ستاند آپ اوکراینی


شکلکهای سیاستمدارانی که با بحران اوکراین دست و پنجه نرم میکنند، بیشتر به یک ستاند آپ کمدی در یک کاباره شبیه شده. میگویید نه؟
پوتین هزاران سرباز به شبه جزیره کریمه فرستاده و در همان حال در مصاحبه با خبرنگاران جوان، بی تجربه و دستچین شده خودش میگوید که لباس ارتش روس را میتوان در هر فروشگاه خرید کرد. پوتین نگفت که ماشینهای نظامی و زره پوشهای روسی مستقر در اوکراین را کدام نمایشگاه اتوموبیل به فروش گذاشته.
حال که پوتین کریمه را بلعیده اونطرف قضیه، پس از گذشت چند هفته، تازه دوزاری سید افتاده و نماینده امریکا در سازمان ملل ادعا میکند که اجازه تکرار تاریخ را نخواهد داد. پاسخ سید به پوتین؟ تحریم. و اگر پاسخ نداد: تحریمهای سخت تر!
اروپا هم برای عقب نیافتادن از قافله پوتین را تهدید به تحریم کرد. لابد تحریم گازی که اروپا بدون آن مبدل به سیبری میشود.
لابد که پوتین از این حرکات از خنده غش کرده. مثل من که سخنرانی مطبوعاتی او را بسیار مسخره یافتم.
تنها کسانی که خنده روی لبشان خشک شده، ملت اوکراین و کشورهای همجوار اتحاد جماهیر پوتین هستند.
حالا که نماینده ینگه دنیا سخن از تاریخ راند، بد نیست نیم نگاهی به آن بیاندازیم.
در بین سالهای ۱۹۴۵/۴۳ * ستالین نگران گسترش بخش نفوذ انگلیس و امریکا به همه قاره اروپا و تهدید امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی بود. سال ۱۹۴۶ رهبری انگلیس و امریکا به این نتیجه رسیدند که کمونیسم شوروی در ذات خود بدنبال توسعه مدار نفوذ و از شرایط ناهنجار اقتصادی در منطقه اروپا برای انضمام آن به حوزه نفوذ خود خواهد بود.
سیاست اتحاد جماهیر شوروی  بدنبال پس گرفتن سرزمینهایی بود که ۱۹۱۸ امپراطوری آلمان و ۱۹۲۱ لهستان از دست داده  – بخشی که در پیمان هیتلر/ ستالین ۱۹۳۹/۴۰ گنجانده نشده – و پیشگیری از سیاستی ضد شوروی در شرق اروپا بود.  ستالین به لهستانی دارای روابط دوستانه با شوروی راضی نبود. دولت در تبعید لهستان با مرکز خود در لندن، با استالین کنار نیامد. بالاخره استالین مجبور شد به دولتی ائتلافی در لهستان تن دهد.  ۱۹۴۵حزب دهقانان این کشور که پتانسیل کسب اکثریت آرا را داشت – با فشار امریکا چهار وزیر در دولت ائتلافی کمونیستها و سوسیالیستها – بلوک دمکراتیک – دریافت کرد. از آنجا که حزب دهقانان از ورود به این بلوک خودداری کرد، بلوک دمکراتیک انتخابات مجلس موسسان قانون اساسی را تا ژانویه ۱۹۴۷ کش داد تا با دستکاری در نتیجه انتخابات ۳۹۴ کرسی پارلمان از ۴۴۴ را ازان خود کرده تا زین پس بدون مانعی سیاست خویش، را پیش برد.
آنچه که  ستالین در لهستان بدنبالش بود، در چکسلواکی یافت. دولت ادوارد بنش و اکثریت نیروهای دمکراتیک این کشور، با تجربه معاهده مونیخ ۱۹۳۸ و تغییر توازن قدرت در قاره، اتحاد جماهیر شوروری را به عنوان قدرت حامی برای تامین استقلال کشورشان برگزیدند.
تحت حفاظت ارتش شوروری، استالین در پایان ۱۹۴۴ دولتی متشکل از کمونیستها، سوسیال دمکراتها، حزب دهقانان، کشاورزان خرد و حزب بورژوازی‌دمکراتیک برپا کرد. با اینهمه در انتخابات نوامبر ۱۹۴۵ کمونیستها با کسب ۱۷ درصد آرا در برابر ۵۷ درصد حزب زمین داران خرد و ۱۷و۴ درصد سوسیالیستها شکست سختی متحمل شد.  ستالین رهبر حزب زمین داران خرد، فرنک ناگی را بعنوان نخست وزیر پذیرفت. با اینهمه در ژانویه ۱۹۴۷ رهبران و اعضای کشاورزان خرد به طراحی کودتا متهم و دستگیر شدند. در ماه می همان سال وزرای این حزب از کابینه اخراج گردیدند. اینگونه مسیر قدرت مطلق برای حزب کمونیست باز شد.
رهبری اتحاد جماهیر شوروی در رومانی نخست بدنبال کسب حمایت در میان ژنرالها و سیاست مداران مخالفی بود که در آگوست ۱۹۴۴ رژیم متحد هیتلر، مارشال آنتونچسکو را سرنگون کرده بودند. به بهانه ناآرامیها، نیروهای اشغالگر شوروی با فشار به پادشاه این کشور میکائل، وی را مجبور ساخت در ششم مارس ۱۹۴۵ به کابینه‌ای تحت هژمونی کمونیستها تن دهد.
در یوگسلاوی، جنبش کمونیستی پارتیزانی به رهبری تیتو موفق شد. در حالیکه ستالین فشار میاورد که آنها با نیروهای ملی و پادشاه تبعیدی همکاری کنند، تیتو حتی به نیروهای کمونیستی دیگر رل مهمی نداد.
در فنلاند، نفوذ شوروی محدود ماند. ارتش فنلاند توانست دوبار پیشروی ارتش سرخ را در سالهای ۱۹۳۹/۴۰ و تابستان ۱۹۴۴ را متوقف کند. دولت فنلاند پس از جنگ با تاکید بر سیاستی دوستانه در برابر شوروی هر بهانه ایی برای حمله را از این کشور گرفت.
حال با نگاهی کوتاه به تقسیم قاره اروپا، شاهدیم که اکنون در رسانه‌های غربی کم و بیش سخن از «روح روسی» و عدم نوازش آن گله میشود. اینکه منافع روسیه زیاد جدی گرفته نشده و ناتو و به تبع آن غرب تا همسایگی پوتین جلو رفته اند.
سیاست دلجویی و کنار آمدن با دیکتاتوری و فاشیزم، همان زمان آقای انگلیسی چمبرلن شکست خورد. سید اوباما، از زمان بدست گرفتن زمام قدرت در ینگه دنیا، در پی دلجویی و دلبری دیکتاتورها و نوچه‌های جنایتکار آنان بوده و هست. والا نمیبایست مجاهدین در عراق کشتار شوند و حاج خانم انگلیسی به دیدار روحانی قاتل برود. نباید هنوز اسد بر سرکار بود و مالکی اینگونه ملت عراق را به مسلخ میبرد. پوتین نمیتوانست کریمه را ببلعد و ۸۰ هزار نیرو با سلاح سنگین در مرز اوکراین پیاده کند.
هرچه پیش آید، یک امر مسلم است: فاشیزم دینی از این گذرگاه به سلامت عبور نخواهد کرد و سرنگون خواهد شد.
 

 

 

………..

* منبع

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s