بوزینه در چنگال گزینه


اینکه دولت اوباما که تا حالا بیشتر با اونا بوده تا با ما، و یا چقدر در گزینش گزینه های کپک زده روی میزش جدی است را بگذاریم مشغله ذهنی رقبای سیاسی اش و پرکردن برنامه های لایف سی ان ان باشد. ما را چه کار با اوباما.
ولی همین گزینه های آبکی و نیم بند غیر جدی سیاست کوبیدن چماق بر سر ما  و فرو کردن هویج در حلقوم آغا، جفنگیاتی را از دهان بلندگوی نظام، رمال احمد خاتمی بیرون میکشد که از بار تلخی آمار سرسام آور اعدامهای روزانه در میهن اندکی میکاهد. چرا که لرزه سرنگونی بر استخوانهای فاشیزم دینی، بسیار شیرین است.
صدای لرزان خامنه ایی اینبار از گلوی احمد خاتمی جیغ بنفش زد که در مقابل گزینه اوباما، رژیمش هم سی گزینه در خیمه دارد. خاتمی، بجای برشماردن گزینه های سرکرده فاشیزم دینی و روحیه دادن به امت گیج و نالان در صحنه تحریمها و تظاهرات اعتراضی روزانه در همه بخشهای جامعه آخوند زده، یکی یکی گزینه های اوباما را برشمرد! ولی چه طوری وی به این نتیجه رسید که گزینه پنجم امریکا حذف ولایت فقیه است؟ حیف که در خیمه ارتجاع وب کم نیست. اگر هم هست، در دسترس ما نیست.

چگونه یک دیکتاتور سرنگون میشود


تعریف دیکتاتوری
در دیکتاتوری، حقوق دمکراتیک برچیده و قدرت بر ملت و کشور از سوی یک شخص و یا یک گروه، بدون هیچ محدودیتی اعمال میشود. معمولا دیکتاتورها و یا رژیمهای دیکتاتوری مشروعیت خود را در وضعیت اضطراری کشور و یا خطر بیگانه میجویند تا عدم مشروعیت حکومتشان را توجیه کنند. این نوع حکومت تنها در خدمت اجرای بدون کنترل منافع و جهان بینی اقلیتی بر شانه اکثریت و به ضرر همگی قرار دارد. گونه های دیکتاتوری بنا به مدت، تعداد حکومت کنندگان، زمینه سیاسی و گستره خشونت اعمال شده، تقسیم میشوند.
در بخش قضایی، در یک دمکراسی، متهم بخاطر ارتکاب جرم دادگاهی و در یک دیکتاتوری متهم بخاطر اندیشه انجام آنچه از سوی دیکتاتور جرم (اغلب نامکتوب در قانون اساسی همین دیکتاتوری) مجازات میشود. ساده ترین تفاوت دمکراسی با دیکتاتوری در این است که  مسیر قدرت سیاسی برای آهاد جامعه باز و پست های کلیدی توسط صندوق انتخابات تعیین میگردند.
||… پژوهشگران رژیمهای اتوکراسی را در سه عضوء خلاصه میکنند: مشروعیت، ستم، انتصاب. این سه عضوء در رابطه نزدیک با یکدیگر و در هنگام توازن، به دیکتاتور امکان ادامه حکومت خود را میدهند.
انتصاب، لاتین cooptare بمعنی وصل به قدرت با توسل به شراکت میباشد. به فرد مورد نظر پیشنهاد میشود که در قبال مشارکت، منافعی کسب کند. این تنیدگی پایه دیکتاتوری را که منافع را تضمین کرده، محکم میکند. انتصاب ضعیفترین پایه دیکتاتوری و کمترین اثر در ثبات رژیم دیکتاتوری دارد.
ستم بمعنی سرکوب اندیشه هایی هستند که با جهان بینی حاکم بطور صددرصد منطبق نیستند. و یکی از قویترین ابزار است.
سرکوب بصورت نرم و سخت اجرا میشود. سرکوب سخت، اعدام، شکنجه… بویژه در میهن ما اعدامها علنی، که برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه انجام میشوند. سرکوب سخت ولی میتواند موجب اعتراض گسترده و آتش تهیه برای اپوزیسیون شوند. افشای چنین جنایتهایی قدرت دیکتاتور را به خطر می افکنند.
اقدامهای نرم در مقابل، بمانند دگرگونی قوانین مالیاتی، بستن حساب، اخراج… ساده تر و زیاد به چشم نمیایند. از آنجا که اخبار آن کمتر در رسانه ها مطرح میشوند، پتانسیل اعتراضی کمی برانگیخته و دلایل کمتری در اختیار اپوزیسیون برای مبارزه علیه دیکتاتوری قرار میدهند.
بزرگترین فاکتور پابرجا بودن دیکتاتوری و رهبر مستبد و یا یک رژیم غیر دمکراتیک، مشروعیت است. جایی که دمکراسی مشروعیتش را از انتخابات میگیرد، دیکتاتورها باید خود به تولید مشروعیت دست یازند.
چنین ابزار ساخت مشروعیتی، میتواند دست یازی به احساسهای ملی (و یا در کشور خودمان)، بهره برداری از یک ایدئولوژی باشد. و یا قول بهبود وضع اقتصادی بمانند چین شود. چنانچه در چین، حزب کمونیست با وعده رهاسازی زنجیره های اقتصادی ایدئولوژی خود، موفق شد، بر سر قدرت بماند.
یک دیکتاتور، تا هنگامی که این سه پایه قدرت خود را در توازن نگاه داشته، سرپا میماند. پایان دیکتاتوری هنگامی است که خلق علیه سرکوب قیام کند. و یا انتصاب قدرت حاکم را یاری نرسانده بلکه تنها موجب گسترش فساد شود. و یا هنگامی که دیکتاتور بمیرد و جانشینی او تعین تکلیف نشده باشد.|| برگرفته از دویچه وله به زبان آلمانی ||
تا جایی که به فاشیزم دینی در میهن ما برمیگردد، سه ویژگی دیکتاتوری، شرایط سرنگونی و پتانسیل خیزش ملی را نشان میدهند. انتصابات در این رژیم، دیگر به تحکیم موضع قدرت حاکم یاری نرسانده بلکه شکاف حکومتی را هرچه گسترده تر ساخته. انتصابات فاکتوری برای گسترش فساد، سرکوب نرم و سخت رژیم، پتانسیل قیام را به مرحله انفجار رسانده و سیستم ولایت مطلقه فقیه هیچ گونه مشروعیتی در میان عامه مردم ندارد.

حرامزاده های خاورمیانه


عکس خانوادگی اوباما و خامنه ایی
این روزها، اخبار همکاری داعش و القاعده با شرکای نجس وطنی، بر صفحه مانیتور سایتها حک شده. فاشیزم دینی نه تنها به روی خودش نمیاورد، بلکه همچنان با پررویی مزلفانه آخوندی ادعای جنگ خود با این نیروی «تروریستی» را همچنان جیغ بنفش میکشد.
یادمان نرفته با همخوابگی استعمار با آخوندهای بی وطن، آنها در ایران به قدرت میخ شدند و ماه عسلشان را در کوههای افغانستان جشن گرفتند. گراز وحشی القاعده نتیجه همین همخوابگی است.
راستی، حالا که صحبتهایمان خودمانی شد، چند تا پرسش. اگر القاعده زاییده نشده بود، میشد به افغانستان و عراق حمله و این دو کشور را به خاک سیاه نشاند؟ میشد همین سازمان وطنی مبارز خودمان، مجاهدین خلق را بهمراه فداییان و دیگر گروههای متشکل شورای ملی مقاومت را در لیست برای همین منظور خلق شده تروریستی گنجاند؟  میشد جان و مالشان را «حلال» اعلام و پایگاههایشان در عراق را بمباران کرد؟ میشد در فرانسه و کشورهای دیگر به دفاتر و منازشان  حمله کرد؟ میشد هزار و یک دردسر اقامتی برایشان درست کرد؟ میشد پولهایشان را بلوکه کرد؟ میشد بهانه دست رژیم داد که آنها را زین پس بنام تروریسم و کشتار آنها را مبارزه با ترور لعاب کرد؟ میشد که سرکوب قیام عراق را جان کری مبارزه علیه تروریسم بنامد؟ میشد که آنقدر این دست و آندست کرد تا مالکی این نیروها را بنام داعش به سوریه برای کشتار ملت بفرستد؟ میشد مجاهدین را بی خانمان کرد و به زندان لیبرتی مسلح به وسایل جاسوسی فاشیزم دینی حبس کرد؟
حالا بخشی از همین گرازهای وحشی را از عراق به سوریه گسیل کرده اند که نخست بنام داعش مبارزین سوری را سلاخی کنند دوم اینکه بنام مبارزه با تروریسم سلاخی مبارزین سوری را توجیه کنند و حمایت امریکا را برای خود تضمین کنند. در این میان خبر آمد که باراک اوباما دستور پخت و پز گزینه تازه ایی درباره سوریه صادر کرد. کری جان در پکن گفت که سرآشپز از همه کارکنان آشپزخانه خواستار فکر کردن در مورد گزینه هایی ممکن و غیرممکن شد. کری جان در همان حالی که آب سرد در دیگ میریخت، زمانی پختن غذا را به بی نهایت کش داد گفت «زمانی که این گزینه ها آماده شوند و زمانیکه اوباما گرسنه باشد ، تازه در آن زمان بجای سرو، بحثهایی درباره آن انجام خواهد گرفت. اینگونه میتوان یقین داشت که چنین آشی، هرگز پخته نخواهد شد و اگر هم بشود، تنها به پوزه آخوند مزه خواهد کرد. تا اطلاع ثانوی جلاد شام، بشار اسد اجازه دارد بشکه های انفجاری بر روی ملت سوری پرتاب کند.
تازه، رژیم از شبیه سازی و شبیه خوانی تخم و ترکه خودش با همین مجاهدین کم نگذاشت. پدرخوانده های بین المللی اش هم همینطور. میدانیم که القاعده محصول مشترک حوضچه فاسد فیضیه و دولت ملکه و ینگه دنیاست، بازیهای رسانه های وابسته و بی آبرو بچه را نیز نمیفریبد. پیچیدگی استعمار نو را میبینید؟ جل الخالق!