گیجی نامتقارن ولی مداوم


سربار محمد جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل فاشیزم دینی، نه گذاشت و نه برداشت، سراسر کشور را منطقه جنگی اعلام کرد. وی پس از گذشت نزدیک به دو دهه آتش بس با عراق گفت که استراتژی نظامش در دوران «صدام یزید کافر» به کار مقابله با «شیطان بزرگ» نمیخورد و «دکترین نظام برای مقابله با امریکا» تغییر کرده. در این راستا، سپاه ستم خامنه ایی، با چند هزار عکس ساختمانهای تخریب شده لبنان، از طرح «دو منظوره یا چند منظوره» ساختمان سازی اعم از مسکونی و غیر مسکونی پرده برداشت. که این تازه ولی تا جایی که به ساختمانهای مسکونی برمیگردد، امکان پذیر نیست. میدانیم که در کشور پهناور ایران، با بافت گوناگون اقلیمی، ساختمانهای مسکونی از دیرباز در هماهنگی با آن طراحی شده اند. از خانه‌های شیروانی شمال تا خانه‌های حیاط دار شهرهای حاشیه کویر. میتوان از درخت که نماد تکامل است استفاده «دو منظوره» کرد. آدم آویزان و او را کشت. یا از جرثقال که برای سازندگی اختراع شده، آدم آویزان کرد و او را کشت. ولی نمیتوان ساختمانهای مسکونی را سنگر کرد. از بعد نقض قوانین جنگی که صرفنظر کنیم، چنین ساختمانی غیرمسکونی خواهد بود. مگر اینکه بمانند تاسیسات هسته ایی، همه ساختمانها را به زیرزمین برد. به مردم اجازه داد تنها روزهای جمعه برای شرکت در «نماز وحدت شکن» از سوراخها بیرون بیایند. و تنها «بزرگان نظام» اجازه حرکت با «ماشینهای کفرضدگلوله» بر سطح زمین داشته باشند. آسمان هم که مال خداست و نماینده‌اش بر روی زمین. پرسش اینست که اگر نظام اعدام این چنین خونین و شتابان پایبند مذاکره با «شیاطین کوچک و بزرگ» باشد، چرا بدنبال خانه‌های سنگری در سراسر کشور هست؟ دگرگونی «دکترین مقابله با امریکا» یعنی آماده سازی حمله این کشور به رژیم؟ تا زمانی که رابط وزارت خارجه از ما بهتران آلن ایر انگشتر عقیق به دست دارد، بهتر است که برای ثبت در سینه تاریخ هم شده؛ رژیم حداقل با خودش هم که شده روراست باشد و از هم اکنون به برپایی سنگرهای خیابانی علیه خیزسرنگونی و لشکر براندازان و سیل مهیب گرسنگان و فقرا… اقدام کند. 
این به کنار، میلیاردها دلار خسارت بخاطر ساختمان سازی غیرعلمی روزانه بر کشورمان تحمیل میشود. اینهم پیشکش! در شهر تهران، موشها و سوسکها بمانند سرمایه آخوندها، جهش ژنتیک داشته اند. بد نیست بدانیم که متوسط عمر ساختمان در میهن آخوندزده ۲۰ و در کشورهای صنعتی ۱۰۰ سال است. این خبر به مدیرکل استاندارد استان اصفهان هم رسید. وی همین آمار درباره عمر مفید ساختمان را تایید کرد. معلوم شده در اصفهان، که ساختمانهایش بمانند باقی کشور، عمر کمی دارند؛ مردمش هم نانشان را در آلودگی هوای سربی تلیط میکنند. جایی که مردم بپاخواسته بختیاری هم گلوله میخورند و هم گلوله میخورند. غلامحسین شفیعی کشف کرد که هرچه سریعتر دستگاههای پخت نان استاندارد شود. چرا که نان اصفهانیها آلوده به سرب است. آخ که چنین نانی را باید دو دستی توی حلقوم آخوندها فروکرد.
یا آخوندها را به ارومیه فرستاد، جایی که طی ۱۰ سال بزرگترین دریاچه نمک جهان خشک و ناپدید میشود. یا به تالاب بختگان در استان پارس. که اکنون به یک دشت نمک تبدیل شده. جایی که ۱۵۰ هزار هکتار وسعت آبش بود و ۱۶۰ گونه پرنده مهاجر و بومی در آن زندگی میکردند. دریاچه بختگان میرود که به نمکزار ارومیه بپیوندد.
حالا مشاور نظامی سرکرده فاشیزم دینی، سربار سید یحیی صفوی دوزایش افتاده که «تهران بی‌صاحب است». خیر جانور گرامی! ایران ما بی‌صاحب است! والا صیغه ایی نبود که زنان تاراج شده یکی از ثروتمندترین کشورها، مجبور شوند، ساعتی ۱۰۰ هزار تومن خودفروشی کنند. به گفته مسئول سایت «ازدواج موقت تهران» «چهار خانم ثابت» بخاطر مشکل مالی ؛ از میان آنها دانشجو و کارمند، با آن همکاری میکنند که البته باید ۴۰ هزارتومن از آن را طبق اصول و شرع اسلام آخوند، بعنوان حق …. بپردازند. حالا اگر ۱۰۰ هزارتومن یک ساعت صیغه یک زن فقیر شده در فاشیزم دینی را بیاد داشته باشیم به سراغ خبر سایت همبستگی ملی میرویم که طی آن رژیم به هر بسیجی‌اش بخاطر تهیه گزارش از خیزشهای مردمی پنج برابر آن، یعنی ۵۰۰ هزار تومن دریافت میکند. یعنی آخوند برای تامین مالی یک گزارش خبر اعتراضی مردمی؛ باید پنج زن فقیر را برای یک ساعت اجاره دهد. آنهم خبر تظاهراتی که بخاطر عدم پرداخت دستمزد کارگران و کارمندان دون پایه دولت – احتمالا همسران همان «خانمهای ثابت» و یا از سوی فقیران و گرسنگان و دانشجویان برگزار شده. 
فعلا آخوندهای حرامی بجای فکر کردن درباره «معامله حلالشان» روضه اوکراین میخوانند. انقلاب اوکراین، ولوله در تبنان آخوندها انداخته. خواندن جیغهای بنفش ترس آلودشان در این رابطه بسیار دلپذیرند. هرچند که انقلاب اوکراین بخاطر نداشتن سوپاپ اصلاح طلبی درون نظام و پارک شده در «بلاد کفر» زود به ثمر رسید. در اثبات فروپاشی سیستم اداری و حکومتی آخوند همین بس که هر بخش از دستگاه نظام ساز خودش را میزند. یکی با کنارگزاردن شعر و شعار صدور انقلاب، از ساخت سنگر سخن میگوید، دیگر قربان صدقه انقلاب اوکراین میشود. بخش دیگری جداشدن این کشور از سیستم مالی روسیه را وابستگی اعلام میکند و میگوید ایران اوکراین نیست. ولی آنچه بر همه عیان است، صدای سرنگونی نظام میباشد که از جلوداران فاشیزم دینی، موسویان تروریست در امریکا تا عقبه نظام حسین بازجوی ورق پاره کیهان، همه و همه با گیجی نامتقارن ولی مدام، نشانه این دوران، آن را شنیده اند. والا رژیم از سرنگونی حکومت اوکراین، آنهم با هزاران کیلومتر فاصله با «ام القرای اسلام عزیز» این چنین پریشان نمیشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s