آنتی ویروس فاشیزم دینی


چندی پیش مهدی صانع مقاله ایی نوشته بود که آن را در سایت آفتابکاران خواندم. و بسیار بر دلم نشست. وی در این نوشته، معیار نزدیکی و دوری هر فردی به شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران را در میزان قدرت جذب و وصل او به ایندو و برخورد چکشی با افراد بیرونی و دایره ها و لایه های دورتر را باعث عدم وصل و جدایی آنها دانسته است.
خمینی جلاد با کشتار سی خرداد سال ۶۰ و اختناق و سرکوب در پی آن بدنبال اره کردن پایگاه توده ایی نیروهای پیشرو و در نوک پیکان آن سازمان مجاهدین بود. در پی این سرکوب خونین و بیمانند، رژیمش در دهه هشتاد میلادی با نیروی عظیمی از پناهندگان ایرانی در خارج مواجه شد که گروه گروه جذب ارتش آزادیبخش ملی ایران شده و یا دستکم در عملیات فروغ به آن پیوستند. اگر که عملیات فروغ ادامه میافت، سیل پیوستگان خارج از کشوری به آن تا سرنگونی فاشیزم دینی در تهران متوقف نمیشد.
پس از فروغ و دستگیری سعید شاهسوندی و تسلیم شدن وی و زدن تیر خلاص و غیره … شاهسوندی به خارج از کشور اعزام تا بدنه حامی و پتانسیل خارج از کشوری ارتش آزادیبخش را به ویروس وادادگی و خانه نشینی خمینی خواسته مسموم کند.
بدینگونه پروژه «بازگشت ایرانیان به میهن» توسط یک بریده از مقاومت با هدایت و حمایت مالی فاشیزم دینی حاکم بر ایران، کلید خورد. چند سالی پس از آن، قارچهای سمی اپوزیسیونهای قلابی سربرآورده و با هجوم به پناهندگان سیاسی ایرانی در اروپا و بویژه ترکیه تلاش کردند تا این نیروها را با سرازیر کردن در کانالهای سرکاری و برگزاری تظاهرات در برابر دوربینهای سفارت رژیم بهمراه سس ضدمجاهدی، خنثی و از وصل آنها به مقاومت پیشگیری کنند. تلاش برای جذب نیرو و بکار گیری آنان در مبارزه علیه حکومت آخوندی و سرمایه گذاری رژیم در خنثی سازی آن برای ادامه چپاول میهن و ماندگاری بر اریکه قدرت مطلقه اش،  البته که تا سرنگونی تام و تمام فاشیزم در ایران ادامه خواهد یافت. چرا که سرکوب نیاز رژیم بوده که بخودی خود نگرش غیروابسته به باندهای خودش را به زندان افکنده و یا ایرانیان را مجبور به ترک میهن و پناهنده شدن به بیگانه وادار میکند.
 همانگونه که مبارزه با  رژیم در جبهه های گوناگونی در جریان است، توطئه رژیم نیز در ابعاد مختلفی وجود دارد. یک مزدور عراق نشین با کلاشینکف و در تاریکی شب به خوابگاه مبارزین ایرانی در لیبرتی حمله میکند، دیگری پس از رشد در دامان آیت اله بی بی سی و صدای امریکا، شیرازه تشکیلات آنان را هدف قرار میدهد. یورش به مسئول شورای ملی مقاومت ایران و رهبری ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق ایران و دایره زندانیان سابق سیاسی و خانواده ها  نقطه ایی در ادامه خط امریکا و انگلیس برای انحلال سازمان، پس از شکست پروژه لیست تروریستی دورغین است. لیکن خودفروخته به رژیم، با هر رنگ و لعابی، تنها میتواند در رودخانه ایی ماهی گیری کند که پیش از آن توسط مزدوران پنهان خارج از کشوری رژیم مسموم شده باشد. این نخستین پروژه مشترک فاشیزم دینی و  همراهی خشنودآمیز استعمار نبوده و بیشک آخرین آن هم نخواهد ماند.
برای همین باید پاکسازی رود خروشان خیزش و قیام از عنصر وادادگی و تسلیم که ته خط آن به همکاری با رژیم خاتمه میابد، برای مقاومت ایران امر خطیری بوده و باقی بماند.
برخلاف های و هوی آخوندی، شناخت مزدوران رژیم، و ویروسهای ضدانقلابی بسیار سهل و آسان است. اتفاقا رژیم از نقطه قوت این سازمان، انقلاب ایدئولوژیک، برای زدن ضربه علیه آن بهره میجوید. در قالب، رهرو، سمپات و هواداری که بی چون و چرا در تصمیمها و خط تشکیلاتی حل شده است. مزدوران نفوذی رژیم در کنار شعار رساتر از دیگران و نمایش احساساسهای دروغین، بنام انقلاب، مشغول زدن تیشه به ریشه پایگاه توده ایی و دور ساختن و خنثی کردن عاشقان آزادی، هستند. با اینهمه بطور مثال مزدور رژیم با همه پیچیدگی ضدانقلابی اش، نمیتواند نگاه جنسی به زن نداشته باشد. هدفمند بدنبال کسب نام و معروف کردن خود نباشد. و یا به وظیفه روزانه بزرگنمایی نقاط ضعف همراهان و مسموم ساختن افکار دیگران درباره وی، اقدام نکند. آنهم هنگامی که نوار ام پی ۳ سخنرانیهای مسعود رجوی را برای شما گذاشته است…
اصغر بدیع زادگان از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران* معیار نزدیکی و دوری هر فردی را، میزان مایه گذاری وی میدانست. اکنون چند دهه تکاملی و پس از عبور انقلاب ایديولوژیک، شناخت خودی و غیرخودی بسیار آسانتر شده است. چنان که باز و باز ثابت شد، معیار نه سالهای گذشته زندان و یا داشتن فامیل در لیبرتی و.. بوده و هست. اگر سازمان مجاهدین را، بیش از مبارزه با فاشیزم دینی، نماینده ارزشهای انسانی بدانیم. معیار دوری و نزدیکی به آن، بیگمان جاری بودن این ارزشها در کردار و گفتار و پندار نیک یک انقلابی و یا سمپات آن است. مریم رجوی در نخستین گردهمایی گسترده در الزکورت لندن، در نشست ۸ ساعته ایی روز پس از آن، از هواداران این مقاومت خواستار جاری کردن این ارزشها در خود و در روابط بیرونیشان شد. این یگانه مکانیسم ایستادگی در برابر زرق و برق بردگی برای بیگانه و آنتی ویروس فاشیزم دینی است و بس.

 

پینوشت: من گمان میکردم این جمله از محمد حنیف است که با خواندن مطلبی از فیس بوک برنامه فردای مای سیمای آزادی تصحیح شدم.