طرح بهینه سازی شهری؛ گورستان سازی کشوری


چال کردن نفله شدگان حکومت آخوندی در همه جا!

برای دیدن بزرگتر روی آن کلیک کنید

برای دیدن بزرگتر روی آن کلیک کنید

فاشیزم دینی و فاشیزم هیتلری، برخورد با کلیمی و بهایی


از سپتامبر ۱۹۳۵ تا شکست فاشیزم هیتلری، رایش سوم که قرار بود هزار سال حکومت کند، ولی ۱۲ سال بیش دوام نیاورد، بمرور در آلمان قوانینی تصویب و بخشنامه های دولتی صادر شد که «قوانین نورنبرگ» نام گرفتند. با تصویب این قوانین، همه حقوق شهروندی از کلیمیان آلمانی گرفته شد.

این قوانین و بخشنامه ها از این جمله اند:

فاز یکم

۳۱ ژانویه ۱۹۳۳ تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵
از قدرت گیری تا «قوانین نورنبرگ»

تاریخ ۲۸.۲.۱۹۳۳ قانون امپراطوری رایش «حفاظت از ملت و حکومت»
تاریخ ۲۴.۳.۳۳ قانون «برچیدن وضعیت اضطراری ملت و رایش» پاراگراف ۲: قوانین تصویب شده توسط دولت میتوانند با قوانین اساسی رایش انطباق کامل نداشته باشند.
تاریخ ۷.۴.۳۳ قانون «بازسازی ساختار کارمندان دولتی» پاراگراف ۳ (۱) همه کارمندان دولتی غیر آریایی بازنشسته میشوند.
تاریخ ۲۲.۴.۳۳ ممنوعیت اشتغال برای اطبای کلیمی
تاریخ ۱۵.۹.۳۵ «شهروندان رایش تنها آلمانی و یا گونه های هم خون را شامل میشود. تنها شهروندان رایش از حقوق سیاسی برخوردارند»
تاریخ ۱۵.۹.۳۵ قانون «حفاظت از خون و شرف آلمانها»
پاراگراف ۱: ازدواج میان کلیمیان و شهروندان آلمانی و یا گونه های هم خون با آنان ممنوع میشود. ازدواج های صورت گرفته از اعتبار ساقط است.
پاراگراف ۲: آمیزش جنسی میان کلیمیان و شهروندان آلمانی و یا گونه های هم خون با آنان ممنوع اعلام میشود.  «نیم کلیمیان» تنها با اجازه رسمی حکومت  با «خون آلمانی» و یا «یک چهارم کلیمی» اجازه ازدواج دارند. ازدواج میان «یک چهارم کلیمی» با «یک چهارم کلیمی» ممنوع است.
پاراگراف ۳: کلیمیان اجازه ندارند، زنان زیر ۴۵ سال غیرکلیمی را به استخدام در خانه خویش گمارند.
پاراگراف ۶ : ممنوعیت ازدواج را به نژادهای دیگر گسترش داد. ازدواجی که «پاک بودن خون آلمان» را به خطر میاندازد کلا ممنوع میباشد. از جمله کولی ها، بردگان سیاه و حرامزادهایشان.

 

فاز دوم
۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ تا ۹ نوامبر ۱۹۳۸
از «قوانین نورنبرگ» تا پروگروم (خشونت، آتش زدن اماکن دینی، شخصی کلیمیان) در ماه نوامبر

تاریخ ۳۰.۹.۱۹۳۵ همه قضات، دادستانهای کلیمی به مرخصی فرستاده میشوند
تاریخ ۱۲.۱۲.۳۵ ممنوعیت حرکتهای فردی (لابد اسیدپاشی، چاقو زنی بدون اذن امام جماعت مسجد محل) علیه کلیمیان بدون اجازه دولت و یا حزب
تاریخ ۲۶.۶.۳۶ قانون «تغییر قانون خدمت نظامی»: یک کلیمی نمیتواند خدمت نظامی انجام دهد. کلیمی های نیم، یک سوم یک چهارم اجازه فرماندهی ندارند.
تاریخ ۴.۱۰.۳۶ ‍ پذیرفتن آیین مسیحی توسط یک کلیمی، دگرگونی در رابطه با قوانین نژادی ایجاد نمیکنند.
تاریخ ۲۸.۳.۳۸ کانونهای فرهنگی کلیمی قدرت قانونی خود را از دست میدهند.
تاریخ ۲۲.۶.۳۸ در بیمارستانها، بخاطر خطر آمیزش خیانت بار نژادی، اقدام به جداسازی بیماران کلیمی از دیگران شود.
تاریخ ۵.۱۰.۳۸ پاسپورت کلیمیان آلمان بی اعتبار هستند. پاسپورتهایی اعتبار دارند که در آنها واژه J (به زبان آلمانی حرف نخست JUDE یهودی) درج شده باشد.

فاز سوم
۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ تا یکم سپتامبر ۱۹۳۹
از پروگروم نوامبر تا آغاز جنگ جهانی دوم و نخستین انتقال به اردوگاههای اجباری

تاریخ ۱۱.۱.۱۹۳۸ کلیمان اجازه داشتن، خرید، حمل سلاحهای کمری و گلوله و دیگر سلاحها را ندارند
تاریخ ۱۲.۱۱.۳۸ جریمه نقدی کلیمیان به مبلغ یک میلیارد رایش مارک. از تاریخ ۱.۱.۱۹۳۹ کلیمیان اجازه داشتن کسبه، بازرگانی ارسالی، گرفتن سفارش و یا هر گونه کارگاهی را ندارند. «قانون بازسازی نمای خیابانها از وجود کسبه کلیمیان.
تاریخ ۱۵.۱۱.۳۸ کلیمیان اجازه تحصیل ندارند. آنها تنها میتوانند در مدارس کلیمی ثبت نام کنند.
تاریخ ۱۹.۱۱.۳۸ کلیمیان نیازمند باید به سازمانهای یاری رسانی کلیمی مراجعه کنند. (از کمک های دولتی محرومند)
تاریخ ۲۴.۱۱.۳۸ از تاریخ ۲۴.‍۱۱.۱۹۳۸ کلیمیان زین پس باید به نام خود، نام اسراییل و یا سارا اضافه کنند.
بند ۳.۱۲.۳۸ گواهینامه های رانندگی کلیمیان از اعتبار ساقط و باید در اسرع زمان تحویل داده شوند.
تاریخ ۵.۱۲.۳۸ پیشگیری از دستیابی کلیمیان به پول بیگانه: برای فرار سرمایه کلیمیان، باید سرمایه های آنان مصادر شود.
تاریخ ۲۸.۱.۳۹ کلیمیان اجازه فروش اجناس در بازارهای محلی را ندارند.
تاریخ ۱۵.۳.۳۹ «از خروج غیر قانونی کلیمیان از کشور سریعا پیشگیری شود. فراریان و کمک کنندگان به آنان باید دستگیر و به اردوگاههای تجمع مرکزی فرستاده شوند.
تاریخ ۳۰.۴.۳۹ هرگونه سند اجاره میان کلیمیان و صاحبان املاک غیر کلیمی فاقد اعتبار قانونی است. آماده سازی برای گسیل کلیمیان به «خانه کلیمیان»
تاریخ ۴.۷.۳۹ انجمن حمایت از خروج کلیمیان از کشور (نام مستعار برای اردوگاههای مرگ)

فاز چهارم
از یکم سپتامبر ۱۹۳۹ تا ۱۶ فوریه ۱۹۴۵
از آغاز جنگ جهانی دوم تا نابودی کلیمیان آلمانی و اروپایی

تاریخ ۲۵.۹.۱۹۳۹ کلیمیان اجازه ندارند پس از ساعت ۲۰ محل زندگی خود را ترک کنند.
اکتبر ۱۹۳۹ «هر کلیمی که نتواند به هر علتی بسرعت شناسایی شود و یا رفتار ضد حکومتی از خود بروز دهد، همانجا دستگیر و به اردوگاه تجمع مرکزی فرستاده شود.»
تاریخ ۲۳.۷.۴۰ «آریایی سازی کارخانه ها و صنایع تا پایان سال به اتمام برسد»
تاریخ ۴.۳.۴۱ محل کار کلیمیان «بخاطر پیشگیری از تماس کلیمیان با دیگر شهروندان و انظار عمومی آنها باید در انبارها به کار گمارده شوند».
تاریخ ۱.۹.۴۱ بخشنامه پلیس درباره نشانی سازی کلیمیان: از ۱۵.۹.۱۹۴۱ هر کلیمی از ۶ سال به بالا اجازه ندارد بدون ستاره داوود در محلهای عمومی ظاهر شود. هیچ کلیمی حق ندارد بدون اجازه رسمی پلیس منطقه سکونت خود را ترک، نشان افتخار و یا گونه های دیگر آن را بر سینه خود بچسباند.
تاریخ ۲۳.۱۰.۴۱ محرمانه! خروج کلیمیان از کشور تا پایان جنگ ممنوع میباشد.
تاریخ ۲۴.‍۱۰.۴۱ همه آنانی که خون آلمانی دارند و در مظاهر عمومی رفتار دوستانه ایی با کلیمیان از خود نشان میدهند، بنا به دلایل تربیتی سریعا دستگیر و به حبس مراقبتی گسیل شوند.
تاریخ ۴.‍‍۱۱.۴۱ کلیمیانی که در مراکز اقتصادی دولتی مهم بکار گمارده نشده اند، باید به مناطق شرقی فرستاده شوند. سرمایه کلیمیان تبعیدی به دولت تعلق میگیرد.
تاریخ ۱۳.۱۱.۴۱ همه اموال شخصی کلیمیان که شامل: ماشین تحریر، دوربین عکاسی، دوربین، دوچرخه هستند باید در کوتاه ترین زمان ممکن تحویل داده شوند.
تاریخ ۱۷.۲.۴۲ کلیمیان اجازه فروش و پخش روزنامه، مجله، برگه های حاوی قوانین توسط پست و یا چاپخانه ها و فروشندگان خیابانی را ندارند.
تاریخ ۱۳.۳.۴۲ کلیمیان باید درب ورودی خانه خود را با رنگ سیاه به شکل ستاره داوود مشخض سازند.
تاریخ ۱۰.۷.۴۲ پول و هرگونه هدیه به افرادی که به اردوگاه اجباری فرستاده شده اند ممنوع است.
تاریخ ۱۸.۹.۴۲ تامین غذایی کلیمیان، با گوشت، مواد گوشتی، تخم مرغ، شیر و دیگر مواد غذایی برگرفته شده از آن ممنوع است. سهمیه غذایی کودکان کلیمی کاهش یابند.
اوان نوامبر ۱۹۴۲ «پاکسازی همه اردوگاههای تجمع مرکزی از وجود کلیمیان، همه کلیمیان به اردوگاههای آشویتس و لوبلین فرستاده شوند.
تاریخ ۱۶.۲.۴۵ اگر جابجایی مدارک کلیمیان امکان ندارد، جملگی نابود شوند تا به دست دشمن نیافتد. (از میان بردن مدارک اثبات هویت و وجود آنان)

آنروز در آلمان هیتلری، کلیمیان «حرام» اعلام شدند. جهانی سکوت کرد. امروز در ایران، در قرن بیست و یکم، بهاییان ایرانی «حرام» اعلام میشوند. سکوت جهان در ۱۹۳۳ مرگ میلیونها تن، از جمله آلمانیها را در پی خود داشت. سکوت در برابر جاه طلبی های منطقه ایی و اتمی فاشیزم دینی، «حرام» اعلام کردن جان و مال ایرانیان که از اوان دهه شصت آغاز شد‌،؛ لاس سیاسی زدن با آن، بیگمان جان بسیاری از ایرانیان را خواهد گرفت.

منبع Die Nacht als die Synagogen brannten

پی نوشت

باید دانست که در دوره حکومت فاشیزم هیتلری بر آلمان پارلمان، بمانند حکومت آخوندی یک گردهمایی نمایشی تبدیل و فاقد قدرت بود.
از نخستین گامهای هیتلر (دجالانه و خمینی نشان) بخشنامه «حمایت از کشور و ملت»! (بخوانید خلع ید از ملت و ولایت مطلقه فقیه نازیست) بود که پس از آتش سوزی پارلمان در شب ۲۷ فوریه ۱۹۳۳ فرصت خوبی برای هیتلر شد تا با این بخشنامه «تا اطلاع ثانوی» که تا پایان جنگ! وجاهت قانونی خود را نگاه داشت، تمامی حقوق پایه ایی شهروندی مصوبه در قانون اساسی جمهوری وایمار را از اعتبار ساقط سازد.
بهمین خاطر از بهنگام به قدرت خزیدن هیتلر، مرزی واقعی میان قانون و بخشنامه حکومتی وجود ندارد. بخشنامه حکومتی حکم قانون را داشته چرا که بنا به قانون Ermächtigungsgesetz قدرت مجلس به حکومت منتقل شده بود.
نکته جالب دیگر در این قضیه این است که هیتلر برای این قانون نیاز به تصویب دو سوم پارلمان داشت. دستگیری، فرار و تهدید نمایندگان (بطور مثال ۸۱ نماینده حزب کمونیست یا در زندان بودند یا به تبعید گریخته) توانست این قانون را به تصویب پارلمان برساند. حزب ناسیونال سوسیالیست کارگری! آلمان، NSDAP حزب هیتلر، ۴۳و۹ درصد رای در پارلمان و فاقد حتی اکثریب بود چه رسد به دو سوم آرا. نیاز به تصویب دو سوم تضمین دمکراتیک برای حفاظت از قانون اساسی بود تا حزب یا ائتلافی به آسانی قدرت دگرگونی قوانین اساسی را نداشته باشد