بایگانی دسته بندی ها: مجاهدین

مجاهدین و من


از دوران کودکی ناهمخوانی ام با جهان بیرونی برایم روشن بود. انسانهایی که برای شکم و یک وجب زیر آن، به هر کار و کردار زشت و پلیدی چنگ می زدند در خود پرستی بی پایان، دروغ می گفتند، ستایش بی جا می کردند و دولا راست می شدند.

از دست اینها به جهان کتاب گریختم. هنگامی که درب ورودی کانون فکری پرورش کودکان و نوجوانان را به تنهایی باز نتوان گشودم. ماجراهای تن تن و میلو … داستان بی باکان تاریخ.. تا اینکه ناگهان کتاب ماهی سیاه کوجولوی صمد بهرنگی به دستم رسید. چه اندازه به ماهی کوجولو سیاه رشک می بردم. دست آخر با او در پی جستجوی دریا همراه گردیدم.

تا اینکه برای نخستین بار گرافیک خمینی را دیدم. شبیه داستانهای نخودی و دیوی بود که مادر بزرگم شبها برای ما می گفت. چه نفرتی در چشمانش بمانند آتش گدازان می لغزید. در همین هنگامها برای نخستین بار آرم سازمان مجاهدین را دیدم. و در دوران مدرسه، چند باری با میلیشیا در ورزش صبحگاهی همراه شدم.

سرکوب بی امان خمینی ولی مجال شناخت درست آنها را از نسل ما گرفت. تا که در برون کشور در جستجوی دریا آنها را یافتم. خواسته هایشان بمانند قهرمان داستانها، برای من غیر قابل اجرا و رویایی بود. و درست بمانند آنها، مجاهدین قوانین ستم بار حاکم بر جهان را از بیخ و بن نمی پذیرفتند و به رسمیت نمی شناختند. آخر مگر می شود پس از شکست امیر کبیر و مشروطه و مصدق… ایران استعمار زده را آزاد و آباد کرد؟

شگفت از کردار و «تنظیم روابط» آنها با خود و جهان برون، عاشق شان گردیدم.

اکنون پس از چهل سال ستم آخوندی، با همراهی جهان با خیزش مردم ایران و لشکر آزادی ستانش، در افق، طلوع خورشید آزادی در میان غرش شیر ایران زمین به خوبی هویداست.

این حماسه تاریخی بی همتاست.

Advertisements