جام زهر اتمی حق مسلم ملاست


هادی خرسندی: از حق مسلم هسته ای تا جام زهر هسته ای
تیر ۱۳۹۴-۱۷:۲۷

الا حق مسلم …
الا «حق مُسلّم» در چه حالی؟
شدی انگار حق «احتمالی»
شنيدم احتمالت هم ضعيف است
که افسار تو در دست حريف است
مُسلّم بودنت ماسيده بر آب
برايت شيشکی در کرده ارباب
مُسلّم، آی مُسلّم، آی مُسلّم
چه شد رد و بدل؟ الله اعلم
چه قانونی؟ کجا حقی؟ مُسلّم
اگر حقی، چرا لقی؟ مُسلّم
اگر حقی چرا رسوای شهری؟
چرا لبريزتر از جام زهری؟
پس از آن هارت و پورت و کله شقّی
مُسلّم شد چه کشکی و چه حقی
مُسلّم جان!، تو گشتی آلت دست
ز کل دست اکنون مانده يک شست
که از سوی گروه شيره مالان
حواله شد به جمع خوشخيالان!
توافقنامه، آش کشک خاله
عجب دادند بر امت حواله
دوازده ساله ترشی جا نيفتاد
وگر افتاد دست ما نيفتاد
***
شنيدستم شبانه سارقی چند
پی دزدی ز راهی ميگذشتند
يکی خانه پديد آمد سر راه
چراغانی ز ايوان تا به درگاه
ز هر سويش صدای ساز و آواز
به قربان خداوند سبب ساز!
عجب بوی غذايی در فضا بود
شکم ها را تمنای غذا بود
سه تايی پايشان شُل شد به ناگاه
چسان بايد بدانجا يافتن راه؟
برای چيست جشن و شادمانی؟
چگونه رفت بايد ميهمانی؟
يکيشان گفت بهر کسب اخبار
من اکنون ميروم بالای ديوار
ببينم تا چه اسباب سرور است
چه جشن است و چه حال است و چه شور است؟
به دوش آن دو پا بگذاشت حالا
به زحمت هيکل خود برد بالا
سر ديوار بنشست و نظر کرد
نگاه جستجو بر دور و بر کرد
ز فرط روشنی و نور بسيار
نشد بر چشم او چيزی پديدار
از آنسو ميزبانانش بديدند
پريدند و فلانش را بريدند!
هُلش دادند زان بالا به پايين
به نزد آن دو تا برگشت مسکين
رفيقان سخت پرسنده که ای دوست
به شاباش چه کس اين شام نيکوست؟
بگفتا حظ کنيد از بزم و آذين
که جشن ختنه سوران منست اين!
***
مُسلّم جان ترا هم چشم بسته
نهادندی وسط در جشن هسته
درِ آينده ات را تخته کردند
ترا، هم ختنه و، هم اخته کردند!
چهل تن هيئت و مسئول هيئت
برفت از جيب ملت پول هيئت
هتل، صبحانه و ظهرانه و شام
بلمبان صبح تا شب پخته و خام
بکن نطق و بزن حرف و بگير عکس
بده ايميل و رد کن نامه و فکس
هياهو شد، خبر شد، سرصدا شد
شهيد زنده ای تحويل ما شد
حراجست، آی حراجست، آی حراج است
نه، اين حق مُسلّم نيست، باج است
به اميد صعود اقتصادی
و ايضاَ بندوبست انفرادی!
که «…. تو البته نور چشم مائی
رئيس جمهور آينده شمائی ….»
«…. خيال رهبری آسوده باشد
همانطوری که او فرموده باشد ….»
«…. هيومن رايت؟ البته که نات نات
نمی آريم اسمش را که وات وات ….!»
پس از قول و قرار پشت پرده
بيامد از لوزان تخم دو زرده
مُسلّم جان ترا تسليم کردند
دو دستی در ژنو تقديم کردند
دو صحنه، روی ميزی، زير ميزی
«تعامل» را ببين با اين تميزی
گر از تحريم شد ملت کلافه
تو بر تحريم ها گشتی اضافه!
فزون بر آنچه زير ميز دادند
شنيدم کله قندی نيز دادند!
ترا وقتی که زير ضربه ديدند
به نرمش، «قهرمانانه» رسيدند
خلاصه «کش» ندادندت زيادی
که فوری جور گردد جشن و شادی
حقيقت را نگفتندت در آغاز
که تو خوشدل شوی با رقص و آواز
نگفتت رهبری افکار شخصی
که تو اول برای او برقصی
تو رقصيدی به آهنگ توافق
(به جای رقص بايد ميزدی هُق)
برقص اکنون به آهنگ گدائی
به زير خط فقر و بينوايی
چراغان کن خيابان را دوباره
که خوب آمد جواب استخاره
هياهو کن، بزن بشکن، تتق تتق
مُسلّم تر ازين کی ميرسد حق!
تتق تق تق تتق دمبکی رو باش
مذاکره کنه ی عينکی رو باش
بده بالا و پايين را تکان ها
که ممنوعست در ديگر زمان ها
بکن حالا ز فرصت استفاده
بده قر، هم سواره، هم پياده
ز دوربين ها مپوشان شادی ات را
نمايان کن ز مُخ آزادی ات را!
تو مادامی که فکر هسته هستی
همين بدبخت و زار و خسته هستی
نه ديگر فکر آب و فکر نان کن
برقص و رهبری را شادمان کن
که تا وقتی که ابله در جهان هست
تمام مفلسان شادند و سرمست
خصوصاَ کامشان آنجا روا بود
که جشن ختنه سوران شما بود!

Advertisements

کازینوی آخوندی


گه خوری در این نظام نهادینه شده. تنها باید به کناری ایستاد و از یک سو افسوس خورد که از دولت سری ملکه فخیمه یک مشت دایناسور واپس مانده زمام امور مملکت ما در جیب گشاد عبای آخوند قفل شده است. حرکات ناموزون این آخوندها پس از آخرین افشاگری شورای ملی مقاومت درباره سایت پنهانی لویزان ۳، مرا یاد داستانی که پدرم یکبار تعریف کرد میاندازه. گویند در آزمایشگاهی یک میمون و بچه اش را در زمین داغ گذاشتند. پس از مدتی میمون بزرگ فرزندش را صندلی کرد باسنش را خنک نگه دارد. الان هم رژیم پس از سوزش شدید از این افشاگری، یکسری جک و جونور دلگیر و دلواپس روی خط اینترنت فعال کرده تا زخم ناشی ازجا کنده شدن پروستات آغا بیش از این آسیب نبیند. که خود تفریحی است فراتر از هر سرگرمی مجازی دیگری.

از کرامات شیخ ما همین بود که میزد میگفت آخ، میکشد میگوید خودش با کله رفت توی طناب دار، چوب حراج به مملکت زده میگه استقلال نظام سیاسی، توی همه قمار های سیاسی اش که علاقه وافری به آن دارد میبازد و میگوید بردیم…

خلاصه پس از «انقلاب دوم» خمینی یعنی کودتا علیه انقلاب ۵۷، خمینی با سلام و صلوات به قرارداد الجزایر تن داد که خود سرانش آن را ننگین خواندند.
پس از بیرون کردن نیروهای عراقی از جنوب و خرمشهرِ، در حالیکه اینبار صدام حاضر بود همه خسارت جنگ خمینی خواسته و برافراخته را بپردازد و همه شروط ایران را گردن نهد، چون نه کشور ایران برایش ارزشی داشت و نه آینده اش، آنقدر بر طبل جنگ پوش سرکوب سیاسی درون کشور نواخت تا که از هراس ارتش آزادیبخش ملی ایران، زهری خورد، کفن ترکاند و نه قرارداد صلحی امضاء کرد و نه یک قران خسارت به ایران رسید. آتش بسی که هنوز ادامه دارد.
پس از به گروگان گرفتن ملوانان ارباب انگلیسی با یک اولتیماتوم دولت فخیمه کت و شلوار بازاری تنشان کرد و رئیس جمهورش را به بدرقه تا پلکان هواپیما گسیل کرد.
اکنون نیز سر بحث شیرین بمب اتمی صلح آمیز آخوندی، در جایی که میتوانست چند سال پیش به یک توافق در چارچوب این رژیم بی آبرو آبرومندانه ببندد، آنقدر بر طبل حق مسلم هسته ایی نواخت و تن فروشی، کارتن خوابی، فروش دخترکان ایرانی، کلیه…را به جان خرید تا اکنون با بدن خیس و زانوی لجنی دهانی باز ریش دراز در ارتفاع حدود ۹۰ سانتیمتری هیکل «شیطان بزرگش» اینبار در نهایت زبونی وخفت دگر بار آماده تن دادن به ذلتی پست تر از گذشتگان، پوزه خود را با تف و نفرین آیندگان این کشور خیس کند و آن را یک «پیروزی» علیه استکبار استعمار عوامل داخلی خارجی کفر منافق ملحد باقی کافی ناراضی روضه کند.
بیگمان تسلیح آخوند داعشی جلاد متجاوز در یک کلام عنصر نرینه وحشی پیش از تاریخ آخوندی به بمب اتمی ضدمیهنی ضدانقلابی بغایت ارتجاعی فاشیستی و خطرناک است.
بازی باخت باخت، بازی که رژیم به آن خو گرفته توی آغل آخوند ریخته شده. طبق این توافق رژیم هیچگاه اجازه کسب بمب اتمی نخواهد داشت. تحریمها به تدریج و نه یکباره و همه تعلیق میشوند. یعنی دوباره و سه باره و برای هزارمین بار هم چوب را میخورد و هم پیاز را.
البته اینبار نیز این ملت ایران است که هم بیکاری و گرسنگی تحریم را روزانه سر سفره اش داشته، هم جگر گوشه اش بخاطر انتقاد از رژیم اعدام شده و هم آنکه نوه اش در کشوری بنام سومالی خاورمیانه خواهد زیست. چند سال دیگر که منابع کشور ته کشید، حجاج دست والده نامحترم را گرفته به نزد حرامزاده سوسول پاپیونی در بلاد عجوج و معجوج خواهد پیوست!
نفرین ما کم است، نفرین همه کرات و موجودات زمینی و فرازمینی نثارتان باد!

مضحکه تازه وزارت اطلاعات | هنگامی که تصویر منتشره مجاهدین دقیقتر از سازنده آن است


lavizan.

سایتهای زنجیره ایی وزرات اطلاعات دلیل رد افشای سایتی که شورای ملی مقاومت بتازگی در یک کنفرانس خبری اعلام کرد را به تصویر یک درب آهنین ضد انفجاری! شرکت جی ام پی که مشتریانش سپاه و دیگر ارگانهای نظامی رژیم هستند، محدود کرد.

جالب اینست که تصویر درب آهنی ارسالی از شورا، دقیق تر از تصویری است که خود سازنده آن روی تارنمای خویش گذاشته. یک هشدار به رژیم که اگر دوباره بخواهد اینبار نیز کل سایت را با خاک یکسان کرده و اثر آن را از میان ببرد، بداند که همه ماهواره های جاسوسی جهان اکنون روی این مختصات جغرافیایی زووم شده :)))

سیاست خارجی حکومت آخوندی | ماجراجویی تروریستی، عقب نشینی خفت بار و زهر خوری


آمپول زهرحکومت آخوندی برای تصفیه نیروهای سیاسی از غیر خودی و پرونده سازی برای آنان و سرکوب و کشتار انقلابیون، دستبه تسخیر سفارتخانه ایی زد که با یاری مالی و سیاسی اش به قدرت رسیده بود: سفارت امریکا.
خمینی جریان گروگانگیری را «انقلاب دوم» (بخوانید کودتا علیه انقلاب ۵۷) خواند. که به آزادی گروگانها و تن دادن خفت بار به قرداد ننگین الجزایر منجر شد.
جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا، ۱۰ روز پس از گروگانگیری ،در ۲۳ آبان، برابر با ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ فرمان به اجرا گذاشتن وضعیت اضطراری در روابط با حکومت آخوندی را امضا کرد که به استناد آن ایران در محاصره اقتصادی قرار گرفت و تحریم هایی علیه آن اعمال شدند، بسیاری از اموال ودارایی های ایران مصادره و یا بلوکه شدند. از این اموال بلوکه شده، هنوز که هنوز است، خساراتهای میلیونی به بازماندگان عملیات های تروریستی رژیم پرداخت میشود.
باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در روز ۱۲ نوامبر امسال، فرمان اجرای قانون وضعیت اضطراری اقتصادی بین‌المللی علیه حکومت ملاها را که طی ۳۵ سال گذشته سالانه تمدید میشود، امضاء کرد.
جریان جنگ خمینی با صدام، که رژیم با ادعای صدور سیب زمینی انقلاب فراخوان به شورش ملت عراق علیه صدام داده بود، به جام زهری دیگر منتهی شد. خمینی گوربگور شده از بیان دلایل جام زهر طفره رفت و مدعی شد که آبرویش را با خدا معامله کرده و آدرس او را برای پاسخگویی به ملت ایران حواله داد. جنگ ایران و عراق باعث خرابی بسیاری از شهرها و به گفته رفسنجانی یک قلم یکهزار میلیارد دلار هزینه برداشت. خمینی نیرویی که میتوانست در خدمت آینده و پیشرفت کشور استفاده شود، در تنور جنگ ریخت. میلیون کشته و مجروح و … حاصل این جنگ بی حاصل و خمینی خواسته بود. بازسازی شهرها، کارخانه ها، مداوای معلولین جنگی…هیچگاه رخ نداد.
صرفنظر از اعمال تروریستی (اگر تنها بعد سیاست خارجی رژیم را در نظر بگیریم) در همه قاره ها، از فرستادن جلاد برای سلاخی ملل سوری، عراقی، لبنانی، افغانی، بحرینی…
آخرین ماجراجویی ضدایرانی، ضدمیهنی، ضدانقلابی حکومت آخوندی، جریان تلاش برای دستیابی به بمب اتمی است. رژیم دستکم بیش از ۷۰۰ میلیارد سرمایه کشور را صرف خرید تاسیساتی که از بازار سیاه به چندین برابر قیمت خود خریده، با پرداخت پول زیاد قاچاقی وارد کشور کرده و میلیارد برای پنهان کردنشان زیر خاک نموده است.
حال نیز به گفته خود «با زانوهای خونین» بر سر میز مذاکره نشسته است. اگر توافقی حاصل شود، رژیم باید سر موضوعهای دیگر، از جمله حقوق بشر، صدور ارتجاع و تروریسم به منطقه، موشکها و و واپس بتمرگد. که بسود ملت ایران خواهد بود.
احتمالا توافقی حاصل نخواهد شد، چرا که حکومت آخوندی بدون داشتن مشروعیت ملی، بقای خود را در داشتن بمب اتمی میداند. از سوی دیگر، هیچگاه نه امریکا و نه غرب چنین اجازه ایی به آن را نخواهند داد.
بهای همه ماجراجوییهای ضدانسانی فاشیزم دینی را تاکنون ملت ایران پرداخته است. اگر جنگی رخ دهد، این آخرین بهایی خواهد بود که ملت ایران برای حکومت یک مشت آخوند فاسد و جانی پرداخت خواهد کرد. چرا که در آنموقع نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان.
پرواضح است که این رژیم باید بدست توانای ملت ایران سرنگون شود.

تاگس شپیگل. آلمان | هدف رژیم ایران دستیابی به بمب اتمی


گفتگو این روزنامه با هانس روهله متخصص هسته ایی
تاگس شپیگل: رژیم ایران برای دستیابی به بمب اتمی چه مدت زمانی نیاز دارد؟
یکسال پیش هنگامی که آخرین دور مذاکره ها آغاز شدند، بنا به نظر همه متخصصین و دولت امریکا این بود که رژیم ایران دو ماه تا امکان یک بمب اتمی فاصله دارد.
تاگس شپیگل: آیا دگرگونی تا کنون پدید آمده است؟
بخشی از اورانیوم موجود رژیم در آنهنگام اکسید شد تا که نتوان از آن برای ساخت بمب اتمی بهره برد. رژیم ایران نیمی از تسریع کننده هایش (سانتریفوژ) برای غنی سازی را متوقف کرد. همه این دگرگونیها میتوان در کمتر از چند هفته بازگشت داده شود.
تاگس شپیگل: درست سر تعداد همین تسریع کننده ها درگیری شدیدی وجود دارد، چرا؟
مواد هسته ایی غنی شده، پایه ساخت بمب اتمی و دشوارترین بخش آن است. با یک تسریع کننده میتوان مواد اتمی با غلظت پایین بدست آورد، موادی که میتوان در راکتور از آن بهره برد. با همان تسریع کننده هم میتوان اورانیوم لازم برای بمب اتمی تولید کرد. مرز میان استفاده صلح آمیز و نظامی اینجا بسیار باریک است.
تاگس شپیگل: رژیم ادعا میکند که نیروی اتمی را تنها برای استفاده صلح آمیز میخواهد، آیا این ادعا قابل قبول هست؟
در میان ۲۰۰۰ کارمند سازمان بین المللی انرژی اتمی، هیچ فردی نیست که ادعای صلح آمیز بودن برنامه اتمی رژیم را باور داشته باشد. همه قدرتهای هسته ایی موجود در جهان، نخست استفاده صلح آمیز هسته ایی را اعلام کردند تا بعدها بتوانند از این مرز گذر کنند.
تاگس شپیگل: آیا میتوان از دستیابی رژیم به بمب اتمی پیشگیری کرد؟
در بلند مدت رژیم ایران به قدرت هسته ایی تبدیل خواهد شد. پرسش اینست که چه مدت زمانی میتوان آن را به تاخیر انداخت. مذاکره ها تنها یک هدف دارند: خرید زمان. امریکاییها بر این باورند که میتوانند این زمان را به ۲۰ سال گسترش دهند. رژیم تهران آماده است که وضعیت کنونی را ۵ سال ادامه دهد. بنا به معاهده عدم کسب بمب اتمی، کشور ایران میتواند در ۲۰ سال آینده تصیمیم گیرد، آنچه خود میخواهد.
تاگس شپیگل: چرا دستیابی این رژیم به بمب اتمی اینقدر وحشتناک خواهد بود؟
یک مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه به جریان خواهد افتاد. عربستان سعودی هفته پیش اعلام کرد که «اگر رژیم ایران به بمب اتم دست یابد، ما هم چنین کنیم». مصر همواره اشتیاق به کسب بمب اتمی داشته است. کشور ترکیه هم همواره تاکید کرده که اجازه به رژیم تهران برای دستیابی به بمب اتمی نخواهد داد تا که تنها قدرت اتمی منطقه باشد. رژیم ایران تنها حکومتی است که علنا خواستار نابودی کشور دیگری است: اسراییل. جامعه جهانی باید از خود پرسش کند که آیا چنین رژیمی اجازه کسب سلاح اتمی دارد یا خیر/
تاگس شپیگل: کنترلهای کنونی چه کارکردی دارند؟
در حال حاضر رژیم ایران تحت قانون Safeguard بنا به معاهده عدم کسب سلاح اتمی است. با اینهمه رژیم از امضای تعهد متممی که به کنترل سازمان انرژی اتمی اختیارات بیشتری میدهد، سر باز میزند. یکی از نکته های کلیدی مذاکره ها، تن دادن رژیم به همین است. رژیم خواستار برچیده شدن هرگونه بازرسی است.
تاگس شپیگل: توافق حداقلی تا ۲۴ نوامبر چگونه میتواند باشد؟
چنین توافقی تا آن زمان پیش نخواهد آمد. احتمالا تمدید دوباره مهلت مذاکره…
تاگس شپیگل: ولی امریکاییها چنین امری را غیرمحتمل دانستند، درست است؟
خیر، آنها گفتند که هدف مذاکره ها توافق و نه تمدید آنهاست. ولی دیپلماتها جملگی میگویند توافقی شکل نخواهد گرفت. تا ساعت ۲۳.۵۹ دقیقه روز ۲۴ نوامبر، چنین کردار خواهد شد که انگار مذاکره ها ادامه دارند. با اینهمه مشخص است که تمدید خواهد شد. اینبار شاید برای چهار تا شش ماه.
تاگس شپیگل: چه پیش شرطهایی برای آن وجود خواهد داشت؟
وضعیت اقتصادی ایران از زمان از سر گیری مذاکره ها در سال گذشته بطور وحشتناکی وخیم شده است. قیمت نفت سقوط فاحشی داشت. رژیم ایران تلاش خواهد کرد که از بار سنگین تحریمها بکاهد.
تاگس شپیگل: و امریکاییها همکاری خواهند کرد؟
یکی از مشاورین کهنه کار دولت امریکا چالش را بدرستی چنین نامید: رژیم ایران دنبال بمب اتمی است، ما این را نمیخواهیم. هیچگاه توافقنامه ایی میان ایندو شکل نخواهد گرفت. راه حل طور دیگری خواهد بود. تلاش میشود که تا ۲۰ سال آینده رژیم را از دستیابی به بمب اتمی بازداشت و با تغییر رژیم چالش را از میان برداشت. غیر از این دو راه حل وجود دارد: یا رژیم اجازه کسب بمب اتمی دریافت میکند و یا به آن حمله نظامی خواهد شد.

 

Tagesspiegel