چالش آب سرد جهانی و دعوت روحانی از خامنه ایی


بشکه جام زهر برای مقام معزم رهبری

khamenei

Advertisements

تکنولوژی تعقیب و مراقبت | ردیابی مکانی موبایل در سطح جهانی


Mobile

کاری که NSA میتواند انجام دهد، از عهده دیگران هم برمیاید. چندین شرکت، خدمات تکنیکی عرضه میکنند که با بهره وری از آن، میتوان مکان دقیق هر موبایلی در سطح جهانی را تعیین کرد. این تکنیک از نقاط ضعف شبکه نت جهانی استفاده میکند.
کنسرسیومهای گوناگونی تکنیکی به دولتها عرضه میکنند که با آن میتوان حرکت جغرافیایی استفاده کنندگان از موبایل در سطح جهانی را ردیابی کرد. به گزارش واشنگتن پست، با ارجاع به مدارک برنامه کمکی جاسوسی Skylock متعلق به شرکت امریکایی Verint که بدست این نشریه افتاده، هر که به اندازه کافی پول داشته باشد میتواند مکان جغرافیایی هر انسانی را در آن لحظه ردیابی کند. در اینجا فرق نمیکند که موبایل مورد نظر، متعلق به همسایه و یا در یک قاره دیگر باشد. عرضه کنندگان از شبکه گسترده SS7 در سطح جهانی که توسط شرکت های عرضه کننده خط موبایل برای تبادل مکان مشتریان موبایل بین یکدیگر، استفاده میکنند. در کتابچه استفاده از این برنامه آمده است که کافی است کاربر شماره تلفن مورد نظر خود را بدهد تا مکان موبایل در آن زمان را دریافت کند. اگر فرد مورد هدف در شهر باشد، برنامه کمکی تا چند بلوک و در مناطق غیر مسکونی تا چند کیلومتر، دقت دارد. هنوز لیست دقیقی از دولتهایی که از این برنامه برای ردیابی بهره میبرند، منتشر نشده ولی گفته میشود که در سالهای گذشته دولتهای بسیاری برای اینگونه خدمات پرداخت کرده اند.

گفت …


مراکشی است.
گفتم: مراکش کشور زیبایی است، شوربختانه تاکنون آنجا نبوده ام.
پرسید: از کجا میایی
گفتم: ایرانی هستم
گفت: ایران کشور زیبایی است، دلم میخواهد آنجا را ببینم.
گفتم: منهم همینطور، قرنی است که میهنم را نبوییده ام.
پرسید: ازدواج موقت در ایران هست، نامش چیست؟
با خنده ایی تلخ گفتم: صیغه؟
گفت: آری، زنان ایرانی زیبا هستند، دلم میخواهد بروم آنجا آنان را ببینم. خوبیش اینست که میتوان صیغه کرد و امتحانشان کرد.
هیچ نگفتم، حالم بد شد.

.
.
.
به امید آمدن بهاران آزادی و تابش مهر تابان بر سرزمین شیر و خورشید

تپلی نظام و مهندسی نمایشها


بنفش بندان و خاکستری نشانان، همان اندازه نگاهبان چارچوب پوسیده نظام اعدام هستند که دلواپسان خاک بر سر و قداره به کمر حکومت خون. برای تک و توک انسانهای همیشه حاضر بر صندوق نمایش رای و توانمند به برافکندن چشم بند خودسانسوری و خودناآگاهی، مصاحبه توله تپل و مپل رفسنجانی با بیژن فرهودی بسیاری یاری دهنده هست.
گلوی تپلی نظام، اسماعیل وار آماده خنجر «أوجب الواجبات» و قربانی شدن در سگ دعواهای انتخاب اصلح برای حفظ نظام اعدام، تا به آخر شعار «ما سرنگون بشو نیستیم» و «اپوزیسیون یکدست نیست» میدهد، لاکن! برای عاشقان ناآگاهی و زندگی بره وار، شاید درسی باشد.
تپلی «قوه عاقله» نظام اعدام، رسما اعتراف میکند که انتخابات در سیستم سلطان خامنه ایی، مزحکه ایی بیش نبوده و «مهندسی» میشود. سالیان درازی است که سازمان مجاهدین، پس از هر نمایش، با آمار نسبتا دقیقی از شرکت کنندگان در نمایش شلیک به جمجمه تهی ملی، «فاکتور ۴ و ۵» ضرب شده در نتیجه را گزارش کرده و میکند.
افزون بر آن، سه دلیل ابقای نظام اعدام،‌ صرف درآمد ملی در سرکوب، برخورداری از پشتیبانی بیگانه برای ادامه چپاول، «اصل ولایت مطلقه فقیه» برای دور زدن حقوق ملی ایرانیان را بازمیگوید. و اینکه دعواهای جناحی واقعی، ولی «دمکراسی» بخوانید تفاهم و تقسیم عادلانه غنایع در میان آخوندها، حکم میراند. از اینرو تن دادن خامنه ایی، انتخابات کشک!، به روحانی، تلاشی برای بازگشت به توازن قوای پیش از قیام ۸۸ هست. با اینهمه، نه جایگاه ولایت نظام اعدام و عطش وی به قدرت و چپاول مطلقه قانونا کاهش میابد و نه تشنگی «قوه عاقله» نظام به انتقام و کنار گذاشتن علی خامنه ایی و اصل ولایت مطلقه فقیه برای چپاول منابع ملی با پورسانت به بیگانگان و بدون شریک درونی.
هر چه هست، صدای لرزه نظامی پاره پاره به گوش میرسد. حالا باید برخاست، فردا دیر است.

شپیگل، چاپ آلمان | دستگیری یک ایرانی-آلمانی بخاطر صدور تجهیزات برای برنامه موشکی


 

اعلام جرم دادستان فدرال آلمان، علیه یک مرد ۶۳ ساله ایرانی-آلمانی: این مرد متهم است که تجهیزات صنعتی که از آنها میتوان در برنامه موشکی تهران بهره جست، صادر کرده است.
تهران- بخاطر صادرات کالاهای ممنوعه برای برنامه موشکی رژیم ایران، آنجنان که اداره دادستانی کل آلمان در شهر کارلسروه اعلام نمود، دادستان فدرال آلمان علیه یک ایرانی-آلمانی اعلام جرم کرد. این ۶۳ ساله بنام علیرضا ب. متهم استکه میان سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ در ده مورد، به تهیه و صدور کالاهای صنعتی از کشور سوم برای برنامه موشکی رژیم ایران اقدام کرده است. در یک مورد دیگر، چنین کاری توسط اداره های کنترل صادرات کشف و خنثی شد.
در مجموع این کالاهای به ارزش ۴۳۶ هزار یورو بوده که بنا به شکایت دادستانی، شامل پمپهای خلاء (واکیوم)، شیرها و دیگر کالاهای صنعتی با مصرف دوگانه، نظامی و غیرنظامی، میشود. این کالاها برای سازمانی در ایران ارسال شده اند که بخاطر شرکت اش در برنامه موشکی از سال ۲۰۰۷، در مصوبات تحریمهای اتحادیه اروپا علیه رژیم ایران، لیست گذاری شده است.
برای دور زدن تحریمها، این مرد ۶۳ ساله، معاملات را از طریق یک شرکت ثبت شده در کشورهای عربی همسایه ایران انجام میداد. به گفته دادستان فدرال آلمان او در سال ۲۰۰۹ نیز بخاطر تلاش برای صدور کالاهای ممنوعه به این سازمان، در داگاه شهر بن آلمان به یکسال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

SPIEGEL

توجیح کودکانه گرایش دو سویه


از روز نخست تکیه زدن روح اله هندی به اریکه نظام اعدام، به واژگانی که پاک و پاکیزه و در بین ملت ایران ارزشمند بودند، تجاوز شد. واژه انقلاب از نخستین واژگانی بود که توسط ضدانقلاب، روح اله هندی و دیگر جلادانش علیه انقلاب و انقلابیون مورد تجاوز قرار گرفت.
آوردن خمینی به ایران و «رهبر انقلاب» ش ساختن،‌ با ۱۵۰ میلیون دلار کارتر و بزرگنمایی و پوش خبری ۲۴ ساعته دولت ملکه و رادیوی مربوطه، برای نابودی ایران انجام شد.
یکی از تنها لحظه های کمیاب روراست زندگی ننگین خمینی، هنگامی بود که سوار بر هواپیمای فرانسوی پس از ۱۶ سال! زندگی خارج از کشوری به پرسش خبرنگار ساده دل که احساسش را پرسید: گفت هیچ!
یکی از مزدوران رژیم در روزنامه جمهوری اسلامی بتاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۶۷ نوشت :«آخرین سخنران… دکتر کلیم صدیقی، مدیر موسسه اسلامی لندن بود…وی افزود آن جهان بینی خاص امام خمینی که تعداد بسیاری مسلمانان بویژه جوانان را در خارج از ایران شدیدا تحت تاثیر خود قرار داده همان تاکید مکرر امام به اینکه «مهم نیست که ایران نابود شود، مهم اینست که اسلام (بخوانید خمینی) پیروز شود» است. (کتاب خمینی، دجال ضدبشر صفحه ۲۹۳)
تلاش رژیم برای نابودی فرهنگ ایرانی، تاکنون موفق نبوده است. در همان سالهای نخستین به قدرت خزیدن خمینی، رژیم تلاش کرد، نوروز باستانی ایرانیان را با شعار دجالگرانه «عید ما روزی بود که از ظلم آثاری نباشد» از میان ببرد. آیا شما روزی در تاریخ انسان سراغ دارید که «ظلمی» رخ نداده باشد؟ از هابیل و قابیل بگیر و بیا جلو!
اینکه در حوزچه های فساد آخوندی، چه بر سر طلبه های جوان میاورند، امری داخلی و احتمالا به گرایش دوسویه بازمیگردد. والا که هیچ انسان «نرمالی» اراده نمیکند که زندگی عادی را رها کرده و «انگل» اجتماع باشد. سرنوشت اینان، شبیه برخی از خوانندگان و هنرپیشه های غربی است که برای مشهور شدن خویش حاضر به همخوابگی با کارگردانان و یا تهیه کنندگان فیلمهای هالیوودی میدهند.
تا اینجا گرایش احتمالا دوسویه است.
رژیم از روزهای نخست برپایی اش، یورش به مراکز فرهنگی و تربیتی را آغاز کرد. با بستن دانشگاه و کودتای فرهنگی و یا ارسال آخوند به مدارس با بهانه تربیتی. تا نسلی تربیت کند که مرید او باشد. هرچند که تظاهرات سال ۸۸ نشان داد که آخوند نه تنها در این ضمینه موفق نبوده بلکه بطور کامل شکست خورده است.
اخبار تجاوز و توهین و سرکوب کودکان و دانش آموزان ایرانی به تناوب در این سالیان گزارش شده اند. از تجاوز به دختران دانشگاه تا دخترکان مدارس. طرح پیوند حوزه و دانشگاه به پیوند حوزه و دبستان ابتدایی گسترش یافته است. چرا که فراتر از مسئله خبر سوءاستفاده یک ناظم مدرسه – که اغلب نفر مورد اعتماد امنیتی رژیم بوده و هست ـ اینبار مظفر الوندی، دبستان را با حوزچه علمیه اشتباه گرفته و روز دوشنبه ۱۴ مردادماه سال جاری درباره پرونده آزار جنسی دانش آموزان یک دبستان تهرانی توسط ناظم مدرسه، میگوید ایشان «اعتقاد» (امری اعتقادی) دارد که تمامی این موارد به زور نبوده و برخی موارد گرایشی دو طرفه وجود داشته است». اگر گمان میکنید ایشان یکی از علمای حوزچه است،‌ سخت در اشتباهید، الوندی دبیر مرجع ملی حقوق کودکان در حکومت آخوندیست!