صلح طلبی آخوندی


یادمه قدیما وقتی آدمی بخاطر کهولت سن میمرد، همه دروهمسایه ها هاج و واج میموندند که این بابا چرا رفت. خمینی که از سفر فرنگ به تهرون اومد، مردم خیابونها را برای ورودش شستن. مردشوربرده یکراس رفت گورستون. یه سری، مردمی که از سر ناآگاهی دنبالش راه افتادن گمون بردن که آغا بنا به شغلش قراره یه روضه سر قبر بخونه و یه اشکی از مرده ها بگیره، ولی خمینی میدونس اونایی که از سر ناآگاهی دنبالش تا گورستون کشونده، بزودی جاشون همونجاس. خواس اونا رو با محیط آشنا کنه.
خدمت اونایی که نبودن عرض کنم که آغا معطل نکرد. از همون اول کل العرض الکربلا و کل الیوم العاشورا شد. کشته های قیام تا بهمن ۵۷ برای امام کم بود. برای همین اگه به عکسای اونوقتش نگا کنین همش خون توی چشماشه. آخه این اماله با سن بالاش وقت زیادی برای کارهای بسیاری که قرار بود راس و ریس کنه، نداش. از پشت بوم همون مدرسه رفاه شروع کرد. تا سی خرداد ۶۰ تا تونس توی کوچه پس کوچه ها و سر در دانشگاه رو مردم تیغ کشید. خدمتتون عرض کنم که ارضاء نشد که نشد. تا اینکه تو سی خرداد ۶۰ تظاهرات مجاهدین دیگه حوصله اش سررفت و اون جمله معروفش بسم ال قاسم الجوارین رو جیغ زد و کشتار رو سیستماتیک جلو برد. بهونه اش این بود که انقلابی عمل نکرده بود، که خودش نیشکی و نیشخندی بود به ملت انقلاب کرده.
بعدش هم جنگ جنگ تا پیروزی و از این حرفها. خداوکیلی اگه از سازندگی و تکامل و پیشرفت مثل یابو بیخبر بود، از قتال کلی چیز میدونست. دوروبریهای عقب مونده خودش هم که تا پیش ازقیام ۵۷ یا با پنج تومن روضه زندگی زالووار خودشون رو داشتن و یا از کاسبای محل تلکه میگرفتن یا نون حلالشون رو از فروش بنگ درمیاوردن و خواب یک تویوتا و ویلا و کلت بغلی رو هم تا اونوقت نمیدیدن با جدیت یک حزب الهی کم مایه نذاشتن. حتی کاسه لیسان حزب طراز نوین و اکثریتی هم پشتش محکم واستادن. الانم توی ال ای در خدمتن.
از موضوع دور شدیم، باری، وقتی هم که توی ایرون خودمون توی کشتارگاهاش خون تا زانو بالا اومد اونم واسه یه شبکاری، و الباقی تو زندون. مجبور شد فرضیه الهی شو توی کشورهای دیگه انجام بده. تا اینکه قیام ۸۸ دوران طلایی امام رو زنده کرد. و همه باندهای رژیم از یمین تا یسارش رخصت پیدا کردن دوباره خاطرات امام رو زنده کنن.
حالا شما همه اینها رو جمع بزن، وقتی که راهی بجز مبارزه مسلحانه برای مردم باقی نموند و نمونده، همه دلواپسان کراواتی و عمامه به سر رژیم، گربه عابد شده و خشونت! علیه آخوندها را محکوم میکنن! از همه خنده دار ترشون آخوند نایاکیهای کراواتین.
لاتهای تهرون وقتی دعوا با کسی داشتن تنهایی نمیرفتن. اول دعوا لاته شروع به زدن میکرد، تا که طرف با سر و صورت خونی به خودش میومد و از خودش دفاع میکرد، دوستای لاته میرختن وسط و دستای طرف رو میگرفتن و شعار میدادن بابا کنار بیاین، صلوات! بفرستین و دعوا اصولا کار خشنیه. همین کاری که کرمهای تن لش آخوندها از تهرون گرفته تا ال ای، چه مجازی چه مادی، همه هم کت و شلواری مشغول انجام وظیفه شون هستن.
من میگم، اگه مبارزه مسلحانه برای برچیدن پلیدترین نوع حکومت در ایران در همه تاریخش، که نوم چنگیز و مغول و اسکندر و عرب رو سپید کرده، خشونته، من یکی خیلی خشنم! شما رو نمیدونم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s