  چهره وابستگی غربی رژیم را نمایندگی میکنه و با پنبه سر میبره.  برخلاف خامنه ایی که چاره را سرکوب مطلق و اختناق مطلق جستجو میکند، رفسنجانی، ولی فرار از بحران سرنگونی رژیم را مدل چینی-غربی، یعنی اقتصاد پویای دولتی، بازرگانی باز با غرب، سرکوب بی امان داخلی، ترور مخالفان در خارج از مرزها، میداند. راه حل سرکوب مطلق در سلسله تظاهرات سال ۸۸ رنگ باخت و شاخ غول بیابانی فقیه شکست. گزینه رفسنجانی به همان تظاهرات و فراگیر شدن شعار مرگ بر اصل فقیه منتهی شد و میرفت که شیرازه نظام چماق و چپاول را از هم بگسلد. تازه در آن سال رژیم خیلی پروارتر از حالا بود؛ چه از بعد سرکوب امنیتی و خزانه مالی و چه در رابطه با تروریستهای چاق و چله شده صادره شده به سطح بین المللی. نه مثل الان که قیام عمود خیمه نظام را دو نیمه کرده و از بعد اقتصادی موش از اونجاش بلغور میکشد. ولی، تا جایی که به ما ایرانیان برمیگردد، اگر همه عشوه‌های شتری روحانی که آنها را برای دلبری از ما بهتران روی صحن سوئیس ریخته – وزیر نفتش را هم بیخودی همراه خودش یدک نکشیده – را جدی بگیریم و جمع بزنیم؛ نامش میشود حکومت آخوندی و ولایت مطلقه فقیه. حل کردنش هم منطقا برداشتن گامهای عملی برای برچیدن سفره چپاول، کشتار، سرکوب و نابودی فاشیزم دینی حاکم بر میهن را در پی خواهد داشت. دست بر قضا  از آنجا که نه امریکا و چین رفسنجانی، نه روسیه خامنه ایی  و نه  هیچ کشور دیگری دلش برای ما قل نمیزند و جانوران رژیم داوطلبانه به اصطبل تاریخ نمیروند، مجبوریم که خودمان این رژیم را سرنگون کنیم. هر چه مسلحانه تر، سرنگونی زودتر و خارج از حیطه کنترل نیروی بیگانه ! رمز و راز بمباران ارتش آزادیبخش ملی ایران و پس از آن ادامه کشتار مجاهدین با همکاری غیرفعال بیگانه نیز در همین نکته نهفته است.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s